‍‍‍ ما پیروزیم…سیاست مماشات وراهِ دشوارِ ” نه شاه، نه شیخ ”

محمود نیشابوری

درهزارتوی تاریخ، واژه‌ها گاهی تیغ می‌شوند وگاهی مرهم. «مماشات» از آن واژه‌هاست؛ کلمه‌ای که بوی تعارف می‌دهد، اما طعمِ زهر دارد. مماشات، آنگاه که پای ستم درمیان باشد، نام دیگرِ تماشای سوختن است.

‍‍ مماشات: دیواری از سکوت

سیاست مماشات، همان لبخندهای دیپلماتیک است بر سر میزهایی که زیرشان خون جاریست. قدرتمندان جهان، سال‌هاست که بهانه‌ «ثبات» و «گفتگو»، با استبداد دینی معامله کرده‌اند.
هر قراردادی که امضا شد، زنجیری شد بر دستِ آزادی.
هر دستی که به گرمی فشرده شد، سیلی شد بر صورتِ مادری که هنوز چشم‌انتظار فرزندِ دربندش بود.

مماشات یعنی چشم بستن بر دارها، بر زندان‌ها، بر دخترانی که فریاد «زن، زندگی، آزادی» شان را با گلوله پاسخ گفتند
مماشات یعنی توجیهِ کابوس، به نامِ ”واقع‌بینی” ودر این واقع ‌بینیِ تلخ، آرمانِ یک ملت قربانی شد.

‍‍ راهِ باریک مقاومت: میان دو تیغه‌ی استبداد

مقاومت اما، راهی‌ست که از میان دو تیغه می‌گذرد: تیغه‌ی تاج وتیغه‌ی عمامه.
”نه شاه، نه شیخ” فریادی‌ست که می‌گوید: ما تشنه‌ی تکرارنیستیم. ما به گذشته بازنمی‌گردیم، چه با چکمه، چه با نعلین.

مشکلات سر راه این فریاد کم نیست:

‍ ‍ می‌گویند «شما آلترناتیو ندارید». وما می‌گوییم: آلترناتیو ما، صندوق رأی است، نه قبرستان. آلترناتیو ما، دولتی ا‌ست برآمده از اراده‌ مردم، نه از کودتا ونه از ولایت.

 می‌خواهند ما را میان «بد» و «بدتر» مخیر کنند. میان دیکتاتوری سلطنتی ودیکتاتوری دینی. اما مقاومت، راه حل «سوم» را فریاد می‌زند: جمهوری دموکراتیک. بر پایه‌ جدایی دین از دولت. ‍

 هر بار که جهان با مستبدان تهران می‌نشیند، صدای ما را خفه ‌تر می‌خواهد. هر بار که نفت بر حقوق بشر غلبه می‌کند، راه ما ناهموارتر می‌شود. مقاومت در این خاک، تنها با زندانبان داخلی نمی‌جنگد؛ با چشم‌بستنِ جهانی هم می‌جنگد.

‍‍ استبداد همیشه از «تفرقه بینداز وحکومت کن» ارتزاق کرده. پس، سخت ‌ترین کارِ مقاومت، حفظِ یگانگی‌ست؛ یگانگی در عینِ کثرت، بر محورِ «رأی مردم»‍

‍‍ افقِ پیش رو: دولت دموکراتیک با مریم رجوی

در میان این طوفان، نامی هست که طرحی روشن برای فردا دارد.: مریم رجوی،

برنامه‌ ده ‌ماده‌ای او، مرهمی‌ست بر زخم‌های کهنه‌ این سرزمین
‍ رأی مردم: تنها میزانِ مشروعیت.

‍ما خواهان دولت دموکراتیک با مریم رجوی هستیم، یعنی می‌خواهیم حلقه‌ شومِ استبداد را برای همیشه بشکنیم. یعنی باورداریم که زنِ ایرانی می‌تواند ضامنِ صلح وآزادی باشد. یعنی می‌گوییم تاریخِ ما نباید بین شاه وشیخ در نوسان باشد؛ تاریخِ ما باید به دستِ مردم نوشته شود.

کلام آخر: از شب تا سپیده

مماشات، شب را طولانی می‌کند. اما مقاومت، همان شمعی‌ است که خاموش نمی‌شود. راه دشوار است، سنگلاخ است، پراز تهمت و تحریف است. اما هرملتی که آزادی را به بها ‍خریده، ازهمین راه گذشته است. ‍ ما ایستاده‌ایم. نه برای بازگشت به دیروزِ شاه نه برای ماندن در امروزِ شیخ، بلکه برای ساختنِ فردای دموکراتیک. فردایی که در آن، رأی تو، تاجِ سرِ حاکمان باشد، نه حاکمان، تاجِ سرِ تو.وآن روز، مماشات در کتاب‌های تاریخ، تنها یک واژه‌ی شرم‌آور خواهد بود؛ واژه‌ای که ما، با خون و قلم، خط بطلان بر آن کشیدیم.

درود بر رجوی

نه شاه و نه شیخ