علیرضا یعقوبی: روحانی در اجلاس جهانی اقتصاد در داووس

حسن روحانی تنها رئیس جمهوری است که در اقتصاد جهانی داووس که از امروز کار خود را شروع کرد، شرکت کرده است و او اولین سخنران نشست سران سیاسی و اقتصادی جهان بعد از خوش‌آمدگویی کلاوس شواب، موسس مجمع جهانی اقتصاد بود. او طی سخنرانی خود اعلام کرد که «درهای اقتصاد ایران بر روی جهان باز است». او بعمد خود را به غفلت زد که این درهای اقتصاد جهان است که بر روی رژیم ولایت فقیه بسته است چرا که قبل از او کلاوس شواب بنیانگذار مجمع جهانی اقتصاد بنقل از خبر گزاری آسوشیتدپرس اعلام داشته بود: «هنوز خیلی زود است که حسن روحانی رئیس جمهور ایران و جواد ظریف وزیر خارجه ای  ن کشور در این اجلاس برای سرمایه گذاری مذاکره کنند. در ابتدا آنها باید اعتماد جهانی از خود را با احترام به شرایط توافق هسته ای افزایش دهند.».

روحانی در سخنرانی امروزخود در احلاس جهنی اقتصاد از سیاستمداران و سرمایه‌گذاران جهانی دعوت کرد به ایران بروند و مهمان‌دوستی ایرانیان را تجربه کنند.

بزعم ادعای روحانی، مشکل سرمایه داران خارجی نه مهماندوستی ایرانیان و نه تنها «افزایش اعتماد جهانی از خود با احترام به شرایط توافق هسته ای» بنا به گفته کلاوس شواب مؤسس مجمع جهانی اقتصاد است. اقتصاد ایران از سیکل معیوب و از اشکالات زیر ساختی و بنیادی رنج برده و در نظام اقتصاد جهانی از آن بعنوان اقتصادی بیمار و به رو به احتضار یاد می شود. باید یادآور شد که بنا به گزارش سازمان شفاف سازی اقتصادی وابسته به ملل متحد، اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۳ در عدم شفافیت و حاکمیت فساد در آن در مقام ۱۷۳ در بین ۱۷۸ کشور جهان قرار گرفته است.

شاخصه های یک اقتصاد سالم و پویا و روبه رشد در دنیای سرمایه داری، حاکمیت روابط تولیدی بر اساس «اقتصاد بازار» و «رقابت» در عرصه سرمایه گذاری است. امروز کشورهایی از پتانسیل و ظرفیت جذب سرمایه گذاری های خارجی در عصر جهانی شدن سرمایه برخوردارند که از ۴ فاکتور مشخص برخوردار باشند. این ۴ فاکتور عبارتند از:

۱- برخورداری از یک نظام سیاسی کارآمد و برخوردار از امنیت خلاق و پویا بر اساس روابط دمکراتیک که تفکیک قوا در آن شفاف و نهادینه شده باشد و امنیت سرمایه گذاری در آن با قوانین شفاف تضمین شده باشد.

۲-برخورداری از نیروی متخصص و کارآمد بر اساس آموزش تخصصی و حرفه ای مناسب و به روز

۳- برخورداری از ابزار آلات و ماشینهای تولیدی مدرن که سرعت تولید را افزایش داده و از خسارات احتمالی در تولید کاسته و در نتیجه بهره وری را بالا می برد.

۴ – پیگیری برنامه «تنظیم خانواده» ۲۰۲۵ ملل متحد درباره مهار افزایش جمعیت و محدودیت منابع.

تنها کشورهایی که از این ۴ فاکتور برخوردار باشند می توانند گوی رقابت را از سایر رقبا در عرصه پرشتاب رقابت در عرصه جذب سرمایه گذاری خارجی بربایند. از شرط مهمان نوازی در فاکتورهای لازم برای جذب سرمایه گذاری خارجی در هیچ کجایی یاد نشده و این تنها محصول فکر و اندیشه روحانی و تعارف بی مسمای اوست.

با این مبانی باید یادآور شد که مشکل اساسی اقتصاد ایران، «انحصار» حاکم بر آن است که آن را به حیاط خلوتی برای مافیای سیاسی و باندهای غارتگر در ایران تبدیل کرده است. روابط حاکم بر آن نه بر اساس «تولید» بلکه بر مبنای سیستم «دلالی» است. راه دور نرویم، تنها به فاکت زیر توجه کنید:

«حسین فتاحی، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی ایران، از ورود بیش از ۸ میلیارد دلار کالای «بی کیفیت» چینی به این کشور خبر داد و و خواستار برخورد قضایی با عاملان این روند شد.

فتاحی در مصاحبه با خبرگزاری خانه ملت گفت: «دلیل قابل قبولی نیست که چون کشور در تحریم قرار گرفته باید جنس بی کیفیت وارد کشور شود به همین جهت دستگاه قضایی باید با این گونه تجار داخلی که جنس بی کیفیت چینی وارد کشور کرده‌اند برخورد جدی و قانونی کند.» (۱)

«انحصار سیاسی» در قدرت، بیشک در راستای تحقق «انحصار اقتصادی» و غارتگری و فساد می باشد و برخورداری از همین انحصار و دست بلا داشتن در آن است که پس از سرکوب خونین تمامی احزاب، سازمانها و گروههای اپوزیسیون و دگراندیش، باندهای داخلی رژیم را بجان هم انداخته که برآیند آن فقر و فاقه عموم و سوق داده شدن بیش از پیش جامعه بسمت «اقشار آسیب پذیر» آنهم در کشوری که بر روی دریایی از نفت قرار داشته و از امکانات و سرمایه های طبیعی و مادی بکری از جمله جوان بودن جمعیت برخوردار می باشد.

در یک کلام تا در انحصار قدرت سیاسی تحولی و تغییری بنیادی در ایران بوقوع نپیوسته است و در سیاست در ایران بر پاشنه سرکوب هر اپوزیسیونی می چرخد، هیچگونه امنیت خلاقی در آن جامعه بعنوان بستر لازم بر فعالیت و کسب و کار بر اساس رقابت در راستای سالم سازی روابط اقتصادی وجود نخواهد داشت. بیشک هیچ سرمایه گذاری حاضر نخواهد بود که در محیطی «انحصار» گرایانه که ریسک سرمایه گذاری در آن بالا خواهد بود، سرمایه گذاری کند.

فاکتوهای دیگر در راستای جذب سرمایه گذاری خارجی که در بالا از آن یاد شد در جامعه امروز ایران وجود ندارد. آموزشات فنی و حرفه ای در ایران از دانش روز بغایت عقب است، سرمایه گذاری در راستای ارتقای تخصص و آموزش صورت نمی گیرد. تخصص جایگاهی در فکر و اندیشه رهبران سیاسی جامعه و شخص ولی فقیه ندارد، ابزار آلات تولیدی امروز ایران بنا به گواهی تمامی کارشناسان حتی وابسته به رژیم، تماما فرسوده و ناکارآمد است که نه تنها از کیفیت و استانداردهای لازم جهانی برخوردار نیست بلکه هزینه تولید در آن بسیار بالاست و قابل رقابت در بازارهای جهانی نیست و برخلاف برنامه ۲۰۲۵

yaghobiملل متحد در رابطه با مهار جمعیت، شخص ولی فقیه در راستای گسترش فقر خواهان افزایش بی رویه جمعیت ایران معادل با دو برابر جمعیت کنونی است. لذا تنها دستاورد سفر غیرمنتظره روحانی به داووس (۲) بنا به واقعیت های موجود و اصول حاکم بر روابط اقتصاد بین المللی می تواند «شکست» تمام عیار باشد و او تنها می تواند بر روی «اسب تروا» ی صنایع نفت ایران شرط بندی کند که موفقیت در آنهم هم بنا به گفته کلاوس شواب رژیم ولایت فقیه باید «اعتماد جهانی از خود را با احترام به شرایط توافق هسته ای افزایش دهند.»

پاورقی:

۱- برگرفته از سایتهای داخلی رژیم.

۲- معمولا در چنین اجلاس هایی وزرای اقتصاد و بازرگانی کشورهای جهان حضور می یابند و دلیلی برای حضور در سطح رئیس جمهور و وزیر امورخارجه جز در موارد اجلاس سران وجود ندارد. افلاس و ورشکستگی کامل رژیم، روحانی را به داووس کشانده است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: