تحلیلگر رژیم: شوروی با بزرگترین زرادخانه اتمی و تسلیحاتی، مثل برف اب شد!!!!

در فاز سرنگونی معمولا همه تحلیلها چه از طرف موافقان و یا مخالفان رژیم به این نکته ختم میشود که در معرض سرنگونی جدی هستیم.

یک فعال سیاسی رژیم با تذکر به حاکمیت میگوید: شوروی بزرگترین زرادخانه اتمی و تسلیحاتی را داشت و از قدرت بازدارندگی نظامی بسیار بالایی برخوردار بود.اما در نهایت بدون شلیک یک گلوله همچون برف آب شد. بدون اینکه حتی خبردار شود که چه اتفاقی افتاده است.

همین تحلیلگر رژیم معتقد است که همه راه ها به مذاکرات وین ختم میشود و هر مسیری غیر از این موجب خساراتهای عظیم به حاکمیت خواهد شد و چین و یا شوروی به تنهایی نمیتوانند ما را نجات بدهند.!!!!

رژیم در موجی از بحرانهای فاز سرنگونی قرار گرفته است . مشکلات اقتصادی و بودجه و برجام و هسته ای و واکسن روابط بین المللی و غیره، روزانه گلوی این رژیم را فشار میدهند. انچه از همه برای رژیم خفه کننده است، اعتراضات مردمی است.

اما امروز مسئله افغانستان هم غوز بالا غوز برای رژیم شده است. اکنون تحلیلگران رژیم هشدار میدهند که این نصیحت را گوش کنید، به افغانستان نگاه کنیدو تجربه بگیرید که اشغال و سرمایه گذاری نظامی در کشور دیگر جواب ندارد و خوب است که ما از تجربه امریکا در افغانستان در رویکرد با سوریه و عراق استفاده کنیم.!!!!

در رابطه با افعانستان اعتمادانلاین به نقل از تحلیل گر رژیم میگوید: وجود طالبان در شرق کشور بدین معناست که مسیر تعالی منطقه معکوس شده و رو به افول رفته است. طالبان نیامده که دولت مدرن تاسیس کند؛ عجیب است که برخی از آن به عنوان جنبش اصیل یاد می کنند در حالی که این گروه ترور و خشونت را در پیش گرفته است. این اتفاق تحولات منطقه را تغییر خواهد داد و جریانات افغانستان فرا افغانستانی خواهند شد. همچنین بر ارتباط ایران با جهان خارج نیز تاثیر خواهد گذاشت. نگاه به شرق یک بازی است که باید آن را کنار بگذاریم. نه روسیه و نه چین حاضر نیستند جلوی بمب صدور تروریسم را بگیرند. هر دو در مرزها آسیب پذیر می شوند. اتفاق افغانستان و قدرت گیری طالبان یک اتفاق دیالکتیکی است.»

اصغرزاده تحلیل گر رژیم در پاسخ به اظهارات یکی از نفرات رژیم که عنوان کرد قدرت بازدارندگی ایران در منطقه با وجود گروه های مقاومت افزایش یافته است، بیان کرد: «می دانید که شوروی بزرگترین زرادخانه اتمی و تسلیحاتی را داشت و از قدرت بازدارندگی نظامی بسیار بالایی برخوردار بود. . تمام جنبش های آزادی بخش تمام نگاهشان به شوروی و حمایت هایش بود اما در نهایت بدون شلیک یک گلوله همچون برف آب شد. بدون اینکه حتی خبردار شود که چه اتفاقی افتاده است. چرا که در توهم قدرت به سر می برد چرا که نتوانست منابع اقتصادی را برای ماجراجویی های خود ایجاد کند. نمی شود کشوری بگوید که بازدارندگی نظامی دارد و از طرفی اقتصاد کشور را نادیده می گیرد و مردمش در خیابان اعتراض می کنند و پای صندوق های رأی حاضر نمی شوند. حتی درک نمی کنند که چرا ایران در لبنان، سوریه و عراق حضور دارد.»

اصغرزاده این پرسش را هم مطرح کرد روسیه چه امپراطوری است که 60 درصد از مردمش در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نمی کنند؟

وی ادامه داد: وقتی این قدرت بازدارندگی نظامی ارزش دارد که از پشتوانه مالی، اقتصاد پرتحرک و توسعه یافته برخوردار باشیم. ما که نتوانیم گوشت و مرغ کشور را تامین کنیم. حتی تأمین هویج و سایر مواد غذایی نیز دچار مشکل شود صحبت از قدرت نظامی مورد تایید مردم هم نیست.

وی افزود:بنابراین می خواهم بگویم برهم زدن برجام همانا و به خطر انداختن آینده این نظام همان. مردم ایران می پرسند که حزب الله لبنان وقتی خانه هایش خراب می شود سریع ساخته می شود ولی در ایران در موقع سیل و زلزله اقدامی صورت نمی گیرد. خوب مشخص است این مسائل پرسش برانگیز است و برای مردم جای ابهام دارد.

متاسفانه مسئولین نتوانستند این ابهام را رفع کنند. یکی از اشتباهاتی که می شود این است که جریانی معتقد است که تمام منابع باید صرف مسائل نظامی شود. فکر نمی شود که اگر ملتی گرسنه و دچار شکاف طبقاتی شده باشد و از تبعیض مضمن رنج ببرد و حس نکند که در حکومت مرکزی سهم داشته باشد چگونه می تواند با یک ابزار نظامی و نگاه منطقه ای بازی را جلو ببرد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: