شریعتمداری: آقای روحانی! نیم متر پارچه سفید هم‌کافی است!

آقای روحانی! نیم متر پارچه سفید هم‌کافی است!

«حسین شریعتمداری» در واکنش به اظهارات اخیر «حسن روحانی» در دانشگاه تهران، نوشت:

  رئیس‌جمهور محترم، چهارشنبه هفته قبل در مراسم بازگشایی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور بار دیگر و برای چندمین بار پیشنهاد برگزاری رفراندوم را پیش کشیدند و علی‌رغم آنکه پیشنهاد ایشان هیچگونه پیوست قانونی نداشت و توضیح قابل قبولی برای آن ارائه نشده بود ولی برخی از محافل سیاسی و روزنامه‌های حامی دولت کماکان بر ضرورت انجام آن اصرار می‌ورزند و مانند همیشه بی‌آنکه برای شعور مردم احترامی قائل باشند، در شیپور رفراندوم از سر گشاد آن می‌دمند -بخوانید فوت می‌کنند!

آقای روحانی پیشنهاد همه‌پرسی را بعد از آن مطرح کرد که گفته بود: «۴۱ سال است ما هنوز به جواب روشن و قاطع در کشور نرسیدیم. یک عده می‌گویند تعامل سازنده باید داشت و عده‌ای دیگر عنوان می‌کنند که باید به سمت تقابل مستمر و دائم برویم»! و در ادامه با اشاره به اینکه «باید دانشگاه‌ها وارد مسائل استراتژیک شوند» گفت؛ «حتی اگر در این مسائل به نتیجه نرسیدیم، باید همه‌پرسی از مردم را برگزار کنیم. راهی نداریم چرا که این 40 سال دائماً بحث کردیم. ما باید راه را انتخاب کنیم»!
باید پرسید موضوع رفراندوم مورد نظر ایشان چیست؟! جناب رئیس‌جمهور آنگونه که از سخنانشان پیداست خواستار برگزاری همه‌پرسی درباره مذاکره با آمریکا هستند! حالا باید از رئیس‌جمهور محترم پاسخ این سؤال را که در نکته روز پنج‌شنبه کیهان آمده بود خواست که «مگر طی چند سال گذشته با موضوع برنامه هسته‌ای کشورمان با آمریکا به گفت‌وگو ننشستید؟ و در پاره‌ای از موارد، دل ندادید و قلوه نگرفتید؟ تا آنجا که امضای جان کری را تضمین دانستید و بعد از توافق هسته‌ای، این توافق را فتح‌الفتوح نامیدید و در پی آب و صابون بودید تا صورت منتقدان را بشویید و آنان را از خجالت بیرون بیاورید؟! خب، نتیجه چه بود؟ اگر بفرمایید نتیجه«هیچ» بود! جفا کرده و از بیان واقعیت دور شده‌اید، چرا که صنعت هسته‌ای کشور را از بین بردید، ده‌ها امتیاز نقد به حریف دادید، بسیاری از امکانات و ظرفیت‌های کشور را هزینه کردید، به جای لغو تحریم‌ها که هدف اصلی مذاکره بود، تحریم‌های فراوان دیگری را هم به ملت تحمیل کردید و… بنابراین آنچه به دست آوردید فقط «هیچ» نبود! بلکه ده‌ها پله پائین‌تر از هیچ بود»!
امروز اما، موضوع مذاکره با صراحت از سوی آمریکا و اروپا اعلام شده است و اصلی‌ترین بخش‌های آن، اینکه ایران از صنایع موشکی خود دست بردارد، به حضورش در منطقه و حمایت از جبهه مقاومت خاتمه بدهد و… کوتاه سخن اینکه به لقمه آسان و بی‌دردسری برای بلعیدن توسط آمریکا تبدیل شود! و این، در یک کلمه یعنی تسلیم ذلت‌بار در مقابل آمریکا و اروپا و رژیم صهیونیستی و حکام عیاش و سرسپرده برخی از کشورهای عرب منطقه.
جناب روحانی! تسلیم که به رفراندوم و مذاکره نیاز ندارد، برای تسلیم شدن نیم متر پارچه سفید کافی است تا در مقابل آمریکا روی دست بلند کنید! آیا غیراز این است؟! آمریکا و اروپا با صراحت اعلام می‌کنند که منظورشان از مذاکره، حل و فصل مسائل فیمابین نیست بلکه نتیجه‌ای که از مذاکره در نظر گرفته و بر آن اصرار دارند را پیشاپیش اعلام کرده‌اند بنابراین چرا آقای روحانی دیکته‌نویسی ایران برای آمریکا و اروپا را مذاکره! معرفی می‌کند؟! مذاکره‌ای که آمریکا کف و سقف و متن آن را از قبل تعیین و اعلام کرده است که مذاکره نیست دیکته‌نویسی ذلیلانه است! آیا جناب رئیس‌جمهور از مردم شریف و پاکباخته ایران دعوت می‌کند که بیایند و در یک همه‌پرسی، نظر خود را درباره تسلیم شدن ذلیلانه به آمریکا و اروپا و رژیم صهیونیستی و برخی حکام بی‌سر و پای عرب اعلام کنند؟! دعوت به این به اصطلاح رفراندوم اگر اهانت مستقیم به ملت نیست -که هست- پس چیست؟!
آقای روحانی پیش از این به درستی مذاکره با آمریکا را دیوانگی دانسته بود حالا چه اتفاقی افتاده؟ دیوانه‌ها عاقل شده‌اند یا عاقلان را به دیوانگی فرا می‌خوانند؟!
ایشان فرموده‌اند «۴۱ سال است ما هنوز به جواب روشن و قاطع در کشور نرسیدیم. یک عده می‌گویند تعامل سازنده باید داشت و عده‌ای دیگر عنوان می‌کنند که باید به سمت تقابل مستمر و دائم برویم» این سخن جناب رئیس‌جمهور واقعیت محض است و در صحت آن کمترین تردیدی وجود ندارد! حق با ایشان است. با این تفاوت که جناب ایشان واژه تسلیم را به «تعامل سازنده»! و واژه مقاومت را به «تقابل مستمر»! تغییر داده‌اند! و باید گفت همانگونه که ایشان گفته است طی ۴۱ سال گذشته، یک جریان ‌اندک و کم‌شمار که آقای روحانی از اعضای اصلی آن بوده‌اند به جای مقاومت در مقابل زورگویی‌ها و باج‌خواهی‌های آمریکا، نسخه تسلیم می‌پیچیدند و در سوی دیگر، امام راحل، رزمندگان اسلام و توده‌های پاکباخته مردم تسلیم در برابر دشمن را ننگ دانسته و بر مقاومت و حفظ جان و مال و ناموس مردم و تمامیت ارضی کشور تاکید می‌ورزیدند.
آقای روحانی تلاش کرده‌اند که تعداد ‌اندک و کم‌شمار جمع خود را در حد و ‌اندازه «یک جریان»! قلمداد کنند و سپس آن جمع بزرگنمایی شده را با توده‌های عظیم ملت به رهبری امام امت برابر بنشانند. در این خصوص به یک سند تاریخی که درپی می‌آید و فقط ‌اندکی از بسیارهاست توجه کنید! روزنامه کیهان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: