نکات جالبی از گفته های والدین قربانیان حمله موشکی سپاه به هواپیمای اوکراینی

والدین دو تن از جانباختگان سانحه هواپیمای اوکراینی می گویند: به نظر می‌رسد اراده‌ی چندانی برای رسیدگی جامع به موضوع نباشد. البته ما این مسیر را به هر دلیل طی می‌کنیم. گرچه برای ما فوق العاده سخت و عذاب‌آور است. 

به گزارش انصاف نیوز، اینها کسانی بوده‌اند که آنطور که تعریف می‌کنند در سه روز اول به هیچ عنوان زیر بار ادعاهای زدن هواپیما با موشک نمی‌رفته‌اند و حالا برداشت‌های دیگری از ماجرا دارند.

لاری: روز شنبه صبح اینها اعلام کردند. توافقشان این بود که جمعه ظهر اعلام شود. جمعه ظهر را هم آقای علی عسگری انداخت به شب، شب هم گفته بگذاریم صبح اعلام شود. من که آن سه روز اول مدام می‌گفتم، «این حرف‌ها یعنی چیست؟ حرف ضدانقلاب را می‌زنید». هرکه می‌آمد می‌گفت «هواپیما را زدند» می‌گفتم حرف بیخود نگویید!

محسن اسدی لاری و زهرا مجد یکی از ۱۷۶ خانواده‌ی داغدار مسافران اوکراینی هستند که ساکن ایرانند و برای روشن شدن علت‌ها و چگونگی سرنگونی هواپیما همراه با تعدادی دیگر از خانواده‌ها به قوه قضاییه‌ی ایران شکایت برده‌اند؛ تاکنون دو جلسه‌ی دادگاه با حضور خانواده‌ها و متهمین برگزار شده‌ است. این پدر و مادر و بسیاری از خانواده‌های عزادار قربانیان هواپیمای اوکراینی علاوه بر پیگیری ماجرا از مراجع داخلی، تاکنون با رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور مصاحبه‌ای نکرده‌اند؛ این نخستین بار است که یکی از آنها تصمیم به طرح صریح سوالات و شائبه‌های ذهنی خانواده‌ها در یک رسانه‌ی داخلی کرده است. البته آنها امیدی به انتشار کامل سخنان خود نداشتند.

آنها ضمن تاکید بر اینکه متهمین حاضر در این پرونده را بعنوان متهمین درجه‌ی اول و دوم به رسمیت نمی‌شناسند می‌گویند که آمرین و عاملین را اشخاص دیگری می‌دانند و می‌گویند این دادگاه برای روشن شدن این موضوع است که آیا سرنگونی هواپیما عمدی بوده است یا نه!

به گفته‌ی آنها «آقای حاجی زاده هم تفهیم اتهام شده اما برای او قرار منع تعقیب صادر شده است».

مصاحبه انصاف نیوز با دکتر محسن اسدی لاری و دکتر زهرا مجد که ظهر سه‌شنبه‌ی گذشته در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است؛ جایی که عضو هیات علمی آن هستند:

مسیر بسیار سختی است. متاسفانه در مجموع تحقیقات کافی در زمینه‌ی این فاجعه صورت نگرفته است.

به موضوعات دیگری هم پرداخته‌اند، ازجمله موضوع اصلاح پدافند کل کشور، که یک دستوری بوده است که از بالا به آنها رسیده است و درحال کارکردن روی آن هستند، مقدار زیادی از گزارش کارشناسی به این اختصاص پیدا کرده است؛ البته واقعیت این است که ربطی هم به ما ندارد؛ یک مسئله‌ی استراتژیک و تاکتیکی پدافند کل کشور است.!!!!!!

ولی به موضوعات بعدی‌اش هم پرداخته نشده است؛ یعنی موضوع غارت، موضوع کتمان و موضوع اقداماتی که حتماً باید به آنها پرداخته می‌شده است اما اقدامی نکرده‌اند.

بعد از اینکه سرنگونی صورت گرفت، اجازه‌ی ورود خانواده‌ها و افراد به آن محل داده نشده است؛ حتی خود ما در همان ساعات اولیه رفتیم و اجازه ورود به منطقه را به ما ندادند و گفتند دست نیروهای اورژانس و هلال احمر است، حال نمی‌دانم برخی با چه عناوینی شاید رفته باشند. هیچ وسیله‌ای از بچه‌ها را به ما تحویل ندادند، جز پاسپورت سوخته‌ شده‌ی دخترم. نه موبایل، نه لپ تاپ و نه حتی پول‌های آنها تحویل داده نشده. چطور چنین چیزی ممکن است، که در صورتیکه در عکس‌ها مشخص است که حتی عروسک پارچه‌ای باقی مانده است، اما وسائل الکترونیکی از بین رفته باشد! این احتمال می‌رود که اطلاعاتی در وسائل بچه‌ها بوده و در واقع بچه‌ها شاید در لحظات آخر فیلم‌هایی گرفته‌اند و اطلاعاتی بوده است که نمی‌خواهند در اختیار قرار گیرد. اکثر خانواده‌ها همینگونه بودند و شاید چند مورد نادر در اختیار خانواده‌ها قرار گرفت، که آنها هم اطلاعاتشان پاک شده است. اینها خودش جای سوال است.

بعد از آنکه حتی به ما اجازه ندادند وارد منطقه‌ی سقوط شویم –البته ما که آنقدر حالمان بد بود که اصلا نمی‌توانم آن روزها را بیاد بیاورم اما حداقل به اقوام درجه دوم‌مان هم چنین اجازه‌ای داده نشد- علاوه بر این روز بعد بولدزور آوردند و تمام صحنه پاک شد! در یک جنایت ساده‌ی آپارتمانی، متخصصان از آثار باقی مانده انگشت‌نگاری می‌کنند و در واقع شواهد را در کنار هم قرار می‌دهند تا به علت جنایت پی ببرند. چطور ممکن است صحنه‌‌ی جنایتی که تماما با خاک یکسان شده است امکان بررسی داشته باشد. یک مشکل اصلی ما که در هیچ کدام از این گزارش‌های کارشناسی مطرح نشده است، مسائل قبل و بعد است.

دومین نکته اینکه در جریان دادگاه اصرار خانواده‌ها –از جمله خود ما- این بود که گزارش کارشناسی حتما باید در اختیار وکلا و خانواده‌ها قرار گیرد. روز هفتم آذر ماه -جلسه دوم- در دادگاه رئیس دادگاه گفت که امروز بعداز ظهر گزارش حتماً در اختیار وکلا و خانواده‌ها قرار می‌گیرد. از آن زمان تا امروز یک ماه و هشت روز گذشته است و هیچ اراده‌ای برای این قضیه نیست. اما تحلیل ما این است که مسائلی وجود دارد که اگر روشن شود، مشخصاً تناقض‌ها با واقعیت و سایر گزارش‌هایی که منتشر کرده‌اند و تناقض‌هایش با سایر ادعاهایی که تاکنون مطرح شده است، روشن می‌شود.

یک دادگاه عادلانه، دادگاهی است که به همه‌ی این موارد نگاه کند؛ یک سقوط معمولی که نبوده است. جریان بسیار پیچیده‌تر از اینهاست.

یکی از مسائل مهمی که دفعه اول دیدیم این بود که روی پلاکارد نصب شده بر روی دیوار پشت رئیس دادگاه نوشته بود «دادگاه رسیدگی به سانحه هواپیمای اوکراینی!»؛ و سر این موضوع ما با قاضی خیلی بحث کردیم و گفتیم این پیش‌داوری شما را نسبت به این مسئله نشان می‌دهد. مسئله‌ی «سانحه» سه روز اول بود که داشتید انکار می‌کردید؛ سانحه یعنی هواپیما در اثر بدی آب و هوا یا خرابی موتور سقوط کرده است. در صورتی که این جنایت و فاجعه، اگر می‌خواهید به این شدت نام گذاری نکنید، سانحه نبوده است و حداقلش «سرنگونی» بوده است. خود به خود نبوده است. خلبان بسیار ماهر بوده است و حتی با موشک اول هواپیما را کنترل می‌کند؛ افسر پدافند هم می‌گوید دیدم با اولی سرنگون نشد، دومی را زدم.

ما سه حالت داریم:

اول سانحه: که خودشان اعتراف کردند سانحه نیست و سرنگونی است.

دوم سرنگونی: ما الان بحث داریم که این سرنگونی عمدی بوده است یا غیرعمدی. نمی‌دانم سیاست رسانه‌ی شما چیست و خیلی از افراد هم نمی‌خواهند این مسئله را بپذیرند، ولی ما شواهدی جمع آوری می‌کنیم که این مساله عمدی بوده است و احساس ما این است که یک سپر انسانی گذاشتند! البته چیزی بیشتر از احساس است و شواهد هم داریم.

لاری: من قاضی نیستم. ولی ما واقعاً به این نتیجه رسیدیم که اینها به عنوان سپر انسانی هواپیما را زدند؛ خیلی رک بگویم، چون الان پیچیده و بارها هم گفته‌ایم، شاید می‌خواستند بزنند و بندازند گردن آمریکا. کمااینکه این کار را قبلاً در اقدامات مشابهی هم انجام داده بودند.

*دفاع آنها مقابل این فرضیه چیست؟مجد: دفاع چیست؟! اصلا خودشان این را می‌گویند.

می‌گویند اگر این هواپیما نمی‌افتاد، جنگ سختی همان روز بعد اتفاق می‌افتاد. آمریکا حمله می‌کرد و جان ده میلیون نفر به خطر می‌افتاد

لاری: از مقامات دولتی روزهای اول مفصل آمدند. مقامات سپاه را ما مشکل داشتیم و نمی‌پذیرفتیم، ولی آقای سلامی خیلی اصرار داشتند که حتما ملاقاتی باشد، ایشان آمدند. همه‌ی دولت از آقای جهانگیری، آقای واعظی؛فقط شخص آقای روحانی نیامد ولی در ارتباط بود. آقای ظریف را هم خودمان رفتیم. مجموع صحبت‌هایی که آقای ظریف کردند و… باقی ماجراها مشخص شد که یک دایره‌ی خیلی محدودی از این جریان خبر داشتند؛ حتی دایره‌ی دولت و آقای ظریف که عضو شورایعالی امنیت بودند خبر نداشتند.

در جلسه اول دادگاه در ردیف پشت آنها نشسته بودیم، آنهم با اصرار. چون دو ردیف اول را نیروهای امنیتی گرفته بودند؛ در جلسه بعدی هم با یک ردیف فاصله نشستیم؛ خانواده‌ها خیلی هم اصرار کردند که اینهار ا برگردانید تا ببینیم‌شان.

چون مطرح شده است می‌گویم؛ آقای خسروی که در حقیقت به عنوان اپراتور مطرح است، اما ایشان اپراتور نیست و درحد فرمانده گردان است و متخصص‌ترین فرد در ایران در این حوزه است، به اذعان همه، در ایران و در منطقه.این را متعامدا عرض می‌کنم که ایشان متخصص‌ترین فرد در این حوزه است! سال‌ها داشته همین حوزه را آموزش می‌داده است، اما ایشان قیافه‌ای حدود سی ساله دارد و همه متعجب بودند؛ نه تنها متعجب بودند داد می‌زدند که «ایشان نیست و متهم باید احراز هویت شود» به هرحال بازپرس می‌گوید «احراز هویت شده است و…».!!!!!!

شاید فقط یک نفر که درجه‌اش از همه بالاتر است -آقای سیدون- که جانشین آقای حاجی زاده […] است- را دیده باشیم. قبل از اینکه ما وارد شویم آنها نشسته‌اند و قبل از آنکه ما از دادگاه خارج شویم، آن‌ها خارج می‌شوند. لباس زندانی هم به تن ندارند و همگی لباس‌های شخصی‌شان را به تن دارند.

لاری: این مهم است. همه لباس شخصی هستند و حتی متهم اصلی -مهدی خسروی- که می‌گویند زندان است هم با لباس زندان نیست، دستبندی هم ندارند؛ در حالیکه وکلا می‌گویند اینها باید دستبند داشته باشند. بنابراین به هیچ عنوان ترتیبات معمول دادگاه از این بعد وجود ندارد.

مجد: آقای حاجی زاده هم تفهیم اتهام شده اما برای او قرار منع تعقیب صادر شده است. یعنی ببینید نتیجه دادگاه چه خواهد بود. یعنی حتی اگر متهم شوند هم منع تعقیب شوند

اسدی لاری: اینهم جدید اتفاق افتاده و مربوط به سه-چهار ماه گذشته است. چون دستور از بالا رسیده بوده است که ایشان نمی‌تواند … شود. بله! ایشان آزاد است.

لاری: منظورم از دادگاه صرف خود دادگاه نیست و فرایند دادرسی هست. یعنی از بازپرسی گرفته  تا مسائل جنبی، تا دادگاه و تا موضوعات دیگری که حتی بعد از دادگاه اتفاق افتاده است که من فعلا نمی‌خواهم بگویم. بعضی از خانواده‌ها از کلیت سپاه شکایت کرده بودند. برخی ازفرماندهان ارشد و بعضی از مقامات اصلی مملکت شکایت کرده بودند؛ اینها رسیدگی نشد.

چندین جلد گزارش کارشناسی وجود دارد که بسیار بیشتر از پرونده است که گفتند این را نمی‌دهند و می‌خواهند خلاصه دهند؛ خلاصه هم درحد چند صفحه می‌شود؛ اینها متاسفانه مهندسی معکوس می‌کنند. یعنی دارند می‌روند اطلاعات قبلی را درست می‌کنند.

هم وکلا و هم یکی از قضات نظرشان این بود که حتی جنایت هم می‌تواند استفاده شود؛ بالاخره جنایت هم ممکن است عمدی یا غیرعمدی باشد. یک فردی با چاقو کشته شود این می‌تواند عمدی باشد یا شبه عمد یا غیر عمد باشد

مجد: حاجی زاده آمد تلویزیون و گفت «گردن من از مو باریک‌تر است و سپاه زده!» اینکه بر همه عیان است و خودشان گفتند که سانحه نیست. بلکه سرنگونی است؛ یعنی توسط موشک سرنگون شده است. الان بحث این است که چرا؟ توسط چه کسانی؟! عمدی یا غیر عمدی؟!

اتفاقاً این پیش‌داوری بسیار بدی است که گویا به روز اول برگشته‌اند. یعنی روزی که آن دروغ را گفتند. ما الان دیگر بحثی درباره سانحه نداریم! الان دادگاه برسر این نیست که سانحه بوده یا نبوده؛ سانحه به سرنگونی بدل شد و الان این مطرح است که  سرنگونی عمدی است یا غیرعمدی.

لاری: اصلاً سابقه ندارد کشوری هوایپمای مسافربری خودش را بزند؛ اصلا سابقه نداشته؛ به همین خاطر در ادبیات جهانی وجود ندارد. در حالیکه به این جریان می‌گویند Downing، سرنگونی. این هواپیما را سرنگون کردید، این جنابت بی سابقه است.

لاری: آقای روحانی فرمانده پدافند کشور در زمان جنگ بود، ایشان اولین حرفی که بعنوان موضع رسمی زد این بود که «مگر می‌شود کسی بیاید همینطوری بگوید این دکمه را فشار دهید و این مقدماتی دارد». بعد از آن بود که من گفتم «آمران و عاملان».

البته همان ظهر، رئیس جمهوری اوکراین به آقای روحانی زنگ زده است و گفته که، دادستان جنایی ما هم می‌آید؛ اینها چیزهایی است که در خبرها گفته شده و مسائل پشت پرده نیست، بعد از این صحبت رئیس جمهور اوکراین، اول آقای روحانی متوجه نمی‌شود که دادستان جنایی یعنی چه.

اما معنا و مفهوم این است که این اتفاق سهوی نبوده است، از روی اشتباه نبوده، همه می‌دانستند. ترودو بلافاصله بعد از ترامپ فهمیده است. ترامپ همان اول می‌فهمد. بالاخره هواپیماهای F35 بلند شده بودند و بعد دستور گرفته‌اند که بنشینند! اینکه ترامپ مصاحبه‌اش را در روز سه‌شنبه شب، که می‌شد چهارشنبه نزدیک ظهر ما، لغو کرد، پیام بسیار مهمی بود که فرماندهان ارشد ممکلت گرفتند و به تعبیری گفتند که «انگار استخر آب سردی بود که روی او ریختند، ما منتظر اقدام شدیدتری از آمریکا داشتیم ولی امریکا دیگر این کار را نکرد». اینها را کنارهم بذاریم به آن سناریو و چیزی که خدمتتان گفتم می‌رسیم، یعنی سپر انسانی و اینکه بیاندازند گردن امریکا. من امروز مقداری شفاف گفتم.

مجد: این‌ها باید در تاریخ بماند. ممکن است الان وضعیت به گونه‌ای باشد که نتوانید منتشر کنید. و متاسفانه جو به سمتی می‌رود که تحریف بیشتر و بیشتر می‌شود و متاسفانه فضای رعب و وحشت را زیاد می‌کنند. ماها الان کمتر این حالت را داریم، چون همه چیز باخته هستیم.انصاف نیوز

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: