هادی خرسندی – نه مال ما پیدا – نه زان همسایه

74350249091=0,00چه قشقرق اینجا – چه بلبشو اینجا
مناظره اینجا – بگو مگو اینجا
چه محترم هستند – اراذل و اوباش
طرف خودش را هم – زده اطو اینجا
یکی که می دیده – زبون حریفش را
زبان خود کرده – به او فرو اینجا!
یکی طمع کرده – به میکروفن اول
ولی در آوردند – ز جیب او اینجا
ز آمپلی فایر – صدای گوز آمد
گمانم آروُغ زد – همان عمو اینجا
چه مبطلاتی شد – بیاور آفتابه
که در حضور جمع – کند وضو اینجا
برای بنشستن – به مسند کورش
چه گاز و گوز اینجا – چه گند و بو اینجا
برون بزن ملت – ز صحن این هشتی!
نه اعتبار اینجا – نه آبرو اینجا
میان این جمع – حقیر و بی مایه
نه مال ما پیدا – نه زان همسایه

ـــــــــــــــــــ

سگان زرد اکنون – به واق واق اینجا
برادران شغال – کلفت و چاق اینجا
نشسته تقریبا – چو آبراهام لینکلن!
به دستشان هر یک – دوتا چماق اینجا
یکی بگیرد ژست – برای مادرزن
یکی فروشد فخر – به باجناق اینجا
یکی به وبلاگش – خبر دهد فوری؛
منم پرزیدنت !– در این اتاق اینجا
یکی بود بادش – به معده و غبغب
یکی زند بشکن – به اشتیاق اینجا
یکی که با رهبر – زیاده نزدیک است
ز سرخوشی جفتک – زند به طاق اینجا
یکی که با حیرت – به پشت در مانده
به پسته های خویش – زده سماق اینجا
عجب چه ترکیبی! – به مرده شویان گو
که بردنی هستند – بالاتفاق اینجا!
پلشتی از پایه – فساد صد لایه
نه مال ما پیدا – نه زان همسایه

ـــــــــــــــــــ

بیا تماشا کن – صدا و سیما را
که میکند کارتون – رجال فردا را!
امیرکبیر آمد – برو نظام الملک
قوام جان ول کن – فروغی ما را
ببین مصدق جان – تو با رضاخان باش
بگو به بازرگان – نزن هویدا را
چه کاریکاتورها! – بگیر الساعه
سراغ نیک آهنگ – و نیز مانا را
بگو شود تاریخ – به مسخره تکرار
چه سوژۀ خوبی – نظر کن اینها را
تملّق از آنسو – سوال کنکور است!
رقابت سختی- گرفته اعضا را
“رسول اکرم هم – شبیه ایشان بود”!
“محققی باید – بچسبد اینجا را”
خلاصه میکوشند ـ به نقل جعلیات
که تخم پیغمبر – کنند آقا را!
یکی پیِ سوره – یکی پیِ آیه
نه مال ما پیدا – نه زان همسایه

ـــــــــــــــــــ

یکی ز نامزدها – چنانکه میدانی
علامتی دارد – به روی پیشانی
ز ما کند پنهان – به زیر آن چتری
به همت شانه – به لطف سلمانی
نجاست است آیا – که میکند پنهان؟
چنین که همرنگ است – به کود انسانی؟
نه! جای مهر است این – ولی در این مقطع
طرف حیا کرده – از آن مسلمانی!
حکومت مذهب – همین بود حسنش
که میشود خود را – عوض کنی آنی
ببین که این هیأت – به دوربین خیره
چگونه میورزد – ریا به آسانی
عجب چه ویترینی – چه مانکن هایی!
به قیمت یک رأی – به ملت ارزانی
به شرح این اوضاع – چه میتوان گفتن؟
همان که فرموده – عبید زاکانی:
ز دولت « … ر» و – حکومت « … یه»
نه مال ما پیدا – نه زان همسایه

 

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...