فرهنگی

۳۰ دی، روزی که فردا، از دل آن جوانه زد

۳۰ دی، روزی که فردا، از دل آن جوانه زد

دیدگاها, سخن روز, فرهنگی دی ۳۰, ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۱۴

مسعود رجوی حین سخنرانی در فاز سیاسیبه‌مناسبت ۳۰دی، سالروز آزادی براد‌ر مجاهد مسعود رجوی و آخرین دستهٴ زندانیان سیاسی از زندان شاه برگرفته از سایت مجاهدین مسعود: «مگر می‌شود خورشید را کشت؟»روز 30دیماه1357 گروه کثیری از مردم به‌ویژه دانشجویان و جوانان پرشور با تجمع در مقابل زندان قصر تهران، خواستارادامه

جمشید پیمان: شادمانی خیال و خوابی شد

جمشید پیمان: شادمانی خیال و خوابی شد

دیدگاها, فرهنگی دی ۱۷, ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۳۲

گریه ای زیر پلک ماسیده هق هقی کهنه در گلو مانده پرده افتاد و هیچ پیدا شد، چادری روی آبرو مانده تشنه بودیم و تشنه تر گشتیم، به سرابی که در سبو مانده عکسِ آبی که رنگ می بازید، بر تنِ بی قرارِ جو مانده فقل ها بر دهان وادامه

جمشید پیمان: توفان و موج و سینه ی دریا بدون تو

جمشید پیمان: توفان و موج و سینه ی دریا بدون تو

دیدگاها, فرهنگی آذر ۲۹, ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۱۲

سخت است روزگارِ من این جا بدون توخالی ست سینه ام ز تمنّا بدون توگفتی که بی تو چون گذرانیم روزگار*   اینجا برای من جهنّم پایا بدونِ تورفتی و رفت روشنی از چشم خسته امبی ارزش است دیده ی بینا بدون تورفتی و ماند با من و دلشوره های من:توفان وادامه

جمشید پیمان: در انتظار مهربانیِ نگاهِ ماه!

جمشید پیمان: در انتظار مهربانیِ نگاهِ ماه!

دیدگاها, فرهنگی آذر ۱۷, ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۰۷

دوباره ، نه،  همیشه سرزمین من پُر است از شکوفه های پَرپَر و صدای وحشیِ گلوله ها همیشه در نگاهِ او نشسته زخم بی امانِ شعله ها. همیشه پاسخ سلام مردمش لهیب خشم بوده است و قلعه ی اوین و مهر دستِ خسته اش شکسته زیر تیغ کهنه کارِ کین.ادامه

حمید نصیری: روایت رنج

حمید نصیری: روایت رنج

دیدگاها, فرهنگی مرداد ۲۵, ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۰۹

به روایتگران رنج و شکنجه در زندانهای دیکتاتوری آخوندی حمید نصیری روایت رنج نمانده خاطراتی جز سیاهی بخواند زیر گوش قصه شب درون ذهن شب می خواند اما تمام قصه های مانده بر لب عبور لحظه ها را می شمارد نگاه میلة کابوس زندان کسی که خفته در آغوش زنجیرادامه

کتاب: شازده كوچولو در سرزمين ملاها

کتاب: شازده كوچولو در سرزمين ملاها

اخبار, فرهنگی, کتاب مرداد ۲۱, ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۳۹

شازده كوچولو در سرزمين ملاها. اين قصه بر اساس زندگي مجاهد قهرمان، شهيد سر به دار احمد رئوف بشري دوست نوشته شده است. مقدمه : ليندا چاوز ـ اينگريد بتانكور نويسنده : معصومه رئوف بشري دوست سناريو : سامر هارمن نقاشيها : بونگا ، داويد فرناندو با سپاس و قدردانيادامه

حمید نصیری: کابوس

حمید نصیری: کابوس

دیدگاها, فرهنگی مرداد ۱۸, ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۳۹

کابوس جگر دخترش، كوكب را در يك كيسه پلاستيكي گذاشته و درش را سفت بسته بود و هراسان به طرف پايانه  اتوبوسها مي‌رفت. غباري تفته زير آفتاب عريان, هوا را مثل كوره آتش كرده بود. چند تكه يخ در كيسه گذاشته بود تا جگر كوكب بو نگيرد. با شتاب ازادامه