دهمین جلسه دادگاه نوری: نصرالله مرندی گفت هرکه را می‌بردند، دیگر برنمی‌گشت

دردهمین جلسه دادگاه جلاد نوری روز پنجشنبه ۱۱ شهریور در استکهلم، نصرالله مرندی به عنوان یکی از شاهدان اصلی قتل عام 67 شهادت داد.شهادت مرندی شامل دو بخش بود.

نصرالله مرندی در سال ۱۳۶۱ به جرم هواداری سازمان مجاهدین و در حالی که از ناحیه پا هدف گلوله ماموران حکومت قرار گرفته بود، دستگیر شد. او ۱۴ ماه پس از دستگیری، در دادگاهی چند دقیقه ای و بدون حضور وکیل مدافع به ۱۵ سال زندان محکوم شد و در زمان اعدام ها در تابستان ۶۷ در گوهردشت کرج دوران محکومیتش را می‌گذراند. همسر او نیز به دلیل فعالیت های سیاسی به مدت هشت سال در بند بود.

او نخست به سوالات دادستان در مورد علت محکومیتش، موقعیت ساختمان ها، بندها، راهرو، و اتاق هیات مرگ زندان گوهردشت پاسخ داد. مرندی جزئیات انتقال خود به زندان گوهردشت در سال ۶۵ و برخی وقایع مهم در فاصله زمانی پاییز ۶۵ تا بهمن ۶۷ در آنجا را برای حضار تشریح کرد.در این دادگاه دختر، پسر و داماد حمید نوری که در بین ناظرين نشسته بودند و چهره نگران حمید جلاد را نگاه می‌کردند. حمید نوری در دو بار جلسه تقاضای تنفس کرد. بار اول در شروع دادگاه بود که تقاضا کرد عینکش را برایش به دادگاه بیاورند و بار دوم هم از سر و صدای مقابل دادگاه اظهار ناراحتی کرد.

نصرالله مرندی در بخش اول شهادت جزئیات انتقال خود به زندان گوهردشت در سال ۶۵ و برخی وقایع مهم در فاصله زمانی پاییز ۶۵ تا بهمن ۶۷ در آنجا را برای حضار تشریح کرد.او گفت: «ما در بند دو در طبقه سوم بودیم و از دریچه ای می توانستیم سوله و تحرک پاسداران را ببینیم. من به چشم خودم دیدم که حمید عباسی به همراه یک پاسدار جلوی بند دو آمد و اسم چند نفر را صدا کرد. رضا زند هشتم مرداد از اتاق ما در بند دو فراخوانده شد و هرگز برنگشت.» مرندی همچنین به یاد آورد که ناصریان و حمید نوری را سه بار در سال ۶۶ و در جریان تنبیه جمعی و شکنجه خودش و زندانیان دیگر دیده بود. شاهد ادعا کرد که حمید نوری بارها او را کتک زده است.

نصرالله مرندی در ادامه گفت: در پاییز ۱۳۶۵ به‌گوهردشت منتقل شدم در بندی که ما بودیم ۱۸۰ تا ۲۰۰نفر بودیم که اکثر قریب به‌اتفاق آنها مجاهدین بودند. برای اولین بار دژخیم حمید نوری را در بهار ۱۳۶۶ در زندان دیدم که من و چند زندانی دیگر را تهدید کرد.

نصراله مرندی در بخش دیگر از محاکمه‌های کوتاهی روایت کرد که زندانیان به جا مانده از دوره اعدام‌های جمعی دهه شصت ایران از آن به عنوان “هیات مرگ” نام می‌برند و می‌گویند در جلسه‌های کوتاه چند دقیقه‌ای قضات آن هیات در شهرهای مختلف درباره زندگی و مرگ زندانیان تصمیم می‌گرفتند.نصرالله مرندی گفت که ناصریان [قاضی مقیسه] او را با نام خود و نام کوچک پدرش صدا کرده و به هیات مرگ برده است.او در دادگاه با اشاره دست ردیف، ترتیب و جایگاه قضات دادگاه را به قاضی دادگاه استکهلم نشان و گفت: “[مرتضی] اشراقی دادستان انقلاب و [حسینعلی] نیری قاضی شرع ایستاده بودند و کنارشان پورمحمدی بود. سمت چپ نیری و رئیسی نشسته بود.”
این شاهد در ادامه توضیح داد که سه بار در روزهای مختلف در مرداد ماه به راهروی مرگ برده شده و یکبار نیز در برابر هیات مرگ قرار داده شده است. او شهادت داد که در این سه روز به کرات حمید نوری متهم پرونده را دیده که در حال خواندن اسامی افراد برای انتقال به راهروی مرگ و در مواردی هیات مرگ بوده است. طبق شهادت مرندی در روز ۱۵مرداد نیز حمید نوری اسامی چندین تن از جمله طاهر بزاز حقیقت طلب، سیدعلی وصلی، قاسم سیفان، علی حق وردی، حسین قزوینی یا حسین برهانی (دو اسم داشت) را خواند و دستور داد که به حسینیه برده شوند. براساس شهادت مرندی، این افراد هرگز به سلول های خود بازنگشتند.
نصرالله مرندی تاکید کرد که ناصریان و حمید نوری در پی از بین بردن هویت زندانیان به عنوان یک مجاهد بودند و حاضر به شنیدن کلمه مجاهد از دهان آنها نبودند. مرندی گفت ناصریان تکه کلامی داشت به نام «مجاهد خبیث» که همواره برای صدا زدن آنها از این عبارت استفاده می کرد. نصرالله مرندی تاکید کرد که در سخنرانی سال ۲۰۰۱ خود در سوئد از نقش حمید نوری در اعدام ها سخن گفته بود.

مرندی از جمله گفت: حمید نوری ناصر منصوری مسئول بند و منتخب مجاهدین گوهردشت را برای گرفتن اطلاعات بند بیرون برد و او را زیر شکنجه بردند.

ناصر منصوری که نمی‌خواست اطلاعاتی هم‌بندانش را فاش کند خود را از طبقهٔ سوم به پایین پرت کرد و فلج شد.

دژخیمان ناصر منصوری را در حالی که فلج بود با برانکارد به‌پای چوبهٴ اعدام بردند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: