ابوذر غفاری
حمله سازمان یافتهٔ سلطنت طلبان به سوگواری مردم، با پوشش نیروهای سرکوب؛ آزمونی که چهرهٔ واقعی استبدادِ بدیلنما را بیپرده عیان کرد.
این یک جنایت سیاسی است، نه “حاشیه”
این فاشیسم است؛ نه بدیل ونه اپوزیسیون
رفتاری که در مراسم شب هفت درگذشت زنده یاد جواد علیکردی ونیز در برخی مساجد مشهد از سوی سلطنت طلبان صورت گرفت، بار دیگر ماهیت واقعی این جریان را عیان کرد. آنچه رخ داد نه یک اختلاف نظر سیاسی و نه یک رفتار خودجوش بود، بلکه اقدامی هدفمند علیه جنبشهای مردمی، آزادیخواه و دموکراتیک محسوب میشود.
حمله به مراسم سوگواری، ایجاد اخلال در سخنرانی، پرتاب سنگ به سخنران و سر دادن شعارهای سلطنتی و ضد آزادیخواهان، آن هم در فضایی که نیروهای نظامی و لباس شخصیهای وابسته به رژیم حضور داشته و مانع این رفتارها نشدند، نشان میدهد که با یک همپوشانی عملی میان سلطنت طلبان و دستگاه سرکوب نظام “ولایت فقیه” مواجهایم.
این رویداد بیش از هر چیز ثابت میکند که سلطنتطلبی، برخلاف ادعاهای ظاهری، نه در صف مردم بلکه در تقابل با جنبشهای مردمی قرار دارد. تجربهٔ تاریخی ایران نیز مؤید همین واقعیت است: هر جا مردم برای آزادی، عدالت و مشارکت سیاسی پیش آمدهاند، سلطنت یا مستقیماً سرکوب کرده یا زمینهٔ سرکوب را فراهم آورده است.
از اینرو، این واقعه را باید یک رویداد واقعی ومستند دانست، نه صرفاً یک تحلیل سیاسی. رویدادی که نیازمند افشا، ثبت ومحکومیت صریح است. هرگونه عادیسازی یا سکوت در برابر چنین رفتارهایی، به تضعیف جنبش مردمی و تقویت استبداد حاکم منجر خواهد شد.
نباید به مردم دروغ بگوییم. آنچه در مشهد رخ داد، “اشتباه” نبود، “افراط” نبود، و “قابل توجیه” هم نیست. این صدای پای فاشیسم است؛ فاشیسمی که با شعار سلطنت، با سنگ وبا شعار مرگ بر آزادی خواهان به میدان آمد و زیر چتر نیروهای سرکوب، آزادی را هدف گرفت.
حمله به مراسم سوگواری، شکستن حرمت مرده و زنده، و تهدید مستقیم مبارزان و آزادیخواهان، خط قرمز هر جامعهٔ انسانی است. جریانی که چنین میکند، حتی اگر خود را اپوزیسیون بنامد، دشمن مستقیم جنبش مردمی است. سلطنتطلبی بار دیگر نشان داد که نه بدیل آزادی، که بازوی خیابانی استبداد است.
دیگر زمان ابهام ومماشات گذشته است. نمیشود هم از آزادی گفت وهم از جریانی حمایت کرد که زبانش مرگ و ابزارش خشونت است. هر نوع همگامی با سلطنت طلبان یا تائید آن ها، خیانت به آرمان آزادی و کرامت انسانی است.
ما با استبدادِ عمامه دار میجنگیم، نه برای آن که به استبدادِ تاج دار پناه ببریم. شکل قدرت اگر عوض شود، اما منطق حذف، سرکوب وتحقیر باقی بماند، نتیجه همان است: خاموشی صداها ولگدمال شدن مردم.
امروز وظیفه روشن است: افشاء، مرزبندی وطرد ومحکومیت قاطع این اعمال ننگین وشرم آور.
سکوت در برابر این خشونت، بی طرفی نیست؛ همدستی محض است. جنبش مردمی تنها زمانی پیروز میشود که مرز خود را با همهٔ اشکال استبداد، قدیم وجدید، شفاف وبیامان ترسیم کند.
ما ایستادهایم برای آزادی، نه برای بازتولید زنجیرها؛ وهرگز در برابر فاشیسم، عقب نشینی نخواهیم کرد.



















