اباذر نوریزاد: حضور در قلب آلترناتیو کهکشانی

Abazar Norizadمقاله زیر متعلق به آقای اباذر نوریزاد، فرزند محمد نوری زاد، نویسنده و منتقد حکومتی در تهران، می باشد که در 19 تیر 1395 برای اولین بار در بزرگترین گردهمایی مقاومت ایران در پاریس، شرکت کردند.

اباذر نوریزاد: چند سال اخیر بیشتر به فعالیت های مجاهدین توجه میکردم. به خصوص گردهمایی های سالانه را حتما میدیدم. این که نهم جولای در جشن کهکشان حضور داشتم، البته آرزوی سال های اخیرم بود.
آرزویی که عمری دست نیافتنی میامد اما بود. آرزویی که حسی بود از وعده نوری ته این تونل وحشت. حسی هر چند ضعیف. سخن و قصه در این میان فراوان است. داستان هایی شگفت انگیز. باشد البته همه برای روزی که دست نامحرم از امورات کوتاه شده باشد. آن جا کهکشانی گرد خورشید آزادی میگداخت و غرش شیر همیشه بیدار شنیده میشد. هر فردی جمعی بود و جمع از فرد جدا نبود. می دانم خیلی ها چون من که سال ها ساکت بوده ام، قدر چنین گوهری را می دانند و ساکتند. همان ها که بی نشانند اما هستند و خواهند بود و هر روز بر تعدادشان شتابان افزوده میشود. منتظرین رسیدن امر شب حمله. یگانه شعور هزار اشرف. آزادی. حالا این حرف ها الان برای خیلی ها تلخ تر از زهر است اما بی شک از همین نسل کهکشانی راه رهایی خلق قهرمان ایران گشوده می شود و روزی زود میآید که بزرگسالان فردا بر آنچه مجاهدین برایشان کرده اند بنای شعری نو خواهند نهاد. جایی که دست ساواکی ها و بسیجی های کراواتی تروریست و فاشیست و ریشو از مال و ناموس پاک میهن کوتاه است تا ابد. چرا که دیگر نگاهبان کوچه ها شیر است و آزادی دشت هاش خورشیدی. حکمیست این ها نوشته با خون هنوز جاری هزار دشت شقایق، معماران و سازندگان کشتی پنجاه ساله و تازه تکمیل شده آزادی خلق، ملاتش صدق و فدای حداکثر و بی منت. کشتی جهان شمول و بی مرز هزار اشرف. هر اشرف نشانی آرشی و آرتمیسی، و نوک پیکان کمانهاشان از جنس فیروزه پاسدار سوزی ست که خطا نمیرود. که نوید سحریست پر آب و آبادی و آزادی، در پس اراده خیزش. حالا تو میگویی اینها شعر است. اما سرنوشت هیچ دیکتاتوری در تاریخ دو تا نبوده. این جا از آن جاهاست که استثنا ندارد. البته و خصوصا فاشیسم زهر خورده آخوندی نیز هرگز گریزی از این سرنوشت شوم ندارد. به ویژه در حضور شکوه افزاینده پادزهرش.
آنچه من دیدم حقیقتا آشی که مجاهدین برای رژیم و سر و تهش پخته اند روغنی رویش دارد هفت وجب. یعنی از قد همه ولایی های عمامه دار و کراواتی و سبزاللهی بلندتر. گوارای خلق به پا خاسته اهورامزدا. با شمشیر صلح شیر و خورشید. جشن صد و پنجاه هزار نفری آزادی. نوید دهنده جشن هشتاد میلیونی مردم بزرگ ایران. بچه ها! اینجا آزاده ترين ها و آزادیخواه ترین های شما جمعند. همه به درجه ای و ظرفیتی دست از جان و مال و خانه و خود شسته اند. مقدس اینجا آزادی است و بس. اینجا هزار اشرف میلیونی جهانی، از شهدا و بهترین ها و خلق های در زنجیر، با تنی خونین ایستاده زندگی میکنند تا گواه دهند که سرنوشت و آینده از آن آزادیست که نوش جان هر سلول خلق به پا خاسته خواهد بود. روابط عمیق مقاومت ایران با پیشرفته ترین لایه های بشری زمین، در کنار قدرت سازماندهی شگفت انگیزشان، خود به تنهایی نوید بزرگیست. که خیزش برای سرنگونی ولایت ضد بشری در قلب زیباترین میهن حق مسلم ماست و اولویت اول و آخر ماست. ایرانزمین، زیباترین زمین. هم دست استعمار رو به موت کوتاه. که خون مصدق و هر آزاده ای که خود را از جنس او میداند اینجا حکم میگوید. نه حکم مدل محاکم آخوندی. که حکمی غربال شده و پیروز مطلق در طوفان های کشتارها و دادگاه ها و بمباران های مماشات پنجاه ساله. در عالم واقع سیاست، سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران، از نقاط تصمیم سازی و تصمیم گیری حساس هر لحظه معادلات مربوط به میهن است همین حالا. از گردهمایی ۲۰۱۶ به این سو به ویژه. به کوری چشم ضحاک زمان. مرجعی مورد اتکا در طوفان ظلمات خمینی. طوفان رو به پایان خمینی.
حالا او در پس نبردی پنجاه ساله تازه بر سینه خمینی نشسته، تیغش زیر شاهرگ گردن ولایت است. هزار اشرف هم در تلاش و منتظر تا امر ز فرماندهی کل قوا برسد. تا انتخابات آزاد و سپرده شدن بی وطن ترین ها به دست عدالت. اینجا از این خبرهاست بچه ها. در پاریس. در میان کار درست ترین های خودتان. همان لحظه که پای شورا و مجاهدین به خاک میهن باز شود، آغاز شگفت انگیز تمدن نوین ایرانزمین خواهد بود. با مکانیزم و اساسنامه ای بی نقص. شعر امید و آب. سینمای نوین ایرانزمین. شهرداری و کشورداری تراز نوین و درجه یک. شکوفایی شتابنده در همه زمینه ها با سرعتی خارق العاده. موسیقی اهورایی خوشتیپ ترین و زیباترین های زمین. بچه های پایین. بچه های بالا. بدون بالا و پایین. دست در دست هم. پارتی دبش تابستانی ابدی در دشت بی ته آبادی و آب و آزادی. جایی که آزادیست هنری که بیشترین را به جیب میزند. که درهای نور به روی همه یکسان باز است. در اوج اختیار و آزادی. که حکومت خود خود تو بر تو آغاز میشود. آزادی خجسته آزادی. با چنگ و ناخن و دندان خلق برای خلق. حالا هر کس خود را تافته جدا بافته می داند در خودش پی جواب بگردد. بسیاری از هزار فامیل رنگ و وارنگ ولایت مدار داخل و خارج نشین که سخت در پی جواب میگردند این روزها. که زمان تمام شده به نظر میرسد.
کیفیت و ارزش نرم افزاری که مجاهدین ساخته و پرداخته اند را می توان از بهایی که برایش داده اند فهمید. آدرس دشمن پیشانی سفید را و مقصد بزرگ رهایی را و همه چیز را چونان آینه ای به تو میگوید شعر بزرگ رزم مجاهدین.
حقیقت را باید آنجور که هست گفت. برای ثبت در تاریخ.

ما زن و مرد جنگیم
بجنگ تا بجنگیم

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: