حسین پهلوان: ما که ندیدیم، ما که نبودیم، پس باور نمیکنیم

گالیله را بیدار کنیم تا ثابت کند زمین بدور خورشید میگردد.

اگر مجاهدین خلق هیچ تهدیدی برای رژیم ایران ندارند پس چرا رژیم ایران اینقدر تلاش میکند تا آنها را ازمیان بردارد و بکشد؟

این پاسخ بسیاری از طرفداران و مدافعان سازمان مجاهدین خلق  ایران به کسانی است که دارند تبلیغات دستگاههای سخن پراکنی  رژیم را که سالهاست توسط افراد یا گروههایی بصورت جنگ روانی ( مغرضانه) و یا نا اگاهانه برای مایوس کردن مردم ایران نشخوار میکنند که این مردم از شنیدن پاسخ مجاهدین در داخل کشور از هر نوع رسانه مستقل محروم اند.

تصور شخصی من اینست که مردم ایران پس از تحلیل های عجولانه سران رژیم ازجمله خامنه ای و روحانی .. جواب خود را  پس از قیام های ۶ و ۷ دی ماه سال گذشته چه سازمانی پشت آن بود را  بروشنی دریافت کرده اند .

اما سردمداران نظام که جملگی پس از آن قیام شکوهمند که کرکشان ریخته بود و  همه رشته ها  پنبه شده بود، باید حیله ای بخرج میدادند تا قیام را شقه کنند. چه راهی بهتر از راه وزیر اطلاعات “سید محمود  علوی” که میگوید “هرجا نام مجاهدین آورده میشود باید  در کنارش نام “رضا پهلوی” هم  مطرح شود  تا مجاهدین پر رنگ نشود”. صد البته این تاکتیک محبوب مماشاتگران غرب هم  بود که بدنبال ” نظم نوین جهانی”اند ( بر اندازی نه؛ رفرم کنترل شده آری). برای اجرای چنین  سناریویی نیاز به  کارگردان و سیاهی لشکر و یک تیم فیلمبردار است تا در چند شهر از 120 شهر با مهارت و در عین حال با ظرافت و مخفی کاری با هزینه بنگاه مافیای امنیتی سپاه پاسداران اجرا شود. بله به اقرار روزنامه حکومتی دقت کنید چگونه طاغوت برای توجیه هدف حفظ نظام  مبدل به یاقوت میشود و چگونه از “خون  جوانان وطن که قرا بود لاله دمیده شود ..”  خس و خاشاک جهیده است .

از دیدگاه استعمار گران دورپرداز سقوط حکومت دست نشانده و استبدادی سلطنت شاهنشاهی در سال 1357 در واقع به منزله پایان سلطه استبداد در ایران نبود بلکه جایگزین سلسله دینی برای تجدید قوای سلسله قبلی بود. به قول چرچیل تا ” یک اکثریت نادان و یک اقلیت خائن” در کشور ها جولان میدهند همه کار بدلخواه  پیش میرود .

حالا پس از چهل سال آن اکثریت نادان هم تا حدودی آگاه شدند اما متاسفانه  آن” اقلیت خائن” همچنان بدور چاههای نفت پرسه میزنند. اعتقادات بشر روزگاری شاخصی بود که می شد انسانها را با آن سنجید .ولی معیار دیگر آنها نیست معیار کسب سرمایه از طریق بدست گرفتن حکومت بهر حیله ای است. سوسیالیست دیروز کاپیتالیست و کاپیتالیستهای دیروز سوسیالیست امروز  می شوند. عده ای هم از آنجا رانده و اینجا مانده “مبارز مدنی” و یا سکولار می شوند و به سپاه جهل و جنایت پیام میدهند که” رژیم را سرنگون کنید اما خشونت بخرج ندهید …”

با مشاهده بریده روزنامه همشهری رژیم دیده اید چگونه  می خواهند با صحنه سازی در فضای مجازی حضورشان را در قیام سراسری از طریق استقراء در رسانه ها به اثبات برسانند؛ و بدتر از همه پس از افشای این صحنه سازی و” ترفند هنری” در روزنامه های رژیم ولایت فقیه، چند شب قبل یک رسانه فارسی زبان آمریکا که بین ” اصولگرا و اصلاح طلب ” به مصلحت روزگار کله معلق میزند همین شعارهای سپاه ساخته “مملکتی که شاه نداره ، حساب و کتاب نداره …” را نقطه عطف قیامها در چهل سال دوران حکومت ولایت فقیه  قرار داد که”مردم بالاخره انتخاب خود را کرده اند”. نقل به مضمون .

و از آن جالبتر در همین رسانه دربرنامه ” صفحه آخر”  که اختصاص به تروریسم رژیم  ولایت فقیه داشت به چند نمونه از قتل  های زنجیره ای نویسندگان وچند تن از  طرفداران نظام سابق اشاره کرد، ولی از ترور هزاران عضو سازمان مجاهدین که بیش از 90%  قتل ها و ترور های رژِیم را تشکیل میدهند عمدا چشم پوشی کرد.

حالا از این فرض باید بتوانند این حکم را  اثبات کنند که:

بله  مجاهدین که ضلعی از” مثلث فرضی” تحلیل خامنه ای در قیام  بودند؛  تنها نیستند و مدعی دیگری که  تولید وزارت اطلاعات و سپاه ساخته شده، بقول کیهان شریعتمداری” دسته جات بسیجیان نمازگزار جمعه که از حفاظت سپاه بر خوددار بودند و شعار رضا شاه روحت شاد  … سر میدادند هم وجود دارد.

راستی چرا پس از چهل سال ولی فقیه میخواهد با نبش قبر، سلسله مردگان را زنده کند؟

دلیلش روشن است  آن شعار ساختار شکن؛ “اصلاح طلب اصولگرا، دیگر تمام شد ماجرا”ی دانشجویان دانشگاه تهران راه حل از “درون نظام از طریق اصلاحات” که استعمارگران غرب سالها دنبالش بودند را برای همیشه مهرموم وباطل کرده بود.

از دیدگاه اطاق فکر نظام ولایت فقیه و پشتیبانان استعماری آنها، مطرح کردن دار و دسته سلطنتی بی خطری که جرم اینها در ویران کردن مملکت با آخوندهای حاکم در همه زمینه ها برابری میکند چنانچه بتواند بوسیله رسانه های سمعی و بصری جا انداخته شود ، انگیزه انقلابی در مردم را ( که سگ زرد برادر شغال )است را حداقل مدتی فروکش میکند.

دفاع از سازمان  مجاهدین خلق  بدلیل “داشتن طرفدار درداخل ایران”  که خود مبتکر و پیشتاز مبارزه “براندازی” حکومت های شاه وشیخ و مبشر آزادی وبر قراری حاکمیت ملی برپایه انتخابات دموکراتیک و جامعه ای سکولار هستند،  کاری عبث وغیر ضروری و از موضع پائین است. چرا؟

اساسا جنگ جاری درداخل ایران؛ بین دو جریان اصلی حکومت ولی فقیه مسلح به ایدیوالوژی ارتجاعی  اسلام بنیاد گرا و شورای ملی مقاومت سکولار حدود 40 سال  است که جریان دارد . جهت اطلاع آن دسته از جوانانی که در جریان شکل گیری انقلاب ضد سلطنتی  نبودند  باید تاکید داشت  اختلاف بین سازمان  مجاهدین خلق ایران  با دیدگاه طرفداران سیستم ولایت فقیه   به زمان قبل ازانقلاب  برمیگردد که نسبت به  اسلام دو دیدگاه و بینش کاملا متضاد و انتاگونیسم دارند، که از زمان بنیانگزاری سازمان مجاهدین  در سال 1344 در زمان حنیف نژاد برمیگردد، که این تضاد در زندانهای شاه بخصوص پس از ضربه اپورتونیست های چپ نما شدت گرفت.

دیدگاهی که میگوید رهبری سیاسی جامعه در اختیار یک فرد بنام” امام ” یا ولی فقیه است که او حاکم مطلق العنان جامعه حیات و ممات و جماد…  و جانشین برحق امام زمان … “.  مجالس و قوای سه گانه و انتخابات یک بازی است که صرفا مصرف خارجی دارد …و کشک است اهم ” واجبات دینی ” مثل اصول و فروع دین  در خدمت ” حفظ  نظام” است  نمونه بارز آن  همین چهل سال حکومت  خمینی و خامنه است. دین رسمی کشور را شیعه اثنا عشری میداند …..

اسلام پویا اما بر پایه آزادی و  انتخاب آزاد استوار است که از آیه ( لا اکراه فی الدین) سر چشمه میگیرد.  این تفکر برای رسیدن به جامعه قسط و عدالت به رهبری جمعی ( شورائی ) اعتقاد دارد. که از ابتدای تاسیس هم بر پایه (کمیته مرکزی ) پارلمان سازمان و (هیئت اجرائی) به مثابه مینیاتور دولت در سایه است پایه گذاری شده که  اکنون به  شورای مرکزی تکوین یافته است.

این تئوری بر اساس جمعبندی و بحث های طویل المدت با مطالعه تاریخ انقلابات و ادیان توسط بنیانگذاران  سازمان بدست آمد که دوران حکومت های فردی که نوع دینی آن از همه وحشتناکتر است به پایان رسیده است. پیچیدگی ابزار تولید و پیشرفت علم  و دانش و تکامل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی  با پیدایش احزاب از طریق  دسته بندی شدن افکار وعقاید…  دیگر یک فرد هرچه هم نخبه و دارای علم و تخصص باشد توان حل معضلات حکومتی را ندارد .  چه رسد که در حجره های دربسته  “امام و مجتهد ” شود  با فتوای دینی حکم  صادر کند.

بنا بر این در این دیدگاه است که میشود آزادی احزاب و بیان و قلم را را تضمین کرد و پلورالیسم را نسخه کرد و درنتیجه پارلمانتاریسم را بنا گذاشت و انسان ها را نه بر اساس اعتقاد بخدا و یا عدم اعتقاد بلکه بر اساس عملکرد آنها مسئولیت داد. با اعتقاد به چنین معیاری می شود هم دیندار بود هم بی دین و هم انسانی سکولار در جامعه ای زیست که دین از دولت و حکومت جدا باشد .

از زمان رضا خان که جنبش مشروطه یعنی حاکمیت مردم ایران بسرقت رفت،  تا همین امروز  توسط دونظام سلطنتی و حکومت دینی ولایت فقیه با عوامفریبی های تاج و نعلین ،ایران همچان در چند کیلومتری” دروارزه های تمدن ” در جا میزنند. دزدی و غارت بیت المال،  سرکوب ازآدیخواهان، شکنجه کشتار،  انحصارقبضه حکومت، فحشا و فساد اجتماعی، باز گذاشتن دست بیگانگان  واستعمار گران خارجی در کشور بی وقفه ادامه دارد.

قصد اهانت به هیچ فرد و گروه سیاسی که دراین سالها برای بزیر کشیدن استبداد قد علم کرد و در راه وطن جان و مال فدیه کردند ندارم. اما  اگرعلیه فساد مبارزه میکنیم  باید بدانیم که فساد  فقط دزدی اموال مادی نیست در قدم اول باید از خود شروع کنیم حاصل مبارزات دیگران را به نفع خود مصادره نکنیم .اگر در رسانه ای کار میکنیم ادعای خبر نگاری داریم و یا عضو حزبی هستیم که ادعای عدالت و دموکراسی داریم امانت دار باشیم.

برگردیم به  سالهای سخت که کسی جرئت یک اعتراض به خمینی را نداشت این مجاهدین بودند که با خمینی بر  سرکوب مردم کردستان و گنبد و حجاب اجباری وتقلبات انتخاباتی  جنگ ضد ملی باعراق  و سفارت گیری و سرکوب دانشجویان و کفار خواندن نیروهای چپ و ملی و لائیک و مهمتر از همه راءی  ندادن به قانون اساسی ارتجاعی ولایت فقیه  مبارزه و افشای  جنگ طلبی  و عوامفریبی و  دخالتهای منطقه ای و پروژه بمب سازی و موشکی و رد سیاست مماشات  و در نهایت تسلیم نشدن و بیعت نکردن با خمینی و خامنه ای علیرغم  شهادت بیش از صد هزار نفر از اعضا و هواداران تا امروزهمچنان پیشتاز مبارزه اند.

اگر هنوز کسی فکر میکند که این قیامها خود بخودی است و سازماندهی نیست ، باید پاسخ دهد که  98 درصد  طرفداران خمینی را چه چیزی و چه کسی  فشل کرده است  ؟ آیا میدانید  برای باز کردن چشم آن  “مردم اکثریت نا آگاه ”  برای دیدن فساد و دزدی و عوامفریبی دینی   باید چشم ها از دست میرفت وبرای  بدست آوردن دل مردم  فریب خرده  باید قلبها ی بسیار  هدف گلوله پاسداران قرار میگرفت که” شاهزاده” امروز خواستار بیعت کردن با آنهاست و برای بازگردان اعتماد مردم لازم بود کسانی حتی خود را به آب و آتش  بزنند. …

علیرغم همه این فداکاریها در راه آزادی وطن هنوز آن” خائنین اقلیت” و طرفداران لاک چری آنها که، میلیارد ها دلار از ثروت ملی را بالا کشیده اند، بی محاکمه در چراگاههای دموکراسی دلار میخورند و راست راست راه میروند و وطنپرستان و مبارزان وطن را” ارتجاع  سرخ وسیاه ” می نامند .

حال به پایان این جنگ بین مجاهدین و رژیم رسیدیم و دیگر فینال است. دیگه تمام ماجرا ، و همه تماشاگرانی که در این چهل سال، چه کسانی که خود را از نژاد برتر و وارث تاج و تخت میدانستند،  و گروه دیگر که فریب غمزه های “ضد امپریا لیستی”  را خورده وگروهی بدنبال اصلاحات ومیانه روی و گفتگوی تمدنها وگروهی هم بدنبال  مبارزات مدنی “نه جنگ ” را به خورد مردم داده اند و مردم از اعمال خشونت پرهیز میدادند… که باعث ازدست رفتن  بیت المال و جانهای بسیاری از مردم شریف ایران شد، جملگی  باید پاسخ گو باشند. اگر مجاهدین طرفدار ندارند پس چه کسی طرفدار دارد ؟

اگر این صحت ندارد باید گردش زمین بدور خورشید را دوباره اثبات کنیم، از انجائیکه گالیله دار فانی وداع کرده است باید منتظر اولین نتیجه انتخابات درون کشور باشیم.

حسین پهلوان
هفتم ژانویه 2019

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: