مصطفی قره اغلو: «استراتژی رژیم درمقابله با آلترناتیوانقلابی در مرحله سرنگونی»

mostafaبا اجرای تحریم های بین المللی وآثار گریبانگیر آن بر روی رزیم فرتوت که بند ناف اقتصاد و هزینه های سرکوب و پروژه های هسته ای و تروریستی اش به دلارهای نفتی نیاز روزمره دارد ، علیرغم شانتاژهای ولی فقیه و گماشته قبلی وی (احمدی نژاد) مبنی بر کاغذ پاره دانستن قطعنامه ها و اینکه تحریم های بین المللی باعث رشد و شکوفایی شده اند؛ در درون حاکمیت بحرانهای جدی و مرگبار و خفه کننده ای را بر کل رژیم تحمیل کرده و طناب فشار این ایزولاسیون بین المللی و تحریم های نفتی و بانکی  رژیم ضد بشری را شدیدآ نگران” اعتراضات و شورش های خیابانی”و “انفجارات  اجتماعی” کرده است ( موضعگیریهای کارگزاران رژیم و بالاخص جناح مغلوب و اعلام مستمر شرایط اضطراری جامعه و اینکه بایستی مطالبات مردم در نظر گرفته شده !! و پاسخ داده شود!! و….) و کماکان این تهدید کابوس روز افزون و شبانه روزی رژیم میباشد و هر روز که میگذرد بر شدت و حدت این تهدیدها افزوده میشود . رژیم ضد بشری برای برون رفت از این شرایط مرگبار و خفه کننده ای  که دچارش شده بود نیاز به مانور اعتدال گرایانه!!! ( ونه اصلاح طلبا نه قلابی و حکومتی ، که کل رژیم ضد بشری ظرفیت این نمایش حکومتی را مطلقأ از دست داده بود و با آنها با عنوان فتنه مرزبندی داشت !!!) داشت.

در تعادل قوای باندهای رژیم و بدلیل شکست فاحش ولی فقیه در پیشبرد خط خودش برای یکدست  کردن رژیم و سر برآوردن “باند انحرافی”  عملأ باعث تضعیف هر چه بیشتر و عمیق تر شدن “طلسم شکستگی ” ولی فقیه یک شبه و روضه خوان شد و نفرات  کاندیدای ریاست جمهوری ارتجاع ازباند ولایت شقه شقه شدند و جناح مغلوب ولی همزاد  توانست به درون حاکمیت برگردد. ولی فقیه بر خلاف سرمایه گذاریهایی که طی مدت ۸ سال کرده بود  چند سیلی آبدار بر بناگوش اش احساس کرد و خود را بر سر دو راهی” جام زهر ” ویا ادامه سیاست های بی دنده و ترمز و “رویارویی با جامعه جهانی ” که نتیجه ای جز سرنگونی در چشم انداز ندارد، یافت  و در این تغییر تعادل قوا در درون باند های  رژیم ولی فقیه طلسم شکسته بالاجبار تن به پذیرش روباه مکار داد که توانسته بود مهره خودش را بر مسند ریاست جمهوری ارتجاع برساند.

ولی در عین حال و کماکان خطوط قرمز اساسی برای همه باند های رژیم و از جمله  باند رفسنجانی ـ روحانی و دار و دسته اش حفظ نظام و سرکوب داخلی ( و بطور ویژه سرکوب زنان) و صدور تروریسم و و دستیابی به بمب اتم بمنزله ضامن بقای رژیم سرلوحه استراتژی شان بوده و میباشد .بعبارت دیگر برای رژیم  ــ تمام باند های رژیم ــ شرط لازم ورود به مرحله  ” خوردن جام زهر “  و غلبه بر بحرانهای مرگبار را تعیین تکلیف آلترناتیو انقلابی و حذف کردن کانون مرکزی مقاومت و وارد کردن ضربات نظامی جدی به سازمان یافته ترین نیروی مقاومت ــ مجاهدین و ارتش آزادی ــ بوده و می باشد  . نیم نگاهی به مواضع رژیم و تحت فشار ماکزیموم قرار دادن مالکی جنایتکار برای همراهی هرچه بیشتر در سرکوب مجاهدین و….توسط وزرای اطلاعات و خارجه  ( از هر دو باند رژیم  ) و و ابلاغ دستور نهایی حملهتوسط قاسم سلیمانی جنایتکار و تروریست وهماهنگی های انجام گرفته خود گواه و مؤید می باشد

«استراتژی رژیم برای گذار از بحرانهای مرگبارداخلی و بین المللی»

 ــ پیش گرفتن مغازله و گفتگو با مماشاتگران با هدف برداشته شدن و لغو تحریم های بین المللی وایجاد” فرصت ” برای کلیت نظام

ــ ایجاد فرصت زمانی برای تکمیل پروژه اتمی و دستیابی به بمب اتم به منزله تضمین بقاء رژیم

 ـ و اما رژیم بنا به تجارب ضد انقلابی خود بخوبی میدانست و میداند که با وجود یک آلترناتیو انقلابی تهدید مهم و اصلی اش ایجاد یک شکاف بعنوان یک فرصت طلایی برای اعتراضات اجتماعی  و ارتقاء و هدایت  و مدیریت و سازماندهی این اعتراضات در جهت سرنگونی تام وتمام این نظام کهنه و پوسیده وضد بشری توسط آلترناتیو سازمان یافته و انقلابی میباشد ( کانون استراتژیک نبرد ” اشرف ” و اپوزیسیون سازمان یافته و متشکل ) . و پیشاپیش و قبل از وارد شدن به این راهکار، تصمیم جدی خودش را برای یکسره کردن این تهدید اصلی و جدی  ( بستن اشرف به هر بهای ممکن ) گرفته بود و استارت این استراتژی را با حمله موشکی به لیبرتی زد ( بنظر خودم بدون هماهنگی با مماشاتگران نبود)  و در روز انتخابات فرمایشی اش نیز این پیام را تکرار کرد .تا قبل از هر کسی دیگر به نیروهای خود در داخل و خارج تفهیم کند که کماکان خط سرکوب و تروریسم خط اصلی رژیم میباشد و هیچ تغییری انجام نشده است.

بموازات پیشبرد این استراتژی ضد میهنی وسرکوبگرانه، تمام نیروهای خود در خارج کشور رانیز بسیج کرده تا در هماهنگی باخط رژیم جنگ روانی و شیطان سازی را بر علیه سازمان پیشتاز و آلترناتیو انقلابی و رهبری پاکباز مقاومت ــ مسعود ـ پیش برده و در موضع تدافعی قرار دهد ( لجن نامه ایرج مصداقی مزدور و خائن موسوم به گزارش ۹۲ و جریان استعفای برنامه ریزی شده و در ارتباط با مزدور گشتاپوی آخوندی ،  انتشار نامه عنصری فرومایه و خائنی دیگر و” به یغما رفته” بنام اسماعیل وفا و  سعید جمالی مزدور و یک دوجین عناصر وامانده و ور شکسته و بریده که در این طرح منفور و کثیف و بغایت ضد انقلابی ــ با توجه به نیاز مبرم رژیم برای گذار از این مرحله ــروزمره حملات نیابتی از طرف رژیم را بر علیه مقاومت خونبار و سازمانیافته و بطور مشخص رهبری این مقاومت را سرلوحه خود قرار دادند .

در ادامه این روند رژیم در بر آوردهایش این تهدید را خیلی بیشتر از قبل در یافت که بر خلاف محاسباتش و بعد از حملات تروریستی و موشکی بر علیه لیبرتی امکان بر گشت مجاهدین به اشرف ـ و لو بطور موقت و بدلیل نبود مینیموم استانداردهای حفاظتی و امنیتی در لیبرتی ـ وجود دارد و کارزار بین المللی شکل گرفته از طرف مقاومت مبنی بر اسکان موقت در اشرف تا حل و فصل مسئله باز اسکان آنها در کشورهای اروپایی و امریکایی ، رژیم تصمیم به سوزاندن این راه حل موقت ـ که به منزله کابوس کشنده برای رژیم در طی سالیان بوده و بطور مشخص در این شرایط تعیین کننده میتوانست با کارکرد کیفأ متفاوت از قبل عمل کند ـ با همه عواقبی که برایش میتوانست و میتواند داشته باشد ، گرفت  (هدف اولیه رژیم ) و کیسه های زیادی نیز برای خود دوخته بود که در صورت موفق آمیز بودن این عمل جنایتکارانه به رهبری ــ مسعود ــ دسترسی پیدا کرده و یا سرنخی از او بدست بیاورد .و البته و صد البته این دفعه نیز مثل دفعات پیش بور و کور شد و سرش به سلسله جبالی از ایستادگی و مقاومت خورد و در نهایت شقاوت و درندگی و سبوعیت ۵۲ قهرمان اشرفی را با وحشیگری مختص خود به شهادت رساند ( ۱۶ قهرمان مجاهد خلق با دست بسته اعدام شده اند) و ۷ مجاهد قهرمان را به گروگان گرفته اند  .

و دشمن ضد بشری در موضعگیریهایی که مکر رأ از طریق مزدوران و سرکردگانش و از جمله پاسداران جنایتکار سلامی و قاسمی و خرچنگ نظام آخوندخاتمی و… اتخاذ کردند صریحأ و به گویاترین وجه بر جایگاه استراتژیک و راهبردی اشرف اعتراف و اذعان کردند  و این جز اعتراف زبونانه  بر صحت و درستی استراتژی مقاومت خونبار و شکوهمند ایران و حقانیت  طراح و معمار اصلی این استراتژی  نمی باشد .پس در یک کلام اشرف این ـ کانون استراتژیک نبرد ـ و سد سدید ضد بنیادگرایی در مقابل هیولای فاشیزم و ارتجاع مذهبی و عامل به گل نشستن ارابه تروریسم و بنیاد گرایی رژیم و شاخ و طلسم شکستگی ولی فقیه ارتجاع در عراق و سوریه و منطقه بوده است .

ــ با این موضعگیریهای دشمن ضد بشر که به نقش و موقعیت و “اهمیت راهبردی اشرف ” نه تنها در رابطه با کشورمان بلکه در رابطه با منطقه اذعان و اعتراف دارند و دقیقأ به دلیل همین ترس و رعشه های سرنگونی و کابوس شبانه روزی سرنگونی دست به این جنایت هولناک و ضد بشری یازید تا شاید در تحولات منطقه و ایران گریزگاهی از سرنگونی داشته باشند ولی به قطع و یقین و به گواه دوران دهساله پایداری و ایستادگی پر شکوه مجاهدان اشرفی و ماندگاری اشرف پایدار تا همین الان ــ اوضاع از هر طرفی که بچرخد ــ برنده و پیروز این نبرد پر شکوه خلق و انقلاب و اشرفیان قهرمان بوده و می باشد و همانطور که رهبر عزیز و بی نظیر مان ــ مسعود ــ در قبل از حمله ائتلاف غربیها و اشغال عراق گفتند و تأکید کردند که « علیرغم تمام فراز و نشیبها که در عراق در پیش رو است راه حل استراتژیک ، ماندن در عراق و پافشاری بر استراتژی ارتش آزادیبخش بوده و میباشد …(نقل به مضمون).

 و دقیقأ در این استرا تژی  کارکرد بغایت کثیف و خیانت آمیز این بریده مزدوران با رنگ و لعابهای گوناگون روشن وهویدا میشود که تا کجا در استراتژی رژیم ددمنش مورد استفاده و بر ضد مصالح ومنافع عالیه خلق قهرمان ایران بکار گرفته شده اند و بعبارت دقیق تر تن به این مزدوری داده اند . و اینجاست که به قطع و یقین میشود گفت که این نقش و انجام این مأموریت حتی از عهده پاسداران و مزدوران داخل کشوری رژیم بر نمی امد و رژیم نیاز مبرم به وجود این پست فطرتان در پیشبرد استراتژی  ضد خلقی خود داشت .  و تقسیم کار مشخصی انجام گرفته است و از این رو بعنوان جاده صاف کن های این جنایت هولناک ضد بشری بوده  و هستند . باشد که با رژیم ضد بشری به زباله دان تاریخ انداخته شوند و  به سزای خیانت و جنایتهایشان برسند…

 با نگاهی اجمالی به مواضع این بریده مزدوران و پاسداران خارج کشوری رژیم بسادگی و بوضوح این هماهنگی وهمخوانی را علیرغم تمام ایزگم کنی های این بریدگان و مزدوران در سطر سطر این لجن پراکنیها میشود دید و واقعأ بوی تعفن فراخوان به وادادگی و تسلیم طلبی  در مقابل دشمن ضد بشری مشام هر انسان آزادیخواهی می آزارد و پس از این همه  اعترافات به نقش و جایگاه اشرف و اشرفی و راه و رسم اشرفی مذبوحانه در راستای ایجاد تفرقه و تشتت در بین نیروهای بدنه مقاومت و اشرف نشانان تلاش کرده و پیشاپیش اخطار و انذار میدهند که مسئولیت قربانیان احتمالی این جنگ با دشمن ضد بشری بعهده رهبر پاکباز مقاومت میباشد  ( فراخوان به عافیت طلبی و تسلیم طلبی در مقابل دشمن  وحمله متمرکز و زهر آگین به رهبری و معمار این مقاومت سرافراز و تخطئه شخص مسعود) .بطور نمونه  بریده مزدوری بنام سعید جمالی که مراحل ذوب شدگی در دستگاه ولایت را بطور محیر العقول طی کرده و از دستگاه فردیت و جنسیت ( شاخص اندیشه خمینی و خمینی گرایی ) که سراپا در آن غوطه ور است خود و گذشته خود را یکجا تف کرده و در منجلاب خمینی و رژیم ددمنش ذوب وحل شده است و برای فرافکنی و لجن پراکنی هایش با مزدور دیگر وزارت اطلاعات بنام بتول سلطانی که معرف حضور همه مبباشد همکاسه شده و استفراغات وزارت اطلاعات را با همدیگر مصرف میکنند  و در یک قیاس مع الفارق اشرفیان قهرمان را عناصری” مفلوک ” ” بره” و… خطاب کرده و با دریدگی و لودگی تمام و آخوندی مینویسد که :…خوب است کسانی که بخاطر عدم شناخت درست و درونی، از این جریان حمایت میکنند قدری بیندیشند، اینها یکسری واقعیت های محض بوده و هست، شعار سرنگونی توسط شازده جز فریبی برای “خود ارضائی”، پر کردن جیب و ریاست بر عدهّ ای آدم مفلوک چیز بیشتری نبوده و نیست، به وعده های توخالی و عملکردهایی که جز خدمت به رژیم نبوده بیندیشید، این جریان جز یک غدهّ عفونی که به پیکر مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران آسیب رسانده چیز بیشتری نبوده. “واژه ای” را که بکار بردم متعلق است به شهید محمد حنیف نژاد که گفته بود “هستند مدعیانی که در پوش مبارزه با ذهن جوانان ….” می کنند.»

« اگر لحظه ای کلاه خود را قاضی کنید، درخواهید یافت که ایشان فقط بدنبال بهانه ای برای ادامه خطی است که به مرگ هر چه بیشتر افراد می انجامد. هر روز خط جدیدی درادامه خطوط قبلی، اما همه در راستای داغ نگاه داشتن تنور آدمسوزی… به منظور حفظ قدرت و جایگاه خویش. درگیریهای چند سال اخیر در اشرف وسپس نگه داری ۱۰۰ نفر به بهانه نگهداری از اموال و عرضه جان بی پناه آنها برابر جلادانّ رژیم آیا جز این بوده است؟»

 اما اگر با رژیمی طرف هستیم که جز خون و خونریزی و کشتار در ذاتش نیست، این چه امید واهی است که جان تعداد دیگری از افراد را بخطر اندازیم و از رژیم طلب آزادی گروگانها را بنمائیم. در مثل مانند آن می ماند که در یک جبهه نبرد، ارتش یک طرف دست به اعتصاب غذا برای رهائی اسرایش بزند…

همانقدر که مثال فوق مضحک و غیر واقعی است، در نمونه لیبرتی با توجه به همه اتفاقاتی که رخ داده و زمینه های کشتارهای قبلی، چنین درخواستی از رژیم جز این نیست که قصد پرده پوشی واقعیات در کار است…

قبلا هم تأکید کرده ام که زمینه ساز تمام این کشتارهای سالیان اخیر شخص رجوی است، او این “جانها” را برای پرده پوشی اعمال دور و نزدیکش بکار گرفته…»

وبه نقل از بریده مزدور اطلاعاتی بتول سلطان: …«بعد مرا با لبخندی به سمت مجموعه ای که اتاق خواب مسعود بود، راهنمایی کرد. من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی داشتم، باز فکرمیکردم که این آزمایش است اما آن شب تا صبح و شب های مشابه اورا یک مرد عادی و دیدار را یک ملاقات جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی ای بود که با این برنامه رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زده می شد. من عمق یک فرقه واپسگرا را دیدم که اینگونه همه چیز افراد را درقید و بند خود نگاه میدارد. احساس می کنم همانجا هر چه که از سازمان و بنیانگذاران  و مقاومت و راه سرخ حنیف ومبارزه بود در درونم تبدیل به مشتی خاکستر شد، اما سعی کردم خودم را نگهدارم و شاید تصمیم به فرار ازهمان جا در من قطعی شد»

«…من با ۳ نفر از اعضای شورای رهبری به نام های حول این جلسات « ب  ر » و « ز  ش » ،« ش  ح » بخصوص بعد از سقوط صدام و مدتی که این جلسات تعطیل شده بود، حرف می زدیم و یکی ازاینها که سطح مسوولیت بالایی هم داشت، میگفت که خودش غیر ازموارد تکی، چند نفری با برخی نفرات هم ستادی اش همخوابگی با مسعود داشته ومیگفت که مریم رجوی به این نوع ملاقات با مسعود ” معراج جمعی میگفته است “!! من به او گفتم که چرا مرا درچنین ترکیبی صدا نکرده اند که او گفت : تو حتما کمتر با کسی اصطلاحا گیس و گیس کشی داشتید و وقتی این کینه ها وحسودی ها بین ۲ زن یا چند زن شورای رهبری بالا می گرفت، همگی آنها به اتاق خواب مسعود دعوت می شدند و او با همگی شان میخوابید،»

اینگونه هرزه داراییها و لجن پراکنیها که تقریبأ ورد شبانه روزی همه مزدوران و تسلیم شدگان و خائنان زبون بوده و میباشد ( و در رابطه با آن دو عنصر مستعفی!! که برای آصلاح !! مناسبات  درونی شورا استعفاء داده بودند!!! و با شامورتی گری و شانتاژ و… سعی در مخفی نگه داشتن اهداف خائنانه خود داشتند ، و در  دنیای تخیلات  احمقانه و ابلهانه خود فکر میکردند و وعده ها میدادند که جریانی بدنبا ل این حضرات راه خواهد افتاد ( شاید هم بدلیل بالا بردن قیمت خودشان پیش طرف حسابهای مد نظر داخلی و بین المللی ) ، بعد از اینکه وزن و موقعیت خود را متوجه شدند که هیچ تر از هیچ میباشند ، و هیچ اتفاق مهمی  در صفوف مقاومت و شورا نیافتاد  ؛ ابتداعآ از موضع گله و انتظارات از هم سنگران قبلی شروع به مظلوم نمایی کرده و مدعی یگانه آلترناتیو دموکراتیک شدند و چه لغز خوانیها که نکردند .ولی زمانیکه دریافتند که راه بجایی نبرده ونمیبرند ، تمام پرده ها  را کنار زده و علنأ و عملأ وارد جبهه مقابله با مقاومت شدند و رله کنندگان لجن پراکنی های اضداد مقاومت ــ که خود نشخوار کنندگان تولیدات وزارت اطلاعات رژیم بودند ــ شدند و مستقیمأ رهبری را هدف قرار دادند و دگر دیسی ضد انقلابی خود  بلحاظ سیاسی و اخلاقی را  تمام قد عیان کردند و ماهیت و درونمایه کثیف خود را آشکار ساختند  و یک به یک ارزشهای خلق شده توسط مقاومت خونبار را از سی خرداد تا حماسه و عملیات کبیر فروغ جاویدان و تا ایستادگی شکوهمند اشرفیان در دوران دهساله اخیر را تخطئه کرده و گام بگام در لجنزار آخوندی غوطه ور شدند و یکجا خود و گذشته خود را تف کرده و بورطه رذالت و دنائت و خیانت در غلتیدند  و عبرت تاریخ شدند . ــ تعمیق مرزبندیها و مشخص شدن سره و ناسره در بطن مبارزه تمام عیار با دشمن ضد بشری ــ )

راستی آیا عبرت آموز نیست که چرا و چگونه بریدگان از مبارزه علیرغم سبوعیت رژیم که قطعأ هر روز بیشتر از روز قبل بوده و میباشد ، بعد از اینهمه دریای خون و رنج و شکنج و فقر و مصیبت وفلاکت و اعتیاد، گرانی، تورم و معضلات و مشکلات اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی و سرکوب خونین و بلاوقفه و…. چشم بر اینهمه جنایت و خیانت رژیم بسته و به یکباره !! همه چیز فراموش میشود و مجاهدین دشمن اصلی میشود و حتی بدتر از رژیم ضد بشری!! و … آیا گناه مجاهدین ــ و بالاترین و بزرگترین گناه مجاهدین و رهبری آن  ــ چیست که اینهمه مغضوب رژیم و اضداد میباشند ؟ آیا مجاهدین بغیر از فدای همه چیز خود در مسیر  سرنگونی رژیم و مبارزه با دشمن ترین دشمن خلق ایران  ـ رژیم سفاک و ضد بشری ــ کاری انجام داده اند؟  که اینهمه فحش و تهمت و افتراء را متحمل  شوند؟!! . در معادله فیمابین مجاهدین و رژیم قضیه از سی خرداد  ۶۰ و ای بسا جلو تر از تعریف و مشخص بود و است  و لی در رابطه با حضرات جنت مکان و والامقام!! که مجاهدین فقط و فقط از  اعتبار و خود و سفره شان مضایقه کرده و خرج این حضرات کرده اند  تا اینان در رفاه و آسایش و امنیت بوده و بسلامت به دیار فرنگ برسند…. ولی به محض فرود در دیار فرنگ لغز های آنچنانی برای مجاهدین میخوانند و زمینه ساز مقدمات شکنجه و شلاق و تیر و تبر واعدام و حلق آویز و محاصره و محدودیت  بیشتر مجاهدین میشوند و تازه طلبکار خون مجاهدین از مجاهدین هم میشوند و دریک کلام مجاهدین با تنی خون چکان و د ر گرماگرم جنگ و گریز با دشمن ضد بشری  و در عین حال در میان غل و زنجیر های مرئی و نامرئی ….  باید در صندلی متهم نیز بنشینند و برای کیفر خواستهای تنظیم شده از طرف رژیم  ــ که آقایان فقط تکرار کننده آن میباشند ــ پاسخگو باشند و گرنه دیکتاتور و غیر دموکرات و توتالیتر و… هستند و حتی بد تر خمینی و لاجوردی و…   ــ ای لعن ونفرین بر خودفروشان و پست فطرتان در هر لباسی که باشند و تحت هر  عنوانی که یدک میکشند

 این است ماهیت بریده مزدوران و پاسداران خارج کشوری رژیم که بی مبالغه بایستی گفت که حل شدگی در سپتیک آخوندی که همه محتویات آن یک چیز بیشتر نیست!!!  هر چند که یکی اسم ایرج مصداقی یا شکری یا سعید جمالی یا اسماعیل وفا وکریم قصیم و یا ….. داشته باشد   و هر چه زودتر بایستی در همان محل مدفون شوند تا  نتوانند محیط را آلوده کنند

 امروز با گذشت این سالیان بوضوح حقانیت و درستی این استراتژی عین آفتاب تموز اثبات شده میباشد و دشمن بعد از تمرکز دهساله و بکار بستن انواع توطئه ها و دسیسه ها و معاملات و سرکوبی ها به صریح ترین صورت ممکن و با بیانات مختلف تهدید اصلی خودش را اعلام میدارد ( بود و نبود و معادله حاکم فیمابین رژیم و مجاهدین ). و هر کس و نیرو و جریانی که عاجز از درک و فهم این ضرورت و استراتژی بود و نتوانست و (یا توان و صلاحیت همراهی با این استراتژی انقلابی و بن بست شکن را نداشتند ) یا نخواست بهای وفا ی به عهد و پیمان و ایستادگی بر اصول مبارزاتی و انقلابی را بپردازد، در صحنه مبارزاتی به منتهی الیه راست و تسلیم طلبی و سازش و ذلت وخیانت کشیده شدند وعبرت تاریخ شدند و در پروسه وعمل اجتماعی و مبارزاتی به دلیل ضدیت با مجاهدین و ماهیت و عمکرد ضد انقلابی و اپورتونیستی و بورژوایی خودشان به زائده های دشمن ضد بشری تبدیل شدند و به همکاری و اتحاد عمل با جنایتکاران کشیده شدند و به جاده صاف کن های رژیم ضد بشری تبدیل شدند و طاق بالنعل منویات دشمن ضد بشری را در رابطه مقاومت انقلابی و رهبری پاکباز و استراتژی انقلابی و ارتش آزادیبخش و آلترناتیو بی بدیل و انقلابی را پیش بردند و در عمل ،علیرغم هر ادعا و پوش و محملی به متحدان عینی وعملی دشمن جنایتکار در حمله و هجوم و شیطان سازی و جنگ روانی بر علیه دشمن اصلی رژیم ــ یعنی مجاهدین خلق و رهبری پاکباز و الترناتیو انقلابی و ارتش آزادی ــ شدند و در این پروسه دچار سقوط آزاد اخلاقی و سیاسی گشتند و حتی در اوج جنایت هولناک ضد بشری وقتل عام پیشتازان خلق در اشرف پایدار و خونین ، طلبکار خون مجاهدین از خود مجاهدین و رهبری پاکباز و فداکار و بن بست شکن شدند!! و تا توانستند به تخطئه و لجن پراکنی پرداختند و راه حل تسلیم و وادادگی و بریدگی و ترک صحنه جنگ را اشاعه دادند ــ دقیقأ همان خط وخطوطی که رژیم در طی این سالیان با سرکوب و توطئه و محاصره و دشنه وتبر وزرهپوش و رگبار و جنگ روانی و سیاسی بلاوقفه و با حداکثر بسیج نیرو در داخل و خارج و… بدنبالش بوده و میباشد ــ این دم و دنبالچه های آخوندی ( ایرج مزدور و رذل ، ایرج شکری مزدور و خبیث ، اسماعیل یغمایی خائن و خود فروخته ، مهناز قزلو عا طفه اقبال و یک دوجین خودفروخته دیگر …..) اینقدر وقیح و دریده وسفله هستند که خونخواهی این شهدای والامقام و مظلوم را نیز از مجاهدین میکنند !! ــ البته با پوش و سس مخالف رژیم !! ــ این گونه موضعگیری ها بی هیچ تردیدی ــ و کاملأ آگاهانه  ــ فرو کردن هر چه بیشتر دشنه وخنجر دشمن بر تن مجروح میباشد و بعبارت دقیق تر تمام کش کردن همان مجروح و زخمی است که توسط دژخیمان در قتل عام و جنایت بی سابقه و ضد بشری صورت گرفته است

 و طی این مدت که اشرفیان و اشرف نشانان در اعتراض به این جنایت هولناک ضد بشری و برای اعاده حق وحقوقشان و قبل از همه برای آزادی ۷ گروگان اشرفی  دست به اعتصاب غذا زده اند تا دنیایی را بر علیه خیانت آشکار و نقض  معاهدات بین المللی و تضمین های حفاظتی که کتبأ از طرف امریکا به تک تک اشرفیان داده شده بود ، بشورانند و ارباب بی مروت دنیا را به اجرای تعهدات و مسئولیتهایش وادار کنند تا بر این همه مماشات و سکوت و چشم پوشی بر این  همه جنایت و خیانت و بی عدالتی با پدر خوانده تروریسم  یعنی رژیم ضد بشری آخوندی پایان داده و مالکی جنایتکار  را وادار کند تا گروگانها را آزاد کرده  و به لیبرتی بر گرداند ( مینیموم خواستهای انسانی و حق و حقوق به رسمیت شناخته شده بر

اساس کنوانسیون زنو و حقوق شناخته شده پناهندگان و… )، این مزدوران سفلگی تمام سعی در تخطئه هر گونه مقاومت و با حملات کین توزانه به رهبری مقاومت و با پیشبرد جنگ روانی وتبلیغاتی رژیم  ـ کارزار شیطان سازی ــ بیشترین مددرسانی را به رژیم سفاک آخوندی کرده اند و مقدمات و زمینه چینی کشتار های احتمالی آینده را فراهم کرده و میکنند . فقط نکته ای که باید به این شاگرد دژخیمان گفت : ای حرام لقمه های رذالت پیشه تا میتوانید دست در دست جنایتکاران و قاتلان در قتلگاه مجاهدین هلهله کنید وگلو پاره کنید و همه لوش و لجن درونی تان را فرافکنی کنید و مدد رسان بیت ولایت بشوید ولی مطمئن باشید این خود فروشی های خیانت آمیز و جنایتکارانه و همدستی های سیاسی در قتل عام مجاهدین وپیشبرد جنگ روانی بر علیه مجاهدین نه تنها رژیم پابگور را از سرنگونی محتوم بدر نخواهد برد بلکه عزم و جزم مقاومت و مجاهدین و هواداران مجاهدین را صد چندان میکند که ریش و ریشه رژیم ضد بشری از بن بر کنیم و این رژیم ضد بشری را با تمام اجزاء و زائده های آن به زباله دان تاریخ بسپاریم و در جهت تحقق هر سریعتر این تعهد به خون پاک شهدای والامقام حماسه جاویدان اشرف قسم میخوریم که تا جان در بدن داریم پشت سر رهبر پاکبازمان” مسعود” و گوش بفرمان او بند از بند رژیم بگسلیم و مهر تابان ایران زمین را به میدان آزادی و پایتخت شیر و خورشید برسانیم

 پس بر من وماست که با قاطعانه ترین صورت این گونه همدستی و شراکت در جنایت و دودوزه بازی ها ی دجالگرانه را محکوم کنیم و من با صدای بلند اعلام میدارم که شمایان همان آخوندها و پاسدارن خارج کشوری و رجالگان رژیم منفور و وزارت اطلاعات و ولایت فقیه هستید که مستقیم وغیر مستقیم دست در خون پاکترین و رشید ترین پیشتازان خلق  دارید . لعنت ونفرین ابدی خلق و تاریخ بر شما گزمه گان سیاسی آخوندی که تیر و تبر ودشنه دژخیمان را بلاوقفه بر علیه رشیدترین و آگاهترین و فداکارترین فززندان و پیشتازان خلق تیز کرده و مقدمات سیاسی و روانی این جنایتها را فراهم کرده و می کنید. تف ولعنت بر شما اضداد مجاهدین که اینچنین با دنائت و شناعت و وقاحت خاصه تان که از آخوندها دارید ، بر مجاهدین میتازید و درونمایه کثیفتان را به ضد انسانی ترین وجه و با حقد و کینه حیوانی و آخوندی نثار مجاهدین پاکباز میکنید . و خطاب به این جرثومه های فساد و تباهی به تأکید میگویم که روز حسابرسی نزدیک است و همه این جنایتها و خیانتها را در دادگاههای خلق و انقلاب باید پاسخگو باشید و بسزای همه خیانتها و جنایتها یی که انجام داده و میدهید، خواهید رسید . زنده باد ارتش آزادی بخش ملی .

مرگ بر رژیم جهل و جنایت ولایت فقیه ــ زنده باد رجوی ـــ مرگ بر خامنه ای

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...