سلسله پهلوی ونظام «ولایت فقیه»؛ دو بن‌ بست تاریخی در برابر پیشرفت ایران

ابوذر غفاری

استبداد وابسته، راه را برای استبداد مذهبی گشود؛ وهر دو، بزرگ ‌ترین مانع آزادی، حاکمیت مردم و توسعه پایدار ایران شدند.

یکی از بزرگ‌ ترین خطاهای سیاسی، جدا کردن کارنامه خاندان پهلوی از سرنوشت امروز ایران است. حقیقت آن است که «ولایت فقیه» از دل خلأ به وجود نیامد؛ محصول شکست یک نظام استبدادی و وابسته بود که با سرکوب آزادی، نابودی نهادهای دموکراتیک و وابسته کردن کشور به قدرت‌های خارجی، راه هر تحول مسالمت‌آمیز را بست و جامعه را به انفجاری تاریخی کشاند.

از همین رو، سلسله پهلوی را نمی‌توان نسخه نجات ایران معرفی کرد. حکومتی که مردم را از حق حاکمیت محروم کرد، احزاب ومطبوعات مستقل را سرکوب نمود وتوسعه را به پروژه‌ای آمرانه و وابسته فروکاست، نه ‌تنها نتوانست بنیان پیشرفت پایدار را بنا کند، بلکه زمینه را برای استقرار ارتجاع مذهبی نیز فراهم ساخت. ولایت فقیه ادامه همان استبداد است؛ با این تفاوت که این‌ بار، سرکوب با پوشش دین وفساد با نام حکومت دینی توجیه شد.

حکومت پهلوی با اتکاء به قدرت‌های خارجی وسرکوب آزادی‌های سیاسی، مدرنیزاسیون را به پروژه‌ای از بالا وبدون مشارکت مردم تبدیل کرد. 

توسعه ‌ای که بر آزادی، عدالت وحاکمیت ملی استوار نباشد، هرچند ظاهری پرزرق ‌وبرق داشته باشد، پایدار نمی‌ماند. فروپاشی آن حکومت، گواه روشنی بر همین واقعیت بود.

تجربه هر دو حکومت یک درس روشن دارد:

کشوری که در آن قدرت از اراده مردم سرچشمه نگیرد، قانون بر همه یکسان حاکم نباشد و دستگاه قضایی مستقل وجود نداشته باشد، هرگز به پیشرفت پایدار و‌ماندگار دست نخواهد یافت. رشد اقتصادی نیز در چنین ساختاری یا به فساد می‌انجامد یا با نخستین بحران سیاسی فرو می‌ریزد.

تجربه بسیاری از کشورهای توسعه ‌یافته نیز نشان می‌دهد که میان آزادی‌های سیاسی، دموکراسی و پیشرفت اقتصادی رابطه‌ ای مستقیم و جدایی ‌ناپذیر وجود دارد. هر اندازه مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود بیشتر ونهادهای دموکراتیک ریشه ‌دارتر باشند، زمینه برای نوآوری، سرمایه ‌گذاری، عدالت اجتماعی وتوسعه نیز گسترده ‌تر خواهد شد.

ایران امروز نه به بازگشت به گذشته نیاز دارد و نه به ادامه وضع موجود. راه آینده از عبور قاطع از هر دو الگوی شکست ‌خورده می‌گذرد؛ از دیکتاتوری وابسته پهلوی و دیکتاتوری مذهبی «ولایت فقیه». تنها با استقرار حاکمیت مردم، آزادی، دموکراسی، عدالت واستقلال است که می‌توان چرخه تاریخی استبداد و عقب‌ ماندگی را شکست و ایرانی آزاد، آباد و پیشرفته بنا کرد.

استنتاج نهایی این است که: آزادی؛ نخستین شرط پیشرفت است ونه آخرین نتیجه آن و تا زمانی که حاکمیت مردم جایگزین استبداد و وابستگی نشود، توسعه پایدار برای ایران دست‌ نیافتنی خواهد ماند.