مصطفی قره ا وغلانی- «زوزه های شاگرد جلادی دیگر بنام “سعید جمالی”

“معامله جان انسانها با منافع پست و خودخواهانه در اشرف “و”مسئولیت تاریخی هواداران مجاهدین برای جلوگیری از ادامه کشتار و نسل کشی کمپ لیبرتی “

این تیتر لجن نامه های عنصری رذل و پست و واداده و بریده مزدوری بنام سعید جمالی است که نا بحال توسط وزارت آدمکش در پستوی خود برای روز مبادا و شرایط خطیر و نیاز عاجل نگه داشته بود و در آستانه دو راهی مرگبار اتمی و کابوس “بالا کشیدن جام زهر” و “واپس تمرگیدن رژیم” از پروژه ضد میهنی و ضد ملی سلاح اتمی و فرا رسیدن زمان تعیین تکلیف تروریسم افسار گسیخته در منطقه و افشاء نقش رژیم جنایتکار در قتل عامهای مستمر در سوریه و بطور مشخص از دست دادن ” عمق جبهه استراتژیک ولایت در سوریه”، و بموازات داغ و درفش در داخل ایران و افزایش بی سابقه اعدامهای وحشیانه ، و اوضاع بحر    نی وفلج کامل رژیم ،و قفل شدن رژیم در چنبره و بن بست مرگبار و فلج کننده شرایط اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی و تضاد ها و اوج گیری جنگ جناحهای درونی رژیم برای نجات از این باتلاق فرو برنده ، ومحکومیت جهانی قتل عام هولناک ضد بشری در اشرف همیشه جاویدکه هر روز بیش از بیش به طناب دار کل رژیم ضد بشری تبدیل شده ،و مقاومت سرفراز و پیروز درگرماگرم یک کازار بین المللی و جهانی برای دفاع از حق وحقوق اشرفیان قهرمان در زندان لیبرتی و آزادی بلادرنگ گرگانهای ربوده شده و برسمیت شناختن و تعهد به الزام عملی قرارداها از طرف مجامع بین المللی و مشخصأ امریکا که شرایط را فوق ا  لعاده جدی و سرنوشت ساز برای طرفین این معادله ـ مقاومت و رژیم ضد بشری ـ کرده است ؛ چندی است که این موجود خبیث و مزدور و حرام لقمه از سوراخ بیرون خزیده و در راستای اجرا و پیشبرد خط و خطوط وزارت آدمکش اطلاعات و مدد رسانی به رژیم پا بگور، سازمان و رهبری پاکباز را مورد کین توزانه ترین حملات نیابتی قرار داده است و بی شرمانه و در اوج وقاحت خونخواه شهدای سازمان از رهبری انقلاب و “فرمانده کل ارتش آزادی “شده است وبه رذیلانه ترین صورت وارد معرکه ارتجاعی و استعماری شده که ــ این رهبری سازمان بوده و است که این شهدا را برای کسب در آمدی و ارضاء شهوانی به مسلخ میفرستد … و متعاقب هرزه دراییهای قبلی اش،اخیرأ در یک سایت وزارت اطلاعات بنام “پژواک ” که گرداننده ظاهری آن بریده تواب خیانتکاری بنام ایرج خائن و شاگرد جلا د میباشد، با اقدام به انتشار لجن نامه ای دیگر ،سعی در پیشبرد خط وزارت اطلاعات در جهت مقابله با آکسیون ها و تحصن ها ی اعتراضی و اعتصاب غذای اشرف نشانان در چندین کشور که با الهام و تآسی از اعتصاب غذای اشرفیان قهرمان در زندان ” لیبرتی “برای دفاع و حمایت از حق و حقوق پیشتازان انقلاب در لیبرتی و بازگرداندن گروگانهای ربوده شده توسط مزدوران ولی فقیه ،دست اندر کار یک کارزار بین المللی بر علیه رژیم ضد بشردر چهار گوشه جهان هستند و و تظاهرات اعتراضی بزرگ در نیویورک برای افشای رژیم و رئیس جمهور ارتجاع ـ روباه وگرگ بنفش ـآه از فغان ولی فقیه در آورده و او را “دیوانه “کرده اند …، کرده است و در یک ردیه نویسی دجالگرانه و سفارشی لجن نامه ای را با عنوان:

« مسئولیت تاریخی هواداران مجاهدین برای جلوگیری از ادامه کشتار و نسل کشی کمپ لیبرتی» انتشار داده است که بی چون و چرا بر مزدوری تمام عیار خود و سایت مربوطه و وهمه نفراتی که که در این جنگ روانی بر علیه سازمان و رهبری فداکار وپاکباز بعنوان گزمه های بیت ولایت فقیه خون آشام در خارجه عمل میکنند، دلالت دارد و با تمام قوا به قتل عام سیاسی مجاهدین ــ و البته در ارتباط ارگانیک با اتاق عملیات وزارت اطلاعات و در ادامه و تکمیل قتل عام هولناک و ضد بشری در اشرف ــ مشغولند وتمام ضدیت و دشمنی وحقد و کینه های هیستریک ولی فقیه و وزارت اطلاعات آدمکش را بر علیه رهبری پاکباز را باز نشخوار و رله میکنند و در عمل و نظر به زائده های متعفن و سر انگشتان خارج

کشوری وزارت اطلاعات تبدیل گشته اند و این یک دگر دیسی تمام عیار ضد انقلابی و نفرت انگیز در مسیر انحطاط و سقوط آزاد در منجلاب و ” سپتیک ” آخوندی است که ای بسا کثیف تر از هر جانی و خائنینی هستند که در میهن اسیرمان به سرکوب خلق و فرزندان آگاه و مبارز ومجاهد مشغولند ، و یکجا هم گذشته خود را تف کرده و هم خود را تمام عیار آخوند مال کرده و خود را از جمیع لحاظ به رژیم ضد بشری عرضه کرده اند . ای تف و لعنت و ننگ ابدی بر همه بریده مزدوران باد . در شرایطی که همه وجدانهای آگاه بشری این جنایت هولناک را با اسم و رسم ــ مالکی مزدور ــ و به شدید ترین صورت محکوم کرده و مشخ    أ آمر این جنایت ضد بشری را پاسدار قاسم سلیمانی سر کرده جنایتکار نیروی تروریستی سپاه قدس که سر تروریست خامنه ای جنایتکار میباشد را معرفی کرده اند، این حرام لقمه و زائده رژیم جنایتکار وپاسدار و سر انگشت سیاسی وزارت آدمکشان برای در بردن جنایتکاران وارد صحنه شده و رهبری را مسئول ریخته شدن این خونها و… معرفی میکند و بدینوسیله جنایت ناتمام رژیم را میخواهد به سر انجام برساند و این چیزی جز مشارکت مستقیم در این جنایت هولناک ضد بشری و مدد رسانی برای جنایتکاران نمی باشد و این شاگرد جلادان و خنایتکاران پست و دنی ماهیت و درونمایه کثیف و ضد انسانی خود را     ه گویا ترین صورت بیان و ابراز میکنند و فقط نکته ای که باید به این شاگرد دژخیمان گفت : ای حرام لقمه های رذالت پیشه تا میتوانید دست در دست جنایتکاران و قاتلان در قتلگاه مجاهدین هلهله کنید وگلو پاره کنید و همه لوش و لجن درونی تان را فرافکنی کنید و مدد رسان بیت ولایت بشوید ولی مطمئن باشید این خود فروشی های خیانت آمیز و جنایتکارانه و همدستی های سیاسی در قتل عام مجاهدین وپیشبرد جنگ روانی بر علیه مجاهدین نه تنها رژیم پابگور را از سرنگونی محتوم بدر نخواهد برد بلکه عزم و جزم مقاومت و مجاهدین و هواداران مجاهدین را صد چندان میکند که ریش و ریشه رژیم ضد بشری  از بن بر کنیم و این رژیم ضد بشری را با تمام اجزاء و زائده های آن به زباله دان تاریخ بسپاریم و در جهت تحقق هر سریعتر این تعهد به خون پاک شهدای والامقام حماسه جاویدان اشرف قسم میخوریم که تا جان در بدن داریم پشت سر رهبر پاکبازمان” مسعود” و گوش بفرمان او بند از بند رژیم بگسلیم و مهر تابان ایران زمین را به میدان آزادی و پایتخت شیر و خورشید برسانیم و خطاب به این جرثومه فساد و تباهی به تأکید میگویم که روز حسابرسی نزدیک است و همه این جنایتها و خیانتها را در دادگاههای خلق و انقلاب باید پاسخگو باشید و بسزای همه خیانتها و جنایتها یی که انجام داده و میدهید خوا    ید رسید و با این رژیم جنایتکار به زباله دان تاریخ روانه خواهید شد و این چنین نیز خواهد شد مرگ بر خامنه ای ــ درود بر رجوی

ذیلأ قسمتهایی از این لجن پراکنی نامبرده آورده میشود که بی نیاز از هر گونه توضیح و شرحی میباشد و فقط ماهیت ضد انقلابی این بریده مزدوران را در معرض قضاوت عموم میگذارد و جز لعن و نفرین ابدی برای بریده مزدوران حاصلی نداشته و ندارد و نخواهد داشت :

« همانطور که اشاره شد چه در این پیام و چه در سایر فعالیتهایی که صورت میگیرد تمام تلاش برای نگهداری افراد در عراق است. اگر چه اصلا تمایلی به بر زبان آوردن این جمله ندارم اما بگذارید اصل حرف را بزنم: تمام تلاش در جهت به کشتن دادن افراد باقیمانده و اجرای سیاست نسل کشی نفرات تشکیلات است تا پای هیچکدام به جهان خارج باز نشود…. »

«قصد بازخوانی داستانسرائی انجام شده را ندارم اما این توهینی بزرگ به اذهان آن دسته از هوادارانی است که وی فکر میکند می تواند با این حرفها ذهن آنان را همچون تمامی این سالها پر نماید. خوب است قدری بخود آئید….»

«امروز ایشان و بانو در گوشه ای امن بسر برده و دیگران را به دم تیغ جلادان رژیم می سپارند. جالب آنکه در انقلاب کذایی ایضا قرار بود طلاق و طلاق کشی فقط مختص رهبر باشد اما همه دیگران طلاق گرفته و ایشان حرمسرا درست کردند!»

ـ« در جریان عملیات فروغ جاویدان ( یا بقول برادر شریف! ” دروغ جاویدان” ـ عین عبارت و تحلیل ایشان است) هر سرباز صفری هم می توانست بفهمد که اینکار جز خودزنی و خودکشی نیست همه نظامیان عراقی هم به تاکید اینرا یادآور شدند… اما باز جناب ایشان نیاز به خون و خونریزی داشت… وای بر همه ما که داستان ضحَاک مار بدوش را در دبستان خواندیم و هنوز هم فکر میکنیم که داستانی اساطیری بوده است و نه عبرتی برای چنین روز و روزگاری. تحلیل های آقای رجوی را بخوانید بصراحت میگویند که هدف از آن عملیات بیمه نامه ماندگاری “مجاهدین” بوده حال بجای کلمه مجاهدین که اسم مستعار ایشان اس     بگذارید جناب ایشان. مگر فراموش کرده ایم که خمینی با اسم اسلام و انقلاب چه میکرد»

ـ «بعد از تهاجم آمریکا به عراق با توجه به فضای رعب و تهدیدات ملموس ایجاد شده عزم همه برای ترک عراق جزم بود…. تا آنگاه که عرض “بندگی” ایشان مقبول درگاه “میلیتاریسم جهانخواران” قرار گرفت و قرار شد زیر سایه ایشان به خدمتگذاری ادامه دهند…. شورای حکومتی عراق (اولین نهاد انتخابی عراق) طی حکمی خواستار اخراج ما از عراق شد… در نشستی از قضا با همین خانم زهره قائمی که در جریان اخیر کشته شدند پرسیدیم که بهر حال این حکم قانونی است ما چه خوشمان بیاید یا نه باید که از آن تبعیت کنیم… ایشان با تبختری منبعث از پشتیبانی برادران آمریکایی با به کارگیری کلماتی که شای    ته نقل قول نیست شروع به فحاشی به شورای حکومتی کردند و اینکه اینها هیچ غلطی نمی توانند بکنند….روند صدور بیانیه های شورای حکومتی عراق و سپس دولتهای تشکیل شده ادامه پیدا کرد اما زیر چتر حمایتی آمریکاییها خنثی میشد….»

«بعد از خروج ارتش آمریکا از عراق، ارتش عراق بعنوان صاحبان سرزمین خودشان و ایضا بخاطر کنترل کمپ اشرف(بعد از اتمام کنترل آمریکاییها) در اطراف کمپ مستقر شده و هنگام ورود به داخل کمپ برای مستقر شدن در مواضع حفاظتی با مقاومت و ممانعت افراد تشکیلات روبرو می شوند. علیرغم اینکه هیچ انتظاری از ارتش عراق نمی توان داشت (با ارتش شاه پریان که روبرو نبودند) اما بدلایل مختلف بین المللی آنها از حق مسلم خودشان برای کنترل کمپ برای مدتی چشم پوشیدند و افراد کمپ با توجیه مرتب آقای رجوی هر گونه مذاکره را به بن بست میرسانند و زمینه درگیریهای بعدی را فراهم می ساختند. ه    ان کسان که نیروی اشغالگر را تا فیها خالدونشان راه میدادند اینبار به صاحبان کشور (هر که می خواهند باشند بد یا خوب مزدور رژیم یا مستقل، دیکتاتور و خونریز یا …) اجازه استقرار در مواضع نگهبانی را نیز نمی دادند!»

کلام آخر:

«مسعود رجوی نیز بمثابه کوتوله ای در میان تمامی دیکتاتورهای تاریخ بعلت همه کارهایی که انجام داده(که نیاز به نوشتن و توضیح بیشتر دارد) تنها راه را به کشتن دادن افراد وابسته میداند تا سناریوی مظلوم نمایی و قهرمان سازی را پیش برده و از زیر بار پاسخگوئی به این ترتیب فرار نماید و تا جایی که برای خودش امکانپذیر باشد خط فرار، مخفی شدن و راز آلود نمودن حیات خوار و خفیف اش را پی خواهد گرفت. او همیشه نشان داده که مرد به کشتن دادن دیگران و فرار خود می باشد»

«حال آن دسته از هوادارانی که در چند شهر اعتصاب غذا کرده و یا از ماندن افراد در عراق حمایت میکنند بدانند که در چه مسیری قدم گذاشته و “نقشه مسیرشان” چیست. براستی چرا هنوز حتی در اطلاعیه های صادره تقاضای نیروی کلاه آبی میشود اما کلامی در تاکید از خروج گفته نمیشود. چرا همه شما با حفظ موضع هواداریتان از این جریان، یکصدا خواستار تلاش واقعی برای خروج افراد از عراق نمی شوید»

«روشن است که این جریان همانند همیشه تمامی دستگاه دروغپرداز و در عین حال پر از تناقضش را بکار گرفته و میگیرد تا واقعیت را چیزی جز آنچه بوده جلوه دهد. بخاطر دو روز دنیا و حکومت بر مشتی انسانهای فلک زده و کسب در آمدی و ارضاء شهواتی چه ها که نکرده و نمی کنند.»

«اما کمی قبل از شروع جنگ بانو و ۱۶۰ نفر از وابستگان سر از پاریس و اروپا در آوردند که الزاما همگی نیز پاسپورت نداشتند و خود رهبر عقیدتی نیز در گوشه ای امن به مسلخ فرستادن انسانها را بی وقفه دنبال میکند.» “

 

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...