این مقاله که در ۲۴ مارس ۲۰۲۶ نوشته شده است بر یک نکته اصلی تأکید دارد:
نشانههای ترس حکومت ایران از قیام مردمی را نه در سخنان مخالفان، بلکه در گفتههای خودِ مقامات حکومتی میتوان دید.
اعترافات غیرمستقیم به ترس از قیام
بر اساس این گزارش، برخی از مقامات امنیتی ونظامی جمهوری اسلامی در روزهای اخیر به طور علنی درباره ”تهدید داخلی” صحبت کردهاند.
از جمله:
یک مشاور فرمانده سپاه از حضور ”افراد مشکوک” وگروههایی مانند موتورسواران سخن گفته است. این اظهارات نشان میدهد که حکومت نگران فعالیتهای سازمانیافته در داخل کشور است.
این نوع صحبتها نشان میدهد که حکومت، خطر را واقعی ودر حال وقوع میبیند، نه صرفاً تبلیغاتی.
تمرکز حکومت بر ”دشمن داخلی”
مقاله تأکید میکند که در ادبیات رسمی حکومت اعتراضات به عنوان پروژهای سازمانیافته معرفی میشوند، نقش اصلی به سازمان مجاهدین خلق نسبت داده میشود وبهعبارت دیگر، حکومت تلاش میکند نارضایتی عمومی را به یک ”دشمن مشخص” نسبت دهد.
استفاده از ترس برای کنترل جامعه
یکی از محورهای مهم مقاله این است که حکومت برای حفظ کنترل، مردم را به گزارش فعالیتهای مشکوک تشویق میکند، فضای بیاعتمادی در جامعه ایجاد میکند واز زبان تهدید وسرکوب استفاده میکند. این روشها بخشی از یک استراتژی کنترل از طریق ترس توصیف شدهاند.
این تحلیل با گزارشهای عمومی نیز همخوانی دارد که نشان میدهد حکومت ایران از ابزارهایی مانند بازداشت، اعدام وایجاد فضای رعب برای کنترل جامعه استفاده میکند.
زنده کردن خاطرات تاریخی برای ارعاب
در این مقاله اشاره شده که مقامات رژیم به رویدادهای تاریخی مثل درگیریهای دهه ۶۰ اشاره میکنند واز این خاطرات برای هشدار و تهدید مخالفان استفاده میکنند. هدف رژیم از این کار ایجاد این پیام است که حکومت در گذشته هم با تهدید مشابه مقابله کرده ودوباره هم خواهد کرد.
جمعبندی اصلی گزارش این است: حکومت ایران حتی در شرایط بحرانهای خارجی، بیش از هر چیز نگران قیام داخلی ونقش نیروهای سازمان یافته مخالف است. به همین دلیل بر امنیت داخلی تمرکز کرده، مردم را به همکاری امنیتی دعوت میکند واز زبان تهدید برای جلوگیری از اعتراض استفاده میکند.
این مقاله میگوید که بزرگ ترین ترس حکومت ایران، نه دشمن خارجی، بلکه مردم واعتراضات داخلی است، مخصوصاً اگر سازمانیافته باشند.
نوشته شده ازمقاله درسایت شورای ملی مقاومت ایران:



















