علیرضا یعقوبی: گروه «هپی» ایرانی و بازی خامنه ای و روحانی

yaghobiموزیک ویدئوی مشهور «HAPPY » ساخته فرل ویلیامز به صورت ویدئو کلیپ های مختلف در جوامع دیگر بازسازی شده است. این اثر هنری در همه جا با استقبال روبرو بوده و در کنار درگیریهای احتمالی زندگی روزانه، لحظه ای شادی را بر چهره ها هویدا ساخته و لبخند رار بر لبها نشانده است. اما بازتکثیر این ویدئو کلیپ در «سرزمین عجایب» تحت حاکمیت ولی فقیه توسط چند جوان بازتاب دیگری داشت. بگذارید از قول یکی از سایت های داخلی رژیم اصل ماجرا را نقل کنیم: «حسین ساجدی‌نیا٬ فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، در گفت‌و‌گو با تلویزیون دولتی ایران٬ با اعلام خبر بازداشت افرادی که در ویدئو کلیپ «هپی» ایفای نقش کرده بودند، اظهار کرد که تمامی این افراد «ظرف دو ساعت شناسایی و در شش ساعت همگی» دستگیر شده‌اند.»

نوع اعلام خبر حکایت از وجود یک روحیه لمپنی و «شزم بازی» (۱) فردی دارد که در رآس «فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ» قرار گرفته، دارد. انگاری فتح الفتوح کرده و همچون دهه ۶۰ چند «خانه تیمی» مجاهدین را کشف کرده اند!. شناسایی چند جوان و دستگیری آنها از چه اهمیت و جایگاهی برخوردار است که آن را اینچنین در بوق و کرنا کنند؟. جز اینکه اینکه اعلام کننده چنین خبری بخواهد در خوش خدمتی به ارباب در مبارزه با «شبیخون فرهنگی غرب»، انتظار مژدگانی و پاداش ویژه داشته باشد.

هنوز یک روز از این خبر و محکومیت جهانی آن و ابراز نگرانی مجامع حقوق بشری و همچنین صاحب اصلی این اثر بالاخص بعد از پخش اعتراف گیری نخ نما شده از افراد دستگیر شده در تلویزیون رژیم نگذشته بود که «روحانی» وارد صحنه شد و اعلام کرد: «کسی نمی تواند مانع شاد بودن جامعه شود.». ساعتی بعد از اعلام این نظر، خبر رسید که افراد دستگیر شده، آزاد شده اند هر چند که بنا به گزارشات رسیده از ایران، سازنده نسخه ایرانی ویدئو کلیپ «هپی» کماکان در بازداشت بسر می برد.

تمامی این نمایش حکایت از یک تقسیم کار بین خامنه ای و روحانی در پی شعبده انتخاباتی سال گذشته برای بازی دادن جامعه جهانی بالاخص کشورهای تأثیر گذار در این جامعه دارد. خامنه ای در حضیض ذلت و خواری و با «هیمنه ای شکسته» بعد از بیرون راندن اصلاح طلبان از حاکمیت، مجبور شد که یک به اصطلاح «مدره» را در مصدر ریاست جمهوری بنشاند تا نقش «تدارکاتچی» (۲) رهبر را به تمام و کمال ایفا نماید. این قلم در همان اوان ریاست جمهوری روحانی، این تقسیم کار را توضیح داد و درباره آن به روشنگری پرداخت.

اگر بیاد داشته باشیم بعد از ۲ خرداد سال ۷۶ و بر مسند ریاست جمهوری رژیم آخوندی تکیه زدن خاتمی، جریانی شکل گرفت بنام «گروه فشار». این گروه بنا به گفته «حسین الله کرم» از سرکردگان «انصار حزب الله»، از تتمه اعضای «لمپن حزب اللهی» هایی تشکیل شده بود که در اواخر دهه ۵۰ به چماقداری وحمله به مراکز و دفاتر و برهم زدن مراسمات و تظاهرات سازمانها و احزاب و گروههای دگر اندیش و در رأس همه سازمان مجاهدین خلق اشتغال داشتند. بنا به گفته خاتمی این جریان هر ۹ روز با ایجاد یک بلوا و آشوب سعی بر آن داشتند که برنامه های دولت او را عقیم بگذارند!.

بنا به تقسیم کار جدید بین خامنه ای و روحانی، دوباره این گروه رسوا که بنا به استفاده هایی که از آنها می شد با عناوین متفاوت از آنها بنام «نیروهای خودسر» و «کفن پوشان حرفه ای» و در جایی دیگر «نیروهای ارزشی» (۳) از آنها یاد می شد، اینبار ایفای نقش جدیدی به آنها واگذار شد. مشتی لمپن وحشی می بایستی ادا و اطوار «مدنی» از خود بروز می دادند. مثلا در جریان استقبال از روحانی در بازگشت از نیویورک می بایستی در فرودگاه حضور بهم می رساندند و در اشکال مدنی به آنچه که «سازش با آمریکای جهانخوار» می خواندند، اعتراض کنند. چون کنترل جماعتی وحشی کار بسیار سختی است و ای نها بطور غریزی هم که شده باید حرکتی از خود بروز می دادند که نشان از خوی و خصلت شان داشته باشد، طناب پاره کرده و به پرتاب لنگه کفش به سمت اتومبیل حامل روحانی پرداختند و گویا بعدأ یکی از سرکردگان این گروه اعلام کرد که پرتاب لنگه کفش و سنگ و … در برنامه ما وجود نداشت و عده ای خودسرانه به این کار اقدام کرده بودند.

گروه دیگری که در دوران خاتمی غایب بود اما در عصر روحانی به صحنه آورده شده است، طیف هواداران اصلاحات و اعتدال است که با دسته گل و گلاب قمصر کاشان و تیپی مقبول در امکانی که به وجود آنها نیاز است، حاضر شده و به پخش گل و افشاندن گلاب به سر و روی روحانی و ظریف و … مشغول می شوند.

همه این بازی چندش آور و مشمئز کننده، حکایت از این دارد که می خواهد به جامعه جهانی و در رأس همه آمریکایی که از قضا کماکان «هیچ غلطی نمی تواند بکند»! القاء کند که روحانی از موقعیت شکننده ای در درون رژیم برخوردار است و لذا باید در مذاکرات قدری پیچ مهره ها را شل کرده و برای تقویت موقعیت روحانی و هوادارانش در داخل باید در مذاکرات فیمابین به او امتیاز بدهند. این تمام بازی خامنه ای و روحانی است.

اکنون بر دسته اول نام «دلواپسان» نهاده اند که تا کنون به برگزاری همایش و تظاهرات اکتفا کرده تا نسبت به بی مبالاتی دولت نسبت به امور فرهنگی و سازش و امتیاز دادن در مذاکرات هسته ای اعتراض کنند. بعید نیست که در صورت عدم موفقیت مذاکرات حرکتهای این گروه، اشکال دیگری بخود گرفته و بنا به ذاتشان هم که شده عنان گسسته وارد صحنه شوند. وضعیت آینده و نحوه استفاده از هر دو جریانی که به «نمایش در صحنه» اشتغال دارند، به مذاکراتی بستگی دارد که «ظریف» با گروه ۱+۵ به پیش می برد.

باید به این حقیقت اعتراف نمود که بعد از ۳۵ سال حاکمیت فریب و خدعه و نیرنگ و دروغ و دجالگری، عمر چنین نمایشات هزل و چندش آوری بپایان رسیده است. آنچه که مردم ایران «دلواپسي آن هستند همانا ادامه حیات رژیم جنایتکاری است که هر روز ادامه حیات آن بقیمت فقر و فاقه عمومی و شکنجه و جنایت و کشتار و اعدام از فرزندان این وطن می انجامد. مردم ایران «دلواپس« استقلال این وطنند. مردم ایران «دلواپس» غارت های نجومی سرمایه های ملی شان هستند. مردم ایران «دلواپس« آزادی و رهایی و کرامت انسانی از دست رفته خود هستند. مردم ایران «دلواپس» ادامه حیات دیکتاتوریی هستند که در ق الب «ولایت فقیه» حاکمیت ملی را از آنها سلب نموده است و از آنها و هموطننانشان هر وز و هر شب قربانی می گیرد.

و از طرف دیگر باید به کسانیکه که بعنولن «زینت المجالس» در برنامه هایی که رژیم و وزارت اطلاعات اش، آن را از پشت صحنه بنام «همراهان روحانی» شرکت می کنند، یادآور شد که بیش از این خود را ملعبه دست جنایتکاران قرار ندهند.

به اعترافات غلامرضا مکعیان معروف به رضا ملک از مدیران سابق وزارت اطلاعات رژیم و نامه اخیر محمد نوری زاد به خامنه ای مراجعه کنند. ببینند که رژیم چه بر سر عوامل خود آورده است. بیش از این خود را آلت دست این یا آن جناح رژیم نسازند. بدانند «افعی، کبوتر نخواهد زاد» حتی بر فرض محال هم صد سال دیگر هم درپی «تغییر ژن» آخوند و تغییر آن از «افعی» به «کبوتر» باشند. این ژن تغییر نایافتنی است چه در چهره خامنه ای و چه در هیبت روحانی و خاتمی و رفسنجانی. «آخوند» یعنی «انگل» یعنی «زالو» یعنی «خفاش شب» ذاتش و حیاتش وابسته بلاشرط به مکیدن خون انسانها برای ادامه حیات ف سیلی اش می باشد.

بخصوص روی سخنم با هنرمندانی است که در میانه بازی رژیم و باجگیری آن از جامعه جهانی با کارت روحانی گرفتار آمده اند. این روزگار خواهد گذشت، ایران در پس تمامی این دسائس و جنایتها لاجرم و بدون شک آزاد خواهد شد و باشد که در روزی آزادی وطن، سرافراز و سربلند از ابتلائات روزگار، درجشن شادمانی هموطنانمان حضور یابیم و درراستای ارتقای فرهنگ ملی به ایفای نقش بپردازیم و با بسط ف مردم سالاری و احترام به حرمت انسانی، جامعه را یاری دهیم .

پاورقی:

۱-«شزم بازی» را ادا و اطوار قهرمانانه از خود بروز دادن تعریف کرده اند. قهرمان سازی. معمولا لمپنها در ایران علاقه شدیدی به ساختن چنین تصویری از خود دارند.

۲- لقبی که محمد خاتمی به «ریاست جمهور» در رژیم ولایت فقیه داده بود.
۳- این عناوین یادآور، گفتگوی رابط نظامیان کودتاچی در یونان با عناصر لمپن و ولگرد چماقدار و لقب دادن واژه «عناصر سالم جامعه» به چنین افرادی بود در فیلم معروف «Z» ساخته «کستا گاوراس» کارگردان مشهور فرانسوی در سال ۱۹۶۹ بود.

 

علیرضا یعقوبی

28 می 2014

 

 

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: