۹۵ درصد صادرات غیرنفتی مضمون خام‌فروشی دارد

نمایندگان اجازه ندهند دولت در باتلاق بدهکاری فرو برود/ بیشتر شرکت‌های دولتی به زائده تبدیل شده‌اند/ ۹۵ درصد صادرات غیرنفتی مضمون خام‌فروشی دارد

فرشاد مومنی در نشست هفتگی موسسه دین و اقتصاد با هشدار نسبت به افزایش قیمت‌های کلیدی اقتصاد گفت: دولت و بخشی از نمایندگان فکر می‌کنند افزایش بی ضابطه قیمت‌های کلیدی تنها مربوط به نرخ ارز است بنابراین در سال‌های اخیر و یک در میان، زمانی که رسوایی‌های مربوط به فاجعه سازی افزایش نرخ ارز آشکار شده است به سراغ افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و سایر حامل‌های انرژی رفته‌اند. در حالیکه تمام مطالعات نشان می‌دهد آثار مخرب افزایش قیمت حامل‌های انرژی هیچ تفاوتی با افزایش قیمت ارز ندارد. از همین روی به دولت و نمایندگان محترم تذکر می‌دهیم اجازه ندهند دولت در باتلاق بدهکاری ، فروماندگی و ناتوانی بیشتر از این فرو رود.

وی یادآور شد: از سال ۱۳۷۰ به تدریج در حال گذار از دولت خام فروش به دولت آینده فروش هستیم که این گذار خطرناک وجوه متعددی دارد. مثلاً برای خودفریبی یا دیگرفریبی، اینگونه تصور ایجاد می‌کنند که خام‌فروشی تنها مربوط به نفت است و اگر شکل و شمایل دیگری داشته باشد اشکالی ندارد از همین روی به طرز افراطی صادرات مواد معدنی را در دستور کار قرار داده‌اند. باید توجه داشت بیش از ۹۵ درصد صادرات غیرنفتی ما عمومأ مضمون معدنی و خام‌فروشی دارد و درآمدهای ارزی آن، از هزینه‌های ارزی برای تولید و استخراج آن کمتر بوده است یعنی صادرات غیرنفتی در چارچوب این الگو یک خودفریبی است.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی یادآور شد: چرا شرکت‌های دولتی به حیات خلوت پرداخت‌های بی‌ضابطه تبدیل شده است؟ بطوریکه سودآوری این شرکت‌ها نسبت به دوران جنگ نیز کاهش پیدا کرده و ساختار هزینه‌های آن نابهنجار شده است.

مومنی گفت: براساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۸، میانگین نسبت مخارج آموزش دولت به تولید ناخالص داخلی ۴.۸ درصد بوده است در حالیکه این رقم برای ایران ۲.۸ درصد است یعنی ما به طور فاجعه آمیزی از میانگین جهانی، کشورهای خام فروش و در حال توسعه هم کمتر هستیم. باید توجه داشت در دوره تعدیل ساختاری و از زاویه آموزش یک فاجعه بزرگ روی داده است و یک رکن آن مسئولیت گریزی دولت و رکن دیگر آن سقوط کیفیت خدمات آموزشی است.نباید فراموش کرد که  زیربنای اصلی دانایی محورشدن، کیفیت آموزش پایه است درحالیکه دولت آن را رها کرده  و به گسترش کمی آموزش اکتفا می‌کند. از سال ۶۸ تا امروز  در یک روند معکوس، اولویت در بسط کمی آموزش عالی و تکمیلی بوده که باعث شده تا منابع خانوارها و کشور صرف آن شود و  شغلی هم برای آن وجود ندارد که به معنی این است که دودستی این منابع را تقدیم کشورهای می‌کنیم که آنها را استکبار جهانی می‌نامیم. ایلنا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: