آتشفشانِ قیامِ مردم ایران؛ بازگشت امید، همبستگی و اراده‌ آزادی

ابوذر غفاری

 زمزمه‌ ای که به خروش بدل شد

اعتراضات دو روز اخیر در تهران و برخی از شهرهای ایران تنها یک رویداد مقطعی یا واکنشی لحظه‌ای نیست؛ پژواکِ سال‌ها درد، تحقیر، تبعیض و ستم است. بازاریان، دانشجویان، زنان، مردان، کارگران و جوانان دوشادوش هم به خیابان آمده‌اند؛ با شجاعتی که نه از خشم کور، بلکه از آگاهی، رنجِ انباشته و مطالبه‌ صریح آزادی و کرامت انسانی سرچشمه می‌گیرد.

این حرکت، دیگر در چارچوب مطالبات صنفی یا معیشتی محدود نمی‌شود. خواسته‌ها اکنون ریشه‌ای و بنیادین است: پایان دادن به نظم استبدادی، فسادساخته و انسان‌ستیز.

مردم دقیق وشفاف سخن می‌گویند: آنان کرامت، عدالت و حق تعیین سرنوشت خود را می‌خواهند.

نشانه‌هایی که از مدت‌ها پیش دیده می‌شد

اوج‌گیری کنونی نه انفجاری ناگهانی، بلکه ثمره‌ انباشت تجربه، خودآگاهی اجتماعی و مهم تر از همه، ره آورد و دستاورد خون ها و رنج و شکنج ها و فداکاری های مبارزان و مجاهدان راه آزادی و  است. هرکس که از نزدیک دستی در آتش مقاومت و مبارزه با دیکتاتوری “ولایت فقیه” داشته و با رنج مردم زیسته، صدای خاموش‌شده‌ محرومان را شنیده، یا قانونمندی‌های تغییر اجتماعی را می‌شناسد، این لحظه را قابل پیش‌بینی می‌دید. جامعه‌ای که تحقیر می‌شود، حذف می‌شود، و کرامتش لگدمال می‌گردد، دیر یا زود به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر “ترس” او را اداره نمی‌کند.

آنچه امروز دیده می‌شود، تنها تجمعات پراکنده نیست؛ شکسته ‌شدن دیوار ترس، بازیابی اعتماد به‌ نفس جمعی و تولد دوباره احساس “ما” است. این همان نیرویی است که تاریخ را جا به ‌جا می‌کند.

آتشفشانی که خاموش ‌شدنی نیست

جنبش کنونی را نمی‌توان با چند تهدید، چند برچسب یا چند نمایش تبلیغاتی خاموش کرد. جامعه به نقطه‌ای رسیده است که بازگشت به وضعیت گذشته دیگر ممکن نیست. شعور جمعی بیدار شده و زبان مشترک اعتراض شکل گرفته است. این بار، مردم نه برای مسکن‌های موقت، بلکه برای تغییرِ بنیادین سخن می‌گویند.

این آتشفشان، آتشی کور نیست؛ نوری است که از خواست آزادی، برابری، عدالت و پایان دادن به تبعیض و سرکوب می‌تابد. این جنبش، حامل رویای ایرانِ آزاد، متکثر وانسانی است.

کارزار تحریف وناامیدسازی؛ چهره‌ قدیمی، روش‌های تکرار

با آغاز اعتراضات، همزمان ماشین تحریف نیز به حرکت درآمده است: القای ترس، بزرگ‌ نمایی خطر، تحریف شعارها، القای بی‌فایده بودن مقاومت، دوقطبی‌ سازی‌های ساختگی و مصادره‌ جنبش مردم توسط اطلاعاتچی های خود رژیم و پهلوی چی های همدست و همسویش.

چه آنان که از استبداد مذهبی دفاع می‌کنند و چه آنها که سودای بازتولید اشکال دیگر اقتدارگرایی را در سر می‌پرورانند، در یک نقطه مشترکند: ترس از مردمِ آگاه.

اما این بار جامعه تجربه‌اندوزتر از گذشته است. مردم می‌دانند که آزادی را نمی‌توان جایگزین استبداد دیگری کرد. فهمیده‌اند که “شکل حکومت بدون محتوای دموکراسی”، تغییری واقعی نمی‌آورد. ایران آینده نه به نام دین، نه به نام تاج وتخت، بلکه به نام انسان و آزادی معنا خواهد یافت.

قوت واقعی جنبش: همبستگی و اخلاق

قدرت مردم تنها در عدد جمعیت نیست؛ در اخلاق و معنای حرکت است. این جنبش، علیه تحقیر، دروغ، فساد و خشونت ساختاری است و پیام اصلی آن کرامت انسانی است. همبستگی زنان و مردان، اقوام و طبقات مختلف، دانشگاه و بازار، نشانه شکل ‌گیری یک اراده‌ ملی است.

حرکت امروز، بیش از هر چیز دفاع از زندگی عادی و شرافتمندانه است: حق شادی، حق نقد، حق انتخاب، حق اختلاف‌ نظر و حق نفس کشیدن بدون ترس.

چرا امید واقعی است، نه شعاری

امید این روزها نه از سر خوش‌بینی ساده ‌دلانه، بلکه از دل واقعیت‌ها برخاسته است:

دیوار ترس شکسته شده

زبان مشترک مطالبات شکل گرفته

آگاهی سیاسی واجتماعی گسترش یافته

نسل جوان، پرسشگر وجسور پا به میدان گذاشته

جامعه تجربه اعتراض، سرکوب ودوباره برخاستن را اندوخته است

وقتی جامعه یاد می‌گیرد که بایستد، شکست ‌ناپذیر می‌شود حتی اگر مسیر طولانی و پرهزینه باشد.

ایرانِ فردا؛ نه یک رویا، که  یک امکان محقق شدنی است

ایران می‌تواند کشوری باشد که در آن:

قانون بر انسان‌ها حاکم نیست، بلکه انسان آزاد قانون را می‌سازد

هیچکس به‌خاطر عقیده، پوشش، مذهب یا سبک زندگی سرکوب نمی‌شود

ثروت ملی غارت نمی‌شود و سیاست به تجارت قدرت بدل نمی‌گردد

دانشگاه سنگر آزادی اندیشه است نه دژ سانسور

حکومت، خدمتگزار مردم است نه قیم و مالک آنان

این تصویر، آرمان ‌شهری دست ‌نیافتنی نیست؛ نتیجه‌ اراده‌ ملی و پافشاری بر حقوق بنیادین است.

سخن پایانی: این راه، راه انسان است

حرکت امروز مردم ایران، ادامه‌ زنده‌ تاریخ آزادی ‌خواهی این سرزمین است. از دل شکست‌ها و زخم‌ها، نیروی تازه‌ای زاده شده است. هیچ قدرتی بزرگ ‌تر از انسان های امیدوار، آگاه ومتحد نیست.

امروز، مردمی ایستاده‌اند که دیگر نمی‌خواهند تماشاگر سرنوشت خود باشند. آنان نه از نفرت، بلکه از عشق به ایران وانسان برمی‌خیزند. این قیام، پیش ازهر چیز، قیام برای کرامت است.

آینده به آنان تعلق دارد که می‌ایستند، می‌اندیشند ودست از آرزوی آزادی نمی‌کشند.