ارزوی خوردن نان خشک داریم، شبها کنار دام های مان میخوابیم، انروی سکه اتمی و قدرت پوشالی

هزاران شهر و روستای کشورمان در پی حکومت ننگین اخوندی شرایط مشابه و اسف باری دارند.گزارشی از یک روستای محروم ، دل هر ایرانی را بدرد میاورد. اتمی شدن و ادعای قدرت منطقه ای همزمان با پرداخت هزینه جنگهای نیابتی در سوریه و یمن و لبنان و عراق را بخوبی بهایش را در درد و رنج مردم ایران میتوان دید. البته فکر نکنید که این یک روستای دورافتاده است و مثلا وضع در پایتخت و بقیه قسمتها فرق میکند. هفته گذشته هم گزارشی از حاشیه نشینهای تهران داشتیم.

روستای عُروه یکی از محروم‌ترین روستاهای شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد است که ازکمترین امکانات رفاهی از جمله آب آشامیدنی، گاز و جاده محروم هستند.به گزارش ایلنا از یاسوج، به گفته مردم این روستا بیش از ده بار نامه به همه مقامات رژیم فرستاده ایم اما تا بحال هیچ تاثیری نداشته است.

روستای عروه ، روستایی زیبا و باستانی مَحصور شده در طبیعت در 40 کیلومتری شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده و برای رسیدن به روستا، هشت کیلومتر جاده کاملا سنگلاخی، با مشقت فراوان و با کمک خودروهای شاسی بلند باید طی کرد.

بنا به گفته اهالی، تعداد آمار بیماران صعب العلاج به دلیل نبود امکانات مناسب بهداشتی و محورهای ارتباطی بالا ا‌ست. نبود جاده مناسب و آب آشامیدنی از مشکلات دیگر روستانشینان عُروه‌ای است.به روستا که می‌رسیم بسیاری از منازلی که مصالح آنها از سنگ ، چوب و کاهگل است تخریب شده اند و اغلب روستانشینان به دلیل نبود محور ارتباطی مناسب و فقر اقتصادی نمی توانند برای ساخت منازل خود از مصالحی نظیر سیمان ، بلوک و آجر استفاده کنند.برخی از روستانشنیان عُروه ای، زندگی شان را در منازل کوچک و در کنار گاو و گوسفندان خود و در شرایطی بسیار سخت آن هم در دل شب  های زمستانی می گذرانند


به گفته اهالی روستا اگر کسی مریض شود به سختی باید او  را به بیمارستان رساند چون وضعیت راه‌های روستا بسیار خراب است و نمی‌توان  آنها را به راحتی به شهر رساند. اگر زنی زایمان داشته باشد یا باید بچه اش را همین جا به صورت طبیعی به دنیا بیاورد و یا در برخی موارد هم احتمال از بین رفتن نوزاد وجود دارد.یکی از روستاییان می گوید: با هزار مشقت باید از این جاده عبور کنیم،  با الاغ و قاطر  وسایل و تجهیزات مان را جابجا می کنیم، مریض هایی داشتیم که به خاطر نبود جاده و امکانات جان خود را از دست داده اند یا اینکه خیلی دیر به بیمارستان رسیده‌اند.

یکی از جوانان روستا میگوید به لحاظ بهداشتی  هیچ گونه امکاناتی وجود ندارد، ممکن است هر شش ماه یک بار ، یک بهیار به اینجا سر بزند یا نزند، مثلا تزریق واکسن دوز اول کرونا را برای روستانشینان خودم پیگیری کردم، ولی خیلی ها هنوز دوز دوم واکسن کرونا را نزده‌اند .

مریم – ص به ایلنا می گوید: خانه بهداشت در روستای عُروه وجود ندارد، تنها خدماتی که اینجا وجود دارد شبکه های برق است که چند سال پیش  انجام شد، هزار بار هم درخواست کرده‌ایم ولی هیچ خدماتی و پروژه عمرانی در این روستا صورت نگرفته و نبود آنتن مخابرات و اینترنت هم مشکلات را دوچندان کرده است.

 
یک روستایی میان سال عُروه ای از وضعیت بد بهداشتی روستای خود اظهار نگرانی می‌کند و می‌گوید: لوله کشی آب نداریم.  من و 10 سر عائله‌ام مجبوریم  کنار دام‌هایمان زندگی کنیم و شب‌ها ‌در نزدیکی  آنها بخوابیم، اغلب حیوانات کک دارند و گزش این کک‌ها  امان ما و  بچه‌هایمان را برید‌ه‌ است.

یکی دیگر از اهالی روستا می گوید: با الاغ و قاطر باید برویم سرچشمه، آب بیاوریم و در سرچشمه، گراز و حیوانات وحشی می آیند آب می خورند، ما هم می رویم از همان آب می آوریم.   لوله کشی آب نداریم، وقتی لوله کشی نیست برای حمام باید آب را از چشمه بیاوریم، با چوب درختان جنگل آتش درست کنیم و  با آن آب را گرم کنیم  تا بتوانیم حمام کنیم.  با مشقتی که برای حمام و دیگر مسائل بهداشتی وجود دارد، قطعا نظافت و بهداشت مناسبی در این روستا وجود ندارد.

  پارسال تعدادی از دام های روستا مریض شدند، مردان مان با هزار زحمت دارو خریدند اما در همان سال 203 دام روستا تلف شد.  دامپزشکی یک واکسن را 480 هزار تومان می دهد، چطور این پول را بپردازیم؟  یکبار خانه‌ام خراب شد، با هلال احمر تماس گرفتیم، هلال احمر هیچ توجهی نکرد. هر مسئولی فقط می خواهد بیاید روستای محروم عُروه که با چهار تا آدم فقیر  عکس بگیرد.


یکی دیگر از روستاییان هم می‌گوید: یک بچه دارم که سه ماه است حمام نکرده، کجا ببرم حمامش کنم؟ خانواده ام را کجا ببرم؟ لباس زن و دخترم را سال تا سال نمی‌توانم عوض کنم. فقط عید نوروز، خاله و دایی‌هایشان برایشان لباس می‌آورند. همین ماه 10 بار  بخاطر درمان  به شیراز رفتم. افرادی در این روستا هستند که آرزوی خوردن نان خشک را دارند، آرد نیست  اگر آرد هم گیرمان بیایند 400 هزار تومان باید کرایه بدهیم.این روستایی در پاسخ به اینکه «تعاون روستایی آرد به شما نمی دهد؟» هم با اظهار تاسف افزود: نه آرد و نه نفت به ما می‌دهند، حتی وسیله حمل و نقل درست وحسابی هم نداریم.ایلنا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: