ابوذر غفاری
پاریس وآینه شکسته آزادی
هیچ چیز برای یک دموکراسی شرمآورتر از آن نیست که همان حقی را نقض کند که سالها آن را به عنوان ارزش جهانشمول تبلیغ کرده است. لغو ناگهانی گردهمایی مقاومت ایران در پاریس، پیش از آنکه یک تصمیم سیاسی باشد، یک شکست اخلاقی بود؛ شکستی که نشان داد فاصله میان شعار وعمل، گاه از فاصله میان آزادی واستبداد نیز بیشتر است.
این اقدام ضد دموکراتیک پاریس، تنها لغو یک تجمع نبود؛ لحظهای بود که یکی از کهنترین مدعیان آزادی در اروپا، آینه را مقابل چهره خود گرفت و تصویری از عقبنشینی، مصلحتاندیشی و معامله با استبداد را به نمایش گذاشت.
وقتی دولتی مدعی دفاع از حقوق بشر، حق تجمع قانونی و مسالمت آمیز را سلب میکند، دیگر تنها یک اجتماع را متوقف نکرده است؛ اعتماد عمومی به اصول دموکراسی را زخمی کرده و اعتبار اخلاقی خود را به حراج گذاشته است.
دموکراسی، زمانی که در برابر فشار ومعامله عقبنشینی کند، به پوستهای توخالی تبدیل میشود که از آن تنها نامی باقی مانده است.
تلختر آنکه این رفتار، دقیقاً در برابر حکومتی رخ میدهد که دهههاست به سرکوب، زندان، اعدام وخاموش کردن هر صدای مخالف شناخته میشود. اگر مدعیان آزادی نیز همان صدایی را محدود کنند که استبداد خواهان خاموشی آن است، مرز میان مدافع آزادی و معاملهگر سیاسی کجاست؟
مماشات فقط یک خطای دیپلماتیک نیست؛ نوعی فروپاشی اخلاقی است. زیرا در آن، کرامت انسان، آزادی بیان و حق اعتراض، نه به عنوان اصولی خدشهناپذیر، بلکه به عنوان ابزار چانهزنی تعریف میشوند. چنین نگاهی، ارزشهای دموکراتیک را از محتوا تهی میکند و آنها را به شعارهایی تزئینی فرو میکاهد.
در یک کلام، قربانی نخستِ مماشات، حقیقت وآزادی است و نه چیز دیگر.
تناقض دردناک ماجرا اینجاست که کشوری که انقلابش الهامبخش آزادیخواهان جهان بود و اعلامیه حقوق بشر را به میراث گذاشت، امروز حق تجمع مسالمتآمیز را به کالایی قابل معامله تبدیل کرده است. آزادیای که بتوان آن را با یک تماس سیاسی یا یک مذاکره پشت پرده تعلیق کرد، دیگر آزادی نیست؛ امتیازی است که قدرتها بر اساس منافع خود توزیع میکنند.
اما آنچه در پاریس رخ داد، نتیجهای معکوس داشت. تلاشی که قرار بود صدایی را محدود کند، آن را رساتر کرد و بار دیگر نشان داد که مقاومت و مطالبه آزادی را نمیتوان با ممنوعیت، محاصره یا فشار سیاسی از میان برد. صدایی که بر پایه فداکاری، ایستادگی وخواست تغییر شکل گرفته باشد، در برابر درهای بسته خاموش نمیشود؛ بلکه راه خود را از خیابانها، از وجدان عمومی و از حافظه تاریخ پیدا میکند.
حقیقت یک ویژگی دارد: «هرگز ممنوع نمیشود.»، میتوان میدانها را بست، مجوزها را لغو کرد و خیابانها را با نیروهای پلیس پر کرد، اما نمیتوان مطالبه آزادی را از حافظه یک ملت پاک کرد. آنچه در پاریس رخ داد، ضعف اخلاقی سیاستی را آشکار کرد که برای چند روز مذاکره، حاضر است میراث چند قرن مبارزه برای آزادی را هزینه کند.
سی خرداد امسال، نه فقط روز شهیدان وزندانیان سیاسی ایران، بلکه روز داوری تاریخ درباره کسانی بود که میان آزادی و مصلحت، دومی را برگزیدند؛ و این انتخاب، زخمی است که بر پیشانی مدعیان حقوق بشر تا سالها باقی خواهد ماند.
این عملکرد ننگین وشرم آور دولت فرانسه چیزی نیست جز سقوط آزادی در پایتخت آزادی.



















