کاوه ال حمودی: روحانی قمار باخت, باخت

جویندگان تغییر بی هزینه

حسن روحانی در ۲۴ مرداد لیست وزرای کابینه خود را تقدیم مجلس کرد تا صلاحیت وزیران پیشنهادی کابینه‌اش (کابینه دوازدهم) مورد بررسی قرار گیرد. وی در سخنرانی اش به همین مناسب از جمله گفت: “دلم می‌خواست سه وزیر زن در کابینه باشند اما نشد». روحانی در این رابطه هیچ توضیحی نداد که چرا نشد و چه چیزی مانع شده بود تا او خواسته دلش را که “سه وزیر زن” در کابینه اش باشد را عملی کند؟! روحانی برای این که آتو دست کسی ندهد در ادامه صحبت هایش در صحن علنی مجلس گفت می‌خواهد به شایعاتی که در این روزها در مورد کابینه مطرح است پاسخ دهد و می افزاید: «در معرفی وزرا تحت فشار هیچ جناح و حزبی نبودم البته همه جریان‌ها پیشنهادات خود را مطرح کردند. شایعات دیگری هم در مورد تهیه لیست با نظر رهبری مطرح شد که درست نبود. من در چینش کابینه دوازدهم مانند کابینه یازدهم عمل کردم».

جدای از تناقض گویی آشکار روحانی, منطق این را می گوید که اگر اقای روحانی کابینه اش را خود آزادانه و بدون فشار از سوی جناح و حزبی تعیین کرده است, قاعدتا نتیجه گیری منطقی این خواهد بود که اقای روحانی خودش نخواسته که وزیر زن وارد کابینه اش بکند, خب دلیلش را هم لابد نخواسته بیان کند وگر نه چه دلیلی دارد که روحانی این چنین مزورانه حرف بزند و رای دهندگان و جماعت جناح خود را مات و مبهوت بر جای بگذارد و آنان را پی کار خودشان بفرستد؟!
روحانی جدای از این که هیچ زنی را وارد کابینه نکرد, از اقلیت های قومی و مذهبی نیز کسی را وارد کابینه نکرده است و این چنین به امید و آرزوی کسانی که در جستجوی تغییر و شرایط کمی بهتر به وی رای داده بودند, پشت کرد.

آیا روحانی از فهم این حقیقت عاجز است که اولین گام, اولین ژست قدر شناسانه و اولین حرکت دلگرم کننده برای طیف رای دهندگانش ولو بصورت سمبلیک وارد کردن حداقل یک وزیر زن و یک وزیر اهل سنت بعنوان اولین گام اعتماد سازی بین او و لایه ای از اجتماع که به او اعتماد کردند می باشد؟!
روحانی به این دهن کجی آشکار به زنان هم بسنده نکرد بلکه در اقدام تهوع آور دیگری به لعیا جنیدی معاون حقوقی خود که زن مانتو پوش بود فرمان پوشیدن چادر می دهد و این را تحت عنوان مسخره “پروتکل کابینه” توجیه می کند.

داستان چیست؟ داستان از این قرار است که روحانی در دو مقطع از خود دو کاراکتر سراپا متضاد نشان داده است:
مقطع اول کاراکتر دوران تبلیغات انتخاباتی و دادن شعارهای ساختار شکنانه از قبیل نفی سیاست تنش زایی نظام در سیاست خارجی, سیاست اعدام و زندان, عدم تساوی جنسیتی و تفکیک جنسیتی, سانسور و اختناق و خفقان فرهنگی و هنری, تجاوز به حریم خصوصی و حقوق شهروندی, عدم وجود عدالت قضایی, ایجاد جو امنیتی در دانشگاهها و دست اندازی غیر قانونی سپاه و بسیج بر سیاست و اقتصاد کشور که زیر عنوان خصوصی‌سازی انجام گرفته و روحانی تحت عنوان جنجالی”دولت با سلاح” از آن نام برد تا تهاجم خامنه ای و صدور فرمان معروف “آتش به اختیار”.

مقطع دوم بعد از عبور خر وی از پل انتخابات و تا همین امروز است که کلاملا در دستگاه خامنه ای و گوش به فرمان خامنه ای عمل کرده است.
شعار های تبلیغاتی انتخاباتی روحانی عمدتا حول مسائل پایه ای هستند که راه به سیاست های کلان جمهوری اسلامی می برند و برای تحقق این شعار ها بایستی در سیاست های کلان کشور تغییرات بنیادین صورت بگیرد, کیست که نداند بسیاری بخاطر گفتن بخشی از همین حقایق سر از زندانها و شکنجه گاههای قرون وسطایی نظام در آوردند. اگر روحانی در طرح این شعار ها سر سوزنی جدیت می داشت باید اول از همه با خود عظمای نظام سر شاخ شود ولی آیا در عملکرد روحانی بعد از گذشتن خرش از پل انتخابات, اساسا چنین رویکردی دیده می شود؟!
در کاراکتر بعد از آتش به اختیار و در مراسم تنفیذ حکم ایشان توسط خامنه ای, در مراسم تحلیف, در فرجه زمانی برای تعیین وزرای کابینه و دست آخر در طی بررسی صلاحیت وزرای کابینه در مجلس بهیچ وجه چنین رویکردی را در روحانی نمی بینیم, روحانی بعد از عبور خرش از پل انتخابات رویکردی سراپا متفاوت با دوران قبل و مطیع تمام عیار خامنه ای از خود نشان داده است. اگر بخواهم از منظر رای دهندگان به عملکرد بعد از انتخابات روحانی نگاه کنم باید بگویم که بسیار مایوس کننده و تهوع آور است و بیانگر نوعی فریبکاری و سازش آشکار می باشد.

روحانی در بخش دیگری از سخنان خود در مجلس تاکید می کند: « زنان و مردان دارای قابلیت‌های یکسانی هستند و میان آن‌ها تفاوتی وجود ندارد»….. خب اگر تفاوتی وجود ندارد چرا در کابینه ات حتی یک وزیر زن وجود ندارد ؟! وی در ادامه برای این که آش بیش از حد شور نشود می گوید: «اما باید از زنان و جوانان در همه عرصه‌های مدیریت کلان استفاده کرد.»…. روشن است که منطور وی استفاده از زنان و جوانان آنهم به طور بسیار محدود و در سطوح پایین مدیرتی است.
مابقی صحبت های روحانی عمدتا کلیشه ای و برای چانه زنی با جناح مقابل بود از قبیل این که: «مردم در انتخابات اخیر مسیر اعتدال و برنامه‌های رئیس‌جمهور منتخب را برگزیدند». و «خود را به تحقق این برنامه‌ها متعهد می‌دانم و از حقوق مردم, چه آن‌هایی که به من رای دادند و چه آن‌هایی که به دیگران رای دادند صیانت و دفاع می‌کنم».
سپس روحانی به سبک مغلطه کاری خاص آخوندی رو به مجلس می گوید: «وزیرانی که از مجلس رای اعتماد می‌گیرند باید این اطمینان را داشته باشند که در طول مسیر خدمت خود از حمایت و همکاری مجلس برخوردار خواهند بود».

با دقت در گفته فوق می بینیم که این لحن صحبت کردن روحانی بیانگر لودگی و بده و بستان با مجلس و با جناح مقابل است, زیرا اگر مجلس ایران قرار باشد حتی در حرف و ادعا تلاش کند مانند دیگر مجالس دنیا وظیفه و مسئولیت اصلی خود را که همانا نظارت بر کار قوه مجریه است عملی کند و درمواردی که می بیند دولت مرتکب خطا و تخلف شده است وارد شود, دیگر این بده و بستان ها برای چیست؟! البته در جریان بررسی صلاحیت وزرای کابینه دولت دوازدهم بخوبی فرمایشی بودن کل مجلس را همگان شاهد بودیم.

کاوه ال حمودی

Kaveh179@gmail.com

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...