کاوه آل حمودی: این رفت ستم بر ما …!

همدستی نظام اخوندی
با نرینگان جامعه علیه زنان

دوستی داستان غم انگیز و تکان دهنده ای را حکایت کرده است, داستانی باور نکردنی از میزان ستم روا شده به زنان در سیستم قضای اخوندی.

در حقیقت ارتجاع مذهبی با تدوین قوانین ضد زن کشورما را به یکی از عقب مانده ترین کشورها در زمینه حقوق زنان تبدیل کرده است, و عملا با تزریق قوانین ارتجاعی مذهبی مرد را صاحب اختیار زن و زن را مطیع بی چون و چرای مرد کرده است.

با بررسی قوانین خانواده در رژیم اخوندی به قطعیت می توان گفت قانون برداری هم از آن مترقی تر است!

داستان از این قرار است که خانمی بدلیل ظلم و تحقیر بیش از حد به دادگاه مراجعه کرده وتقاضای طلاق از همسر خود نموده است, ولی از آنجا که قانون خانواده در حاکمیت آخوندی تمام حق را به مردان می دهد, همسر این خانم هم به عنوان ناشزه از او شکایت کرده است.

شاید در این جا لازم باشد که توضیحی در باره مقوله نشوز و ناشزه داده شود:

در فقه نشوز را اینگونه معنی کرده اند:

نشوز زن یعنی بغض و سرکشی زن به شوهر خود و اینکه زن از اطاعت شوهر خود سرباز ‌زند.

در کتب فقهی روایتی در باره امام جعفر صادق هست که او نشوز را این چنین تعریف کرده است:

« نشوز زن آن است که در فراش (در بستر) از شوهر تبعیت نکند.

با توجه به بیانات فقها و روایت امام صادق باید گفت: آنچه در نشوز شرط است اینکه اولا زن از اطاعت شوهر خارج شود و ثانیا آنچه در اطاعت از شوهر به زن واجب است, از قبیل تمکین جنسی و بیرون نرفتن از خانه بدون اجازه شوهر, اگر مخالفت کند نشوز صورت گرفته است اما چیزی که بر زن واجب نیست, مثلا غذا پختن, اگر مخالفتی شود نشوز محسوب نمی شود.

این مقوله با توجه به اشاره قرآن به مقوله نشوز صورت گرفته و با برداشت ملاها از این مقوله وارد سیستم قضای جمهوری اسلامی شده است.

مبنای قضای اخوندی و قوانین زن ستیزانه موجود در جمهوری اسلامی با استناد به ایات قرآن که در اصطلاح اخوندی بنام آیات نشوز شناخته می شوند عبارتند از ایات 28/ 34/ 35 /129/130 سوره نساء.

اگر دقت کنید می بینید که برخورد با این مقوله از موضع بغایت ارتجاعی صورت گرفته است.

در تفسیر فوق می بینیم که به اصطلاح یک امتیازی به زن داده اند و یک استثنا قائل شده اند و گفته اند که خودداری زن از پختن غذا, نشوز بشمار نمیرود.

بر گردیم به ادامه داستان

بعد از رفت وآمد های زیاد دست آخر قاضی, زن را ملزم به تمکین کرده و برگه ای هم به او داده است.

در آن برگه سئوالاتی مطرح شده و در پاسخ به هر کدام از سئوالات نظرات مراجع نیر آورده شده است.

در زیر چند بند از آن را بعنوان نمونه می اورم,  در آن عمق تفکر ارتجاع اخوندی نسبت به مقوله زن را بوضوح تمام می شود دید.

قضاوت را به عهده خوانندگان گرامی می گذارم

سئوال: آیا زن می تواند در اموال شوهر بدون اجازه ی او تصرف کند؟
همه مراجع : خیر, باید اجازه بگیرد.

نظر نویسنده: بماند که در یک خانواده الگوی خودشان زن معمولا عهده دار امر خانه داری و بچه داری است و عملا نمی تواند درامدی در بیرون خانه داشته باشد و بر این اساس کل درامد را به شوهر نسبت داده است و برای از میان بردن هر گونه شک و شبهه سئوال را به اینگونه مطرح کرده اند و از واژه اموال شوهر استفاده شده است.
سئوال: تمکین زن نسبت به شوهر چه مقدار باید باشد؟
همه مراجع : اگر عذر شرعی (مانند حیض, ضرر برای سلامتی بدن و… ) نداشته باشد و شوهر بخواهد باید تمکین کند.
سئوال: اگر مردگناهی انجام دهد, آیا زن می تواند به عنوان نهی از منکر نسبت به او تمکین نکند؟
همه مراجع : هر چند نهی از منکر با رعایت مراتب و شرایطش واجب است, ولی زن حق ندارد از راه عدم تمکین, نهی از منکر کند.

سئوال: اگر مرد به هر علتی اجازه ی ادامه ی تحصیل و مانند آن را به زن ندهد, آیا زن می تواند نسبت به او تمکین نکند؟
همه مراجع : در فرض یاد شده, زن چنین حقی ندارد و باید تمکین کند.
سئوال: زن با چند مرتبه اطاعت نکردن در وظایف واجب خود,  نسبت به شوهر ناشزه می شود؟
همه مراجع : اگر بدون عذر از وظایف واجب خود سرپیچی کند, درهمان مرتبه اول نشوز محقق می شود, ولی اگر توبه نموده و از شوهر اطاعت کند, نشوز برداشته می شود.
سئوال: اگر شوهر از روی لجاجت و انتقام گیری از زن, اجازه ی بیرون رفتن به او ندهد آیا اطاعت از او واجب است ؟
همه مراجع: هر چند انتقام گیری و اذیت کردن از سوی مرد, بر خلاف اخلاق اسلامی است, ولی اگر به هر جهت اجازه ندهد, زن باید اطاعت کند.
حقوق واجب مرد که زن باید رعایت کند عبارتند از:

  • زن باید با اجازه ی شوهر از منزل بیرون برود. مگر در واجبات و ضروریات زندگی.
  • زن برای هر لذتی که مرد بخواهد باید خود را تسلیم نماید و نباید ازنزدیکی مرد به خودش جلوگیری کند, مگر با عذر شرعی(مانند ایام قاعدگی و یا دوران بارداری در صورتی که نزدیکی برای سلامتی او و یا بچه ضرر و خطر داشته باشد).
  • رفع چیزهایی که باعث تنفر مرد می گردد.
  • زن باید هر زمان که شوهر بخواهد برای او نظافت و آرایش کند.

با نگاهی به مطالب فوق عمق لجنزار آخوندی را به عیان می توان دید, در تفکر منحط و منحرف آخوندی زن در حقیقت یک برده جنسی است, و فلسفه وجودی او در اطاعت و فرمانبرداری بی چون و چرا از مرد و  تامین آسایش و لذت او خلاصه می شود.

کاوه آل حمودی
Kaveh179@gmail.com

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...