رضااولیا – استعفای دو نفر و حمله به لیبرتی

رضا اولیاروز شنبه ۲۵خرداد۱۳۹۲ عوامل ودست نشانده های رژیم آخوندی کمپ لیبرتی را برای چندمین باربه خاک وخون کشیدند. ولی این بار زمینه های سیاسی این کار فقط توسط مارتین کوبلر آلمانی فراهم نشد بلکه عملکرد رفیقان!! نیمه راه هم که سه روز قبل ازاین حمله با استعفای غیر نرمال خود بزرگترین خنجر را از پشت به مقاومت زدند، باعث حداکثر سوء استفاده توسط رژیم آخوندی شد.

من به شهدای والا مقام این حمله جنایتکارانه درود میفرستم ولی نکته اصلی ام دراین مقاله مربوط صحبت از دوتن از افرادیست که با یک سیستم پلیسی از شورای ملی مقاومت ایران بریده اند.

متن استعفای این دوتن آقایان برای فردی مثل من خیلی توهین آمیز بود. اینکه چهارسال است که شورائیها نمیتوانند نظراتشان بگویند را یک دروغ ویک توهین به خودم میدانم. جهت اطلاع هم میهنان وهواداران مقاومت ایران، مسئله اصلا این نبوده که شورا به نحو دموکراتیک اداراه نمیشده بلکه درست برعکس مسئله این است که این دونفر جائی بیشتر از وزن وجایگاه و درک و فهم سیاسی خودشان اشغال کرده بودند. وگرنه هرکسی به آسانی میفهمد نکاتی که این دونفر مطرح کردند نمیتواند بهانه ای برای جدائی ازیک جریان اصیل سیاسی مثل شورای ملی مقاومت ایران باشد.

البته من گرچه ازاستعفای این دونفر مثل بقیه ابتدا ناراحت شدم ولی اگر بخواهم واقعیت را بگویم تعجب نکردم. ابتدا بگویم به این خاطر ناراحت شدم که علیرغم انتقادهائی که من همواره نسبت به این دونفر آقایان داشتم و این را خودشان خوب میدانند اصلا فکر نمیکردم تا این درجه بی پرنسیپ وزشت کردار باشند. ولی به این دلیل تعجب نکردم چون مسیری که در نقض مرزبندی های شورا این دونفر طی میکردند میتوانست به همین نقطه که رسید برسد. من شخصا بارها نسبت به بی مرزی این دونفر آقایان به دبیرخانه شورا هشدار داده بودم که شرحش مفصل است. ولی به عنوان مثال وقتی علیرغم دشمنی آشکار برخی رسانه های استعماری با آنها مصاحبه میشود. معنایش این است که مطرح کردن خود اولویت واهمیت بیشتری پیدا میکند ودرهمین نقطه است که وزارت اطلاعات وارد میشود وبا دسیسه های خود متاسفانه نقش خودش را علیه شورا ایفا میکند.

برای من سئوال بزرگی است که چطوراز یکی از دلائل استعفا «پیامهای نصیحت وانذار آقای رجوی به سران غالب ومغلوب رژیم ولایت فقیه »، ایران دیده بان ارگان وزارت اطلاعات رژیم آخوندهای جنایتکار سه هفته قبلش(ایران دیده بان ۱۶می۲۰۱۳ – زمان استعفا ۵ژوئن ۲۰۱۳)اطلاع داشته است. چون این ارگان وزارت اطلاعات نوشته است: « واقعیت آن است که شورائی ها به شدت مسئله دارند، هم درباره مفاد آن نامه سرگشاده که کم وبیش خودشان هم به آن واقفند واعتراف دارند وهم از پیغام وپسغام انتخاباتی رجوی ». الان روشن است که منظور آنها از «شورائی ها» چه کسانی هستند. ولی مسئله مهم است که وزارت اطلاعات ازسه هفته قبل درجریان موضع این آقایان بوده است.

باید به این آقایان بگویم بقول خودتان درعصر اینترنت مردم را احمق حساب نکنید. دم خروس سه هفته قبل بیرون زده است.

آقای قصیم من یکی از آن ۵۰۰نفری هستم که اطلاعیه شورا را امضاء کردم و مورد توهین های بسیار زشت شما واقع شدیم. به این جهت تإکید دارم بند دوم اطلاعیه را اینجا تکرار کنم که « شناعت وشقاوت به حدی رسیده است که معنی سیاسی اقدامهای فوق الذکر به کلی نادیده گرفته شده ودشمن در سربریدن مجاهدان اشرف ولیبرتی وبه ویژه در ردیابی و حذف فیزیکی مسئول شورای ملی مقاومت تشجیع میشود»

من مطمئن هستم بزودی همه نکات مبهم این خودزنی سیاسی برای ما روشن میشود.

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...