علیرضا یعقوبی: خامنه ای و حقوق زنان

yaghobiخامنه ای بمناسبت روز زن و مادر طی دیداری در روز شنبه ۳۰ فروردین ماه با گروهی از زنانی که از سوی سایت او «فرهیخته و نخبه» خوانده شده اند، بیان کرد: «برابری جنسی زن و مرد از جمله حرف‌های کاملا غلط غرب است» و «هرکس اگر مسئله زن را جدا از مسئله خانواده مورد بررسی قرار دهد، در فهم مسئله و تشخیص علاج آن، دچار اختلال می‌شود» (۱).

این اولین بار نیست که مسئولان رژیم مادون تاریخی حاکم بر ایران اینچنین زن ستیزانه با حق «برابری» برخورد می کنند. نقطه عزیمت خمینی در مخالفت با رژیم گذشته دقیقا با مخالفت با حق برخورداری صوری زنان از حق رآی بوده بوده و چه کسی نمی داند که آنچه که در رژیم گذشته اصلا محلی از اعراب نداشت حق رأی و انتخاب بود چه زن و چه مرد. اما همان به رسمیت شناخته شدن صوری حق رأی زنان آنچنان خمینی را بر آشفته کرد که برای «رقع تشویش از علما و قاطبه مسلمین» به شاه تلگراف زد.

اینکه زنان باید در پستوی خانه بمانند و وظایف آنها در خانه و همسر خوب برای شوهر و اکتفا کردن به شیر دادن به فرزندان و اهتمام وزیدن به تربیت آنها ، خلاصه می شود هم امر بدیع و تازه ای نیست. این امر برخاسته از روابط عشیره ای و قبیله ای است که همانقدر غلط و اشتباه است که آن را به اسلام نسبت دهیم که گفته خامنه ای در نسبت دادن مقوله برابری به غرب.

آزادی و برابری برخاسته از فترت و ذات آدمی است و هیچ ربطی هم به شرق و غرب عالم ندارد. نفی و غصب برابری در خدمت به منافع طبقاتی استثمارگران بوده است که در طول قرون حقوق برابر زن و مرد را نفی نموده است. قرآن در این باره می گوید:

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ». (آیه ۱۳ سوره الحجرات)

معنی: «ای مردم ، ما شما را از مرد و زن بيافريديم و شما را جماعتها و قبيله ها کرديم تا يکديگر را بشناسيد هر آينه گرامی ترين شما نزد خدا ،پرهيزگارترين شماست خدا دانا و کاردان است».

اساس چنین خلقتی بر «شناخت» گذاشته است. اگر شاخصه دوران و عصر نزول قرآن را در «جاهلیت» و حاکمیت ارزشهای جاهلی بدانیم، پس چنین نوعی از خلقت باید ناچارا بنا به گفته قرآن راه به «شناخت» و «آگاهی» و «حکمت» ببرد چرا که خداوندگار یگانه راه پیشی گرفتن زن و مرد از یکدیگر را در همین «شناخت» و «آگاهی» و درک «حکمت» «خلقت» و لذا به تقوای رهائیبخشی که چه زن و چه مرد پیشه می کنند، قرار داده است. تقوای رهائیبخش هم یعنی کنده شدن هر چه بیشتر از غرائض و ارزشهای جاهلی و رسیدن به معرفت و آگاهی و تعهد به آن که در واقع جرهره حرکت انسان و تمیز آن از دنیای حیوانی است، چرا ک ه جوهره حرکت انسان از بدو خلقت چیزی نبوده و نیست جز حرکت دائم و یکسویه و شتابنده از عالم جهل و اجبار به دنیای آگاهی و آزادی. هر انسانی در این مسیر بر دیگران پیشی بگیرد مسلما از جایگاه عالیتری نزد خدا و در اجتماع انسانی برخوردار است.

در یک کلام اصل «خلقت» نمی تواند بر «تبعیض» صحه گذارد. «تبعیض» ساخته و پرداخته روابط «استثماري» و در خدمت منافع فردی و گروهی می باشد. و بر کسی پوشیده نیست که جماعت آخوند تنها در ستایش از چنین روابطی و تقدس نمایی آن است که توانسته در طول قرون به حیات انگلی و طفیلی خود ادامه دهد. یعنی این جماعت حیات خود را با توجیه شرعی منافع طبقات استثمارگر پیوند زده و از این مسیر توانسته است تا به امروز ارتزاق کنند.

اگر جوهره حرکت انسان را درک کنیم و جهت حرکت تاریخ را همانا سیر مداوم از عالم جهل و نا آگاهی و جبر به دنیای اختیار و آگاهی و آزادی بدانیم. تحقق این مهم تنها با توجه به «شناخت» و «معرفت» انسان میسر بوده و او توانسته با تسلط بر محیط و پیرامون خود هر چه بیشتر در مسیر مبارزه و رفع «تبعیض» حرکت کند و چنین امری فضا را برای تفکرات زنگار بسته تنگ کرده است. در عصر حاضر این حقیقت هم با کنده شدن انسان نوین از تحمیلات کلیسایی و رفع حاکمیت از آن که راه به بسط آگاهی های بشر و به «انقلاب صنعتی» برد، اتفاق افتاد.

جوامع اسلامی از آنجائیکه بدلایل عدیده که پرداختن به‌ آنها از حوصله بحث حاضر خارج می باشد، از گردونه این تحول بدور نگاه داشته شده اند. لذا به همه این کشورها، جهان سوم و کشورهای در حال توسعه اطلاق می شود. راهی که در غرب پیموده شد بیشک باید توسط کشورهای در حال توسعه پیگیری شود و یگانه راه برای کاستن از ضایعاتی که طبیعت هر حرکت و تلاشی است همانا برخورداری از شناخت و آگاهی و استفاده از تجربه های پیشین است. ترس خامنه ای نه از غرب بلکه حرکتی است که توسط زنان ایرانی در مسیر رهایی و آزادی و رفع تبعیض برداشته می شود. او دقیقا از این منظر بر تلاش زنان ایرانی نگ زنگ زده و نخ نما شده غزبی می زند و آن را مذموم می داند.

خامنه ای تلاش دارد برای ادامه حیات انگلی اش، کاروان رهایی و آزادی را به عبث از حرکت باز دارد چرا که در آن نفی و نابودی اندیشه زنگار بسته و حیات زالو صفتانه قشری را می بیند که بنمایندگی از آنها سخن می گوید. تلاش برای نگاه داشتن زنان در منزل هم امری جدید و خلق الساعه نیست. پیگیری همین خواسته توسط شیخ فضل الله نوری در تاریخ معاصر ایران او را به ضدیت و دشمنی با آزادیخواهان و مشروطیت کشاند و اینکه اعلام کند «آزادی مطابق ذائقه غربیها است» (۲) و آن را برای «نفوس مسلمین» مضر تلقی کند چون در بسط آگاهی و آزادی برچیده شدن بساط عوامفریبی و شیادی و دجالیتی را می
دید که توانسته بود حیات قشر آخوند و حوائج آنها را برآورده سازد. خامنه ای به عبث تلاش می کند تا به سنت های اسلاف خود در ضدیت با برابری، وفادار باقی بماند. غافل از اینکه نمی توان در برابر «حرکت تاریخ» سنگواره وار ایستادگی کرد و بنام «طبیعت الهی زن» (۳) آنها را از حضور در جامعه و شرکت فعال و خلاق در روابط تولیدی بازداشت.

دلایل چنین ادعایی بر حقیقت زیر استوار است:

بنا به آمار «سازمان سنجش آموزش کشور» از میان ۵۶۹۸۶۶ نفر پذیرفته شده در کنکور سال ۹۱ ۲۳۴۱۲۷ نفر پسر (۳۳/۷۶٪) و ۳۴۵۷۳۹ نفر دختر (۶۰/۲۴٪) بوده اند. این آمار حاکی از تلاش و رشد فزاینده دختران کشور در فراگیری فنون و علوم تخصصی است.

با چنین وضعیتی از حضور زنان در عرص های آموزش عالی، سهم آنها در مدیریت کشور بسیار ناچیز و حتی به گواهی کارگزاران این رژیم تأسف آور است.

در حال حاضر براساس گزارش توسعه ي انساني سال 2001 برنامه ي عمران سازمان ملل متحد، 60 درصد از ورودي دانشگاهها زن بوده اند. NGOs زنان به 300 سازمان افزايش يافته است. از 2500 سازمان غيردولتي در ايران 12 درصد به صورت جنسيتي اداره ميشوند. در سال 1355 نرخ باسوادي در ميان زنان تنها 36 درصد بود كه در سال 1375 اين نسبت به 72 درصد افزايش پيدا كرده است. امروزه اين نسبت از 84 درصد هم فراتر رفته است. موفقيتهاي دختران در المپيادهاي مختلف علمي، ادبي و توانمنديهاي بالقوه ي روزافزون بانوان در عرصه هاي مختلف مديريتي و هنري نشاندهنده ي خودباوري و آمادگي حضور قاطع زنان در صحنه ي اجتم ع است. با اين وجود، عليرغم ارتقاء آگاهي هاي اجتماعي و دانش و مهارتهاي تخصصي، هنوز هم زنان سهم قابل توجهي در سطوح كلان مديريتي كشور ندارند. طبق آخرين آمار منتشره از سوي سازمان ملل در سال 2011، سهم زنان ايران درمديريت و قانونگذاري كشور 16 درصد اعلام شده است.

بنابر همین آمار، ایران در سال ۲۰۱۱ در زمینه اشتغال زنان در جایگاه نود و ششم بین ۱۱۰ کشور جهان قرار داشته است. همین میزان از اشتغال زنان هم مورد رشک خامنه ای واقع شده و او تا خانه نشین کردن تمامی زنان ایرانی و کشاندن ایران به قهقرا، راه زیادی در پیش ندارد. بزرگترین مانع برای حضور زنان در عرصه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در کنار رشد نایافتگی اقتصادی و اجتماعی ایران و سیر قهقرایی آن در رژیم آخوندی، باید ریشه را در تفکر و اندیشه تارعنکبوت بسته ای جستجو کرد که با نگاهی زن ستیزانه، حضور او در عرصه قعالیت های اقتصادی و اجتماعی را مخالف «طبیعت الهی زن» ارزیابی می کند. رژیم آخوندی تلاش داشته است با تبلیغ یک فرهنگ منحط مردسالانه بجا مانده از روابط جاهلی آلوده با توهمات و خرافات و تعصبات تنگ نظرانه مذهبی و تکیه بر سنن منحط بجا مانده از قرون میانی تاریخ در عصر کبیر آگاهی راه را بر حضور زنان در عرصه فعالیت اجتماعی و تولیدی ببندد. همان اندیشه ای که در عمل راه به رانت خواری و چپاول و ارتشاء برده و زمینه ساز مفاسد اجتماعی گسترده از قبیل فحشا و اعتیاد و رشد فزاینده جرم و جنایت بوده است.

خامنه ای تلاش دارد بنام «طبیعت الهی زن» در یک ظلم و اجحاف و تبعیض آشکار چنین زنانی را به پستوی خانه ها کشانده تا به نقش «همسر» و «مادر» بسنده کنند تا بقول خودش «حریم خانواده» محفوظ بماند. جدا از اینکه محفوظ ماندن «حریم خانواده» وابسته بلاشرط به «رشد اقتصادی» و تآمین حوائج مادی آن است. هر چه گردش چرخه اقتصاد کشور رو به رشد تر و پر ورنق تر و عادلانه تر و فضا برای استفاده همگان از فرصتهای برابر فراهم باشد، بالنتیجه حریم خانواده ها محفوظ تر و از شدت آسیب پذیری اجتماعی آنها کاسته می شود اما در همین کشور بنا به قوانین تبعیض آمیز تنها از محل فرار نخبگان و اندیشمندان سالانه بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار ضرر نصیب کشور می شود.

به آماری که از سوی وزیر علوم و آموزش عالی دولت روحانی ارائه شده است توجه نمائید:

«دكتر رضا فرجي دانا كه در مراسم تجليل از نفرات برتر هجدهمين المپياد علمي دانشجويي كشور سخن مي‌گفت درباره زيان‌هاي مالي خروج نخبگان از كشور هم توضيحات تكان دهنده‌اي ارائه داد: “تربيت يك نفر نخبه براي ما يك ميليون دلار هزينه دارد كه با مهاجرت مغزها سالانه 150هزار نفر در سال از كشور، 150 ميليارد دلار به ديگر كشورها كمك مي‌كنيم.» وي در ادامه كشور چين را به عنوان الگويي مناسب براي بستر‌سازي جهت حفظ نخبگان توصيف كرد و گفت: «كشور چين با 1/5 ميليارد نفر جمعيت حركتي را آغاز كرده كه با سه يا چهار برابر كردن پيشنهادهاي كاري، نخبگان خود را از آمريكا به چين ب مي گرداند اما ما فقط نظاره‌گر خروج نخبگان از كشور هستيم.”( از سایت تابناک وابسته به پاسدار محسن رضایی).

حال به آمار رشد فزاینده فحشا در ایرانی که خامنه ای مدعی حفظ «حریم خانواده» ها در آن است بنا به آمارهای منابع رسمی توجه کنید. واقعیت این است که آمار واقعی بسا بسا بیشتر از درصد اعلام شده است:

«در هر پرواز به كشور امارت حدود ۲۰ درصد خانمها براي تن فروشی و کسب درآمد از آن، به آن كشور مسافرت ميكنند. حدود ۱۱ درصد تن فروشان كشور امارات دختران ايراني هستند.

حدود ۲۱ درصد دختران دانشجو براي تامين شهريه دانشگاه خود معمولا به تن فروشی روي مي آورند.

حدود ۳۶ درصد خانمهاي شاغل در شركتهاي خصوصي، مطبها و مغازه ها با كارفرمايان خود ارتباط جنسي دارند.

حدود ۶ درصد دختران دانشجو با استادان خود جهت گرفتن نمره ارتباط جنسي برقرار ميكنند.

سن روسپي گري در ايران به ۱۶ سال رسيده است.» (از منابع مختلف آماری کشور بر گرفته از سایتهای مختلف).

آماری از رشد مصرف مواد مخدر در ایران:

«ایران، دومین مصرف کننده مواد مخدر در جهان است.».

حمید صرامی، مدیرکل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه مواد مخدر و روان گردان‌ها عامل قتل عام نوجوانان و جوانان است، گفته: “بنا بر این مطالعه، مصرف مواد در دانشجویان گروه نمونه كه در منازل مجردی سكونت دارند بیشتر از دانشجویانی بوده كه در خوابگاه یا همراه خانواده خود زندگی می‌كنند و اكثریت دانشجویان گروه نمونه اولین تجربه مصرف خود را قبل از ورود به دانشگاه عنوان كردند به گونه‌ای که ۵۶ درصد دانشجویان گروه نمونه اعلام كردند كه در مورد مواد مخدر اطلاعات كافی ندارند و این یك زنگ خطر جدی است.”

«همچنین به گفته صرامی “شیوع مصرف مواد در دانشجویان گروه نمونه در قشر پسر سه برابر دانشجویان دختر بوده ولی مصرف دارو در دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر بوده است.” پیش‌تر دیگر مقامات مسوول هم نسبت به افزایش گرایش زنان به مواد مخدر هشدار داده بودند. پس از آنکه وزیر کشور دو برابر و نیم شدن تعداد زنان معتاد در یک سال و نیم اخیر را “زنگ خطر جدی” دانست، معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده هم خبر داد که ۶۲ درصد زنان معتاد، متاهلند و اختلافات خانوادگی یکی از دلایل اعتیاد در زنان است.»

تحقیقات مستقل و مشاهدات کارشناسان از شیوع بالای مصرف مواد مخدر دربین جوانان دانشگاهی حکایت دارد؛ موضوعی که اگر چه خود مسوولان هم به آن اذعان دارند اما از دادن آمارهای دقیق در خصوص دانشجویان معتاد خودداری می‌کنند. اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود و مسوولان به جای ارائه آمار دقیق و موشکافی علل گسترش مواد مخدر، همچنان مشکلات را بر گردن تهاجم فرهنگی و غرب می‌اندازند. چنانچه حمید صرامی هم گفته است: “ضرورت دارد كلیه بخش‌های مختلف دانشگاه‌ها به‌منظور ضربه‌زدن به استراتژی‌های سیستم مواد مخدر و روان‌گردانها و ناكام ماندن توطئه‌های استكبار جهان ، در یك برنامه كوتاه، میان یا بلند مدت، با تلاشی مضاعف در عرصه اطلاع‌رسانی مستمر و هدفمند در خصوص تبیین عوارض ناشی از مصرف مواد بالاخص مواد محرك، آموزش مهارت‌های زندگی به ویژه آموزش مدیریت استرس و خشم و ارتباط فردی و اجتماعی، تقویت فعالیت‌های جایگزین به منظور تحرك و نشاط سالم و ارائه خدمات مشاوره‌ای به دانشجویان گام‌های جدی‌تری بردارند.”

«بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی در هفت ماهه اول سال گذشته، هزار و ۵۵۶ معتاد بر اثر سوءمصرف مواد مخدر جان باخته‌اند. مرگ‌های ناشی از سوءمصرف مواد مخدر، از سال ۱۳۸۲ به بعد، دومین عامل مرگ مرگ‌های غیر طبیعی پس از تصادفات بوده است. بنا بر اعلام دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر، از سال ۱۳۷۳ تا شش ماهه اول سال جاری، ۴۷ هزار و ۲۷۷ ایرانی براثر سوءمصرف مواد جان داده‌اند، یعنی به طور میانگین روزانه هفت نفر بر اثر سوء مصرف مواد مخدر می‌میرند. تحقیقات نشان می‌دهد که بالا‌ترین میزان فوت در این زمینه مربوط به سال ۱۳۸۸ بوده است.»

«بسیاری از کارشناسان کنترل مساله اعتیاد را مشروط به داشتن داده‌های نزدیک به واقعیت می‌دانند. این درحالی است که اعلام آمار واقعی معتادان، تابویی محسوب می‌شود که کسی مایل به شکستنش نیست و سال‌هاست با وجود اخبار نگران‌کننده شمار معتادان از دومیلیون نفر تجاوز نکرده است.» (برگرفته از سایتهای مختلف رژیم).

و حال آماری از زندانیان زن کشور:

اسماعیلی رئیس سازمان زندانهای کشور درباره تعداد جرائمی که زنان زندانی به دلیل ارتکاب آن‌ها در زندان‌ها هستند هم حرف‌هایی داشته است: «جرم اول در زنان مانند مردان جرم موادمخدر است و جرم دوم اعمال منافی عفت و جرم سوم سرقت است در حالی که در مردان سرقت جرم دوم است و در مجموع آمار زندانیان زن که به جرم موادمخدر در زندان‌ها به‌سر می‌برند نسبت به سال گذشته یک‌درصد کاهش و آمار زندانیان زن که با جرم سرقت در زندان‌ها هستند یک‌درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.» حالا سال‌هاست که مسئولان سازمان زندان‌ها، بهزیستی، نیروی انتظامی و… از افزایش تع داد زنانی حرف می‌زنند که خیابان محل کارشان است و آفتاب که غروب می‌کند، کم‌کم کارشان در خیابان‌های شهرهای بزرگ شروع می‌شود؛ زنانی که کارشان به اعتقاد این مسئولان، منافی عفت است و لقبشان هم «خیابانی» و«ویژه». (برگرفته از سایت تابناک وابسته به پاسدار محسن رضایی)

و این تنها بخش کوچکی از واقعیتی است که در بطن جامعه امروز ایران وجود دارد و جهنمی است که خامنه ای و سایر جنایتکاران حاکم بر ایران برای مردم کشور ساخته اند.
خامنه ای با چنین کارنامه ای در حکومت حق ندارد که درباره زنان و جایگاه آنان سخن بگوید. او و سایر کارگزاران رژیم و عمله ظلم و جنایت و غارت بخاطر ضدیت بیمارگونه با «زن» و سرکوب زنان ایران در دادگاهی عادلانه محاکمه شود.

اگرقدری از آمار و ارقام دادن ژورنالیستی فاصله بگیریم، بیشک متوجه مقاومت و مبارزه زنان ایران علیه اندیشه مادون ارتجاعی خمینی و خامنه ای خواهیم شد. این مقاومت و مبارزه تمامی افکار تبعیض آمیز علیه زن را به سخره گرفته و پوچی آنها را در عمل به اثبات رسانده است. حماسه مقاومت و ایستادگی در برابر ایلغار خمینی و خامنه ای از زندانهای رژیم و شکنجه گاهها و میادین اعدام آن شروع شده و شهرها و روستاها و کوهها و تپه ها را در نوردیده است. امروزه چنین شیر زنانی از موضع رهبری در امر مبارزه و سازماندهی آن و در عالیترین جایگاه سیاسی آن قرار دارند.

حضور زنان در عرصه دانش و علوم مختلف هم گویای این واقعیت است که تمامی تفکراتی که بر انکار برابری زن و مرد بنیان نهاده شده اند، متعلق به دوران جاهلیت بوده و از هیچ مبانی علمی و منطقی برخوردار نمی باشند. از طنز تلخ تاریخ آن است که چنین جماعتی امروز در ایران حکم می رانند.

ایران بیشک با وجود شیر زنان مجاهد و مبارزی که نفی روابط استثماری و تبعیض آمیز را نشانه رفته اند. آزاد خواهد شد. این زنان خود بینه های پیروزی ملت ایران هستند.

«تبعیض» در ذات و فترت انسانی جایی نداشته و لاجرم فی الفور توسط هر وجدان آگاه و آزادی دفع و نفی می شود. پس باید با تمسک به ذات و فترت بشر و مبارزه بهترین فرزندان ملت ایران، در برابر ایلغار حاکم ایستاد و آن را برای همیشه به گورستان تاریخ فرستاد. این وظیفه ای است که در برابر هر زن و مرد ایرانی قرار دارد. حق برابری زن و مرد هم در همین مسیر به اثبات رسیده و خواهد رسید. در فردای ایران آزاد جایی برای هیچگونه «تبعیض» و «نابرابری» نخواهد بود. تمامی سرمایه های کشور توسط جانیان حاکم بر ایران به غارت و نابودی کشیده شده است. باقیمانده ثروت ملت ایران زمانی می توا د در خدمت رشد و ارتقاء و سازندگی فردی و اجتماعی قرار گیرد که با نفی هرگونه تبعیض، عادلانه در اختیار همگان با توجه به اصل «استفاده برابر از فرصت های برابر» قرار گیرد.

پاورقی:

۱- بر گرفته از سایت دفتر خامنه ای.

۲- از سخنان شیخ فضل الله نوری.

۳- برگرفته از سخنرانی خامنهای در همان جمع.

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: