محمود نیشابوری
«نه شاه، نه شیخ ونه مماشات» بر آسمان مقاومت
کهکشان امسال را اگر با چشمان بیدار تماشا کنیم، ستارهای در میانهی آن میدرخشد که مدارش را نه از تاج وتخت وام گرفته ونه از منبر ومحراب. نامش مریم رجوی است؛ زنی که سالهاست واژه «ایستادن» را از شعار به شناسنامهی یک جنبش بدل کرده است.
با صبر ومتانت ایوبی، با هزاران زحم از تهمت های نا روا، ایستادگی روش و مرامش بود، وبی وقفه همه جیزش برای مردم، برای آزادی و رهایی، به هر جا می رود زمین سبزینه می شود و خورشید به شوق دیدارش گرد طلائیش را با شادی همه جا می پاشاند.
نقش برجسته: از تبعید تا تدبیر
مریم رجوی در سپهر سیاسی امسال، دیگر تنها صدای تبعیدیان نیست. او معمارِ بدیلی است که دیوارهای کاخ وخانقاه را همزمان فرو میریزد. «نه شاه ونه شیخ و نه مماشات» برای او یک جملهی مطبوعاتی نیست؛ مرزی است که میان گذشتهی استبدادی و آیندهی دموکراتیک کشیده شده. در سالی که خاورمیانه میان استبداد سلطنتی واستبداد دینی در نوسان بود، طرح ده مادهای او چون نقشهی راهی بر میز جهان گذاشته شد
چرا امسال کهکشان نقطه عطف بود
امسال سه اتفاق، نقش مریم رجوی را برجستهتر کرد
شعار «نه شاه، نه شیخ» از دیوار دانشگاهها به خیابانهای اروپا رسید .
شکست سیاست مماشات : دولتهای غربی پس از سالها مذاکره بیحاصل، به این نتیجه رسیدند که تغییر باید از درون ایران بجوشد. طرح ده مادهای، صورت بندی همین جوشش است.
زن، مقاومت، آزادی
ادبیات یک مقاومت؛ وقتی سیاست شعر میشود
مریم رجوی سیاست را با زبان ادبیات آشتی داده است. در سخنرانیهایش، «آزادی» استعاره نیست؛ پرندهای است که بالش را قیچی کردهاند واو آمده تا قیچی را پس بگیرد. «نه شاه ونه شیخ» قافیهی یک شعر نیست؛ وزن یک ملت است که نمیخواهد میان دو استبداد تاب بخورد.
او در اجلاس امسال گفت: «ما برای گرفتن قدرت نیامدهایم. آمدهایم قدرت را به صاحبانش برگردانیم: مردم.» این جمله، خلاصهی تمام کهکشان امسال است. کهکشانی که ستارهی قطبیاش نه تاج است ونه عمامه، بلکه رأی یک دختر ۱۸ ساله در فردای ایران آزاد است.
پایان سخن: مماشات، ممنوع
تاریخ به عقب برنمیگردد. ایران فردا نه به سلطنت موروثی باج میدهد ونه به ولایت مطلقه. کهکشان امسال نشان داد که طرح ده مادهای، دیگر یک سند در تبعید نیست؛ شناسنامهی ایرانی است که میخواهد متولد شود. ومریم رجوی، رهبر این جنبش مردمی ست.
مریم رجوی سفیر وراهنمای ایرانیان باشرف در مصاف با شیخ وشاه هست.
چشم امید یک خلق به طلوع مهر تابان در ایرانزمین دوخته شده است.
آری، آزادی می آید با می توان وباید.
درود بر رجوی قهرمان



















