توضیح فاز سرنگونی از طرف اخراجیهای رژیم: حاکمیت در اوج ضعف است

مصطفی تاجزاده از نیروهای دولت قبلی که خطر سرنگونی را بخوبی دریافته است از ترس سرنگونی این رژیم به صحنه امده است تا سقوط رژیم را بتواند با صدای بلند به دوستان در صحنه اش توضیح دهد وی در مصاحبه با دثده بان رژیم بند را اب داده است و سخنانی را مطرح کرده که سرتاسر بوی سرنگونی از ان میاید. وی معتقد است که ورود نظامیان به امور اجرایی یعنی اماده باش رژیم برای برخورد با اعتراضات مردم است. که کاملا درست است.

وی ادامه میدهد. که اگر چه که دولت ‏(بخوانید خامنه ای) سعی میکند نشان دهد که بسیار قدرتمند است اما رفتار او. نشاندن دهنده ترس اوست. مگر یک ابرقدرت منطقه می‌رود یک مادر ستاربهشتی که بالای 70 سال سن دارد را بازداشت کند؟ وقتی اقدام به انجام چنین کاری می‌کند نشان می‌دهد که حاکمیت به شدت احساس ترس می‌کند.

نکته دیگر، آقای احمد خاتمی اظهار کردند که بله فساد و اختلاس و دزدی در کشور وجود دارد اما مگر در حکومت حضرت امیر فساد نبود؟ یعنی برای توجیه کار خودش حتی حاضر هستند که حکومت حضرت امیر را هم زیر سوال ببرند! !!!!

به طور طبیعی در هر کشوری از دنیا زمانی‌که نظامیان حکومت را در دست می‌گیرند، نشان دهنده بدون پشتوانه بودن دولت است. قطعاً اگر تا این اندازه ناامید نبودند دلیلی نداشت نظامیان دولت را در دست بگیرند! این رویه نشان دهنده این است که دولت به احزاب و سیاستمداران موجود اعتماد ندارد.

الان ما باید کارمان به اینجا برسد که یک کشتی نفت را بخواهیم به جایی بفرستیم باید بترسیم از این‌که توقیف شود؟! این روند بسیار خفت‌بار است. اسم این را نباید قدرت بگذاریم، این یک ضعف است.

امروزه ایران به لحاظ تورم بالا رتبه اول جهان را دارد و فشار بسیار زیادی بر مردم وارد می‌شود؛ به بیان ساده‌تر ما دچار یک رشد کاریکاتوری شده‌ایم از این حیث که از طرفی ادعای ابرقدرتی منطقه را داریم، از طرفی حتی نمی‌توانیم نفت خودمان را به فروش برسانیم یا حتی اگر هم به فروش برسانیم نمی‌توانیم پول آن را از نزدیک‌ترین کشور منطقه یعنی عراق بگیریم!  

وی در مورد داستان هالیودی سپاه برای تصرف کشتی نفتکش توسط برادران قاچاقچی میگوید: در مجموع بنده اقدام نظامیان را نه تنها قدرت‌نمایی نمی‌دانم بلکه آن را نقطه ضعف او می‌دانم. تصور من این است که این نمایش و قضایا را مطرح کردند تا بگویند ما مایل هستیم که به مذاکرات برجامی برگردیم زیرا همین افراد در گذشته بعد از ترور سردار سلیمانی مذاکرات را خیانت‌بار می‌خوانند!

من فکر می‌کنم تصمیم این‌که ایران به برجام برگردد یا خیر با رهبری است نه دولت آقای رئیسی. بنده در این خصوص زیاد دولت را دارای نقش نمی‌دانم. دولت رئیسی مثل دولت حسن روحانی نیست؛ روحانی نسبت به برجام موضع داشت. درست است که رهبری مخالف برجام بود اما همه می‌دانستند که موضع دولت مذاکره است و رهبری موافق نیست اما الان دولت اصلاً موضعی در این خصوص ندارد. نقش اول و آخر در مذاکرات برجامی را رهبری ایفا می‌کند.

این اظهاراتی که برخی از مقامات هم می‌گویند که ما اقتصاد کشور را بر برجام گره نمی‌زنیم الکی است فکر می‌کنند واقعیت‌های اقتصادی منتظر اظهارات آقای رئیسی می‌ماند. بنده باید بگویم که اتفاقا اقتصاد کشور کاملا به برجام گره خورده است. مهم‌ترین گره آن هم این است که شما اگر به توافق کنید، ارز کاهش و اگر این کار را نکنید ارز به بالاترین حد خودش می‌رسد! بنابراین این اظهارات درست نیست. جمهوری اسلامی اگر می‌خواست که اقتصاد ایران به تصمیمات آمریکا گره نخورد نباید اجازه می‌داد که پرونده ایران در زمان احمدی‌نژاد به شورای امنیت برود.

مسئله‌ای که در حال حاضر مطرح است این است که چرا به‌جای این‌که بروید تحریم‌ها را لغو کنید به مردم فشار می‌آورید؟ این چه عزتی است که حاضرید مردم خودتان را سرکوب کنید تا در مقابل آمریکا عزت داشته باشید؟! عزت برای زمانی است که مردم از روند مملکت‌داری شما راضی باشند. شما هر چقدر هم با آمریکا لجبازی کنید تازه تبدیل به کره شمالی می‌شوید در حال حاضر هیچکس کره شمالی را به عنوان یک کشور موفق قبول ندارد. ایران اگر عزت می‌خواهد باید به در جهت مسیر مردم و ارزش‌هایی که بخاطرش انقلاب کرد، برود اما متاسفانه در یک چاه لجبازی با آمریکا افتاده‌ایم که همین لجبازی باعث شده است که جامعه ما روز به روز ناراضی‌تر و ناامیدتر شود.

اعتراضات ۹۸یک اعتراضات کاملا مردمی، خودجوش بود. مردمی که به حق از سیاست‌های جمهوری اسلامی ناراضی بودند. مردم نمی ‌دانستند که چرا باید بار برخی از کشورها بر دوش ملت ایران باشد که البته حکومت هم پاسخگوی نارضایتی‌های مردم نبود و متاسفانه در مواجهه با این نارضایتی‌ها سعی کرد با سرکوب خشن مردم را مجبور به سکوت کند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: