کاوه ال حمودی: ملت را به مرگ گرفته اند تا به تب راضی باشند

رژیم اخوندی اب رودخانه زاینده رود را که سالیان سال جاری بوده است را می بندد و پس از روزها و ماهها که بستر این رودخانه کاملا خشک شده است, از سر منت چند روزی بطور محدود اقدام به باز کردن اب به رودخانه می کند. ملت خوشحال و مسرور از این رویداد نادر و خجسته کنار سی و سه پل تجمع می کنند و از فرط ذوق زدگی تا صبح پایگوبی می کنند, نذری میدهند و شکرگزاری می کنند و طبعا از لطف حکومت و رافت اسلامی ان ممنون و متشکر هم هستند.

به این میگویند معامله دو سر برد از نوع اخوندی, هر چند این نمونه در دنیای معاصر منحصر به فرد است, اما نمونه های این چنینی در نظام اخوندی کم نیستند.

نمونه دیگر این است که به کارگران حقوق نمیدهند, سپس به همان کارگرانی که 15- 20 ماه حقوقی دریافت نکرده اند, از سر منت و همراه با ژست دلسوزانه, تنها دوماه از حقوق عقب افتاده شان را به انان پرداخت می کنند, کارگران که بین اخراج و یا شلاق و زندان به جرم مطالبه خود مخبر هستند از این همه رافت و مدارای اسلامی نظام نسبت به خود خوشحال, ممنون و سپاسگزار میشوند.

نمونه ای دیگر, رژیم اخوندی با شعار “یا روسری یا تو سری” با زور و اجبار و تهدید سر زنان ایرانی رو سری گذاشته است, بعد همین رژیم در مقاطعی مانند انتخابات, جشن های دهه فجر … تظاهراتهای حکومتی که خود نظام برگزار می کند… و حتی در مراسم محرم و عاشورا و… بطور اگاهانه و حساب شده کمی شل می گیرند و اگر روسری زنان کمی به عقب برود و یا چند تار موی زنان از لای روسری بیرون بزند, کاری به انان ندارند و به روی نامبارک خود نمی اورند, بعد ملت خوشحال و راضی که اوضاع بهتر شده و رژیم زیاد سخت گیری نمی کند.

نمونه چهارم , رژیم ورود زنان به استادیوم های ورزشی را ممنوع کرده است و زنان را به استادیودم های ورزشی راه نمیدهند, بعد در مناسبت هایی به طور محدود انهم بطور حساب شده و دست چین شده, زنان حزب الهی و مزدور خودشان را به استادیوم ورزشی می برند, و حتی اگر شده عده ای از زنان معمولی را هم قاطی انان می کنند. نتیجه این میشود که اب از لب و لوچه عده ای راه می افتد که چه نشستید رژیم تغییر رویه داده و عوض شده و زنان را به استادیوم ورزشی راه داده است.

باز هم نمونه ای دیگر, ادمها را دسته دسته به اتهامات واهی دستگیر کرده و زندان می کنند, بعد از شکنجه و زندان انفرادی بدون دادگاه و وکیل و هیئت منصفه و… به انها زندانهای طویل المدت میدهند, سپس به طور حساب شده و اگاهانه یک سری کارها را اجازه میدهند که صورت بگیرد مانند  این که زندانی بتواند نامه ای و پیامی به بیرون زندان بدهد و یا مرخصی کوتاه مدت بگیرد و…   عده ای از این واقعه ابراز خوشحالی می کنند که وضع زیاد هم که گفته میشود بد نیست و فضا دارد باز می شود, خلاصه همه چیز رو به راهه و ملال و دغدغه ای نیست!

واقعیت اینست که داستان در همه زمینه ها به همین شکل است,  به هر چیزی نگاه می کنید, همین داستان است و همین وضعیت را می شود در زمینه های دیگر هم مشاهده کرد.

جالب است که همه میدانند که اب رودخانه باید همیشه جاری باشد.

همه خوب میدانند که دستمزد و حقوق کارگر باید پرداخت شود.

همه متفقند که روسری و حجاب اجباری نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی زنان است.

همه اذعان دارند که ممنوعیت ورود زنان به استادیوم های ورزشی عملی ارتجاعی, سرکوبگرانه و مصداق جداسازی جنیسیتی است.

همه موافقند که نباید ادمها را بدون دلیل دستگیر, شکنجه و زندانی کرد, دادگاهها باید علنی باشند و هر زندانی باید از حق داشتن  وکیل و پروسه دادرسی عادلانه برخوردار باشد.

ولی وقتی این چیزها را به قربانی می گویی انچنان چپ چپ نگاهت میکند که گویی عقلت را از دست داده ای و خواسته ی نا معقول و غیر منطقی مطرح کرده ای.

طی چهل سال سرکوب و خفقان و نقض مستمر اولیه ترین حقوقمان, گویی امر برای خودمان هم مشتبه شده است و از استاندارهای حداقل هم عقب نشینی کرده ایم!

ما را به مرگ گرفته اند و ما داوطلبانه به تب راضی و خوشحال شده ایم.

جالب این که در همین حال که مردم اصفهان بمناسبت میمون و خجسته باز کردن موقت اب به زاینده رود خوشحالند و مشغول جشن و پایگوبی هستند, ملاها و حزب الهی ها در حال تدارک برگزاری چهلمین سال بنیانگذاری نظام جهل و جنایت هستند.

این رژیم وقاحت را تا بدانجا رسانده است که در یک بدعت فوق ارتجاعی طی مراسمی محل حضور جنایتکارانی چون خمینی در بهشت زهرا و خامنه ای در کرمان را گلباران کردند.

کاوه ال حمودی
Kaveh179@gmail.com

 
 
 

اتحاد انجمنها برای ایران ازاد شبکه ای از انجمنها در اسکاندیناوی میباشد که پیرامون موضوع موارد نقض فاحش حقوق بشر توسط روحانیت و رویای یک تغییر دموکراتیک در ایران است گرد هم امده اند...