جمشید پیمان: باده از جام عشق نوشیدی

قصّه ات گشته نقل محفل ها
خُنُک آبی فشانده بر دل ها

از هزاران خطر گذر کردی
بی خیال از هراس مُشکل ها

نه گشودی میان ره بارت
نه فرود آمدی به منزل ها

نه شدی سست در میانه ی کار
نه دلت رفت پیش غافل ها

باده از جام عشق نوشیدی
سرخو ش افتاده در مقاتل ها

باده ی عشق را بلی شاید
سر کشی با صلای “ناولها”

شور و شوق رهائی ات آخر
بشکند هیبتِ سلاسل ها

ره سپُردی به پهنه ی دریا
پشت کردی به امن ساحل ها

نشدی اهلِ منطقِ بازار
همنشین ات نی اند نازل ها

می رود کاروان تو تا صبح
دل بریده ز شام و  “اهملها”

 

جمشید پیمان
11 ـ 01 ـ 2019

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...