وحید بنی‌عامریان؛ صدای رسای نسلی که زانو نزد

ابوذر غفاری

تفاوتِ وجدان آزادی‌خواه با ذهنیت استبدادزده در مواجهه با مقاومت

تاریخ را همیشه کسانی تغییر داده‌اند که حاضر شدند بهای آزادی را بپردازند. انسان‌هایی که آسایش، امنیت و حتی جان خویش را فدای حقیقتی بزرگ ‌تر کردند تا ملت شان بر روی پا بایستد، نه بر زانو. وحید بنی‌عامریان از تبار همین انسان‌هاست؛ نسلی که فهمید در عصر استبداد مذهبی، سکوت و بی‌تفاوتی به معنای همزیستی با ظلم است.

خانم دومینیک آتیاس، رئیس هیأت‌مدیره بنیاد وکلای اروپا، بخشی از دفاعیه فرمانده وحید بنی‌عامریان را در حساب ایکس خود گذاشت و نوشت: «درسی برای مردم جهان؛ هرگز تن به زندگی بر روی زانوان‌تان ندهید».

خانم آتیاس با بیان چنین موضعی، در حقیقت فقط از یک زندانی سیاسی مجاهد تمجید نمی کند؛ او از جوهره‌ای دفاع می کند که تاریخ بشر را به پیش رانده است: روح ایستادگی در برابر ظلم.

وی در واقع از یک حقیقت جهان‌شمول سخن می گوید؛ حقیقتی که همه وجدان‌های بیدار دنیا آن را درک می‌کنند. او در سخنان و پایداری وحید، روح انسانیِ مقاومت را می بیند؛ روح انسانیِ کسی که می‌توانست زندگی عادی، آینده‌ای آرام و رفاه شخصی داشته باشد، اما آگاهانه راهی را انتخاب کرد که پایانش زندان، شکنجه و حتی مرگ بود. چرا؟ چون باور داشت ملتی که در برابر ظلم سر خم کند، آرام‌آرام انسانیت خویش را نیز از دست خواهد داد.

درک عظمت چنین انتخابی، مرز میان آزادی‌خواهی و ذهنیت استبدادزده را آشکار می‌کند. به همین دلیل است که یک حقوقدان برجسته اروپایی، در مقاومت وایستادگی وحید، شرافت انسانی را می‌بیند؛ اما در نقطه مقابل، جریان‌ سلطنت وپهلوی چی ها قرار دارند که به جای درک مفهوم مقاومت، در اوج بی وجدانی، بی شرافتی و بی اخلاقی شعار «مرگ بر مجاهد» سر می‌دهند و خشم خود را متوجه کسانی می‌کنند که با گوشت و خون خویش در برابر دیکتاتوری ایستاده‌اند. این واکنش اتفاقی نیست؛ محصول یک ذهنیت استبداد زده وقدرت ‌پرست است. کسانی که رؤیای بازگشت دیکتاتوری، وابستگی و حکومت موروثی را در سر دارند، طبیعتاً نمی‌توانند با فرهنگ فداکاری و مبارزه مردمی پیوند برقرار کنند. آن ها به جای ستایش مقاومت، از آن کینه دارند؛ زیرا مقاومت، بزرگ‌ترین مانع در برابر بازتولید استبداد است.

این تفاوت، فقط یک اختلاف سیاسی نیست؛ تفاوتِ دو جهان‌بینی است. زیرا کسی که حتی ذره‌ای روح مردمی و آزادی‌خواهی داشته باشد، ایستادگی در برابر دیکتاتوری را می‌فهمد و آن که در وجودش حتی اندکی شرف انسانی و رگ آزادی‌خواهی جریان داشته باشد، در برابر چنین ایستادگی‌ای سر تعظیم فرود می‌آورند؛، حتی اگر با همهٔ دیدگاه‌های این مبارزان موافق نباشد. زیرا فداکاری برای رهایی مردم، زبانی فراگیر و جهانی است و قلب هر انسان آزاده‌ای آن را حس می کند و با آن همراه می شود. اما کسانی که در رؤیای بازتولید استبداد و وابستگی به سر می‌برند، طبیعی است که قهرمانان مقاومت را آماج نفرت و تخریب قرار دهند.

وحید بنی‌عامریان تجسم نسلی است که می‌خواهد به جهان ثابت کند آزادی را نه با التماس، نه با سازش و نه با زانو زدن، بلکه با ایستادگی و پرداخت بها به دست می‌آورند. خون او فریاد می‌زند که ملت‌ها زمانی به قله آزادی می‌رسند که فرزندانشان از مقاومت و رنج و شکنجی که درپی دارد، نترسند.

یاد وحید قهرمان و تمامی مجاهدان و مبارزان راه آزادی، که صادقانه، خالصانه و فروتنانه جان خویش را بر سر پیمان با مردم ستمدیده نثار کردند، همواره بر بلندترین قله‌های شرف، فداکاری و سرفرازی انسانی خواهد درخشید.