پاسدار نجات به احمدی نژاد: من خواهان بازداشت حامیان شما نیستم

باور کنید که سرنگونی بسیار نزدیک تر از انچیزی است که فکرش را میکنیم. در درون رژیم انچنان تفرقه و تشدد ایجاد شده است هیچ کس قادر به خاموش کردن این اتش نیست و البته این نه بی دلیل است و نه خاموش شدنی . خون جوانان ایران در تمامی شهرهای ایران، جاری و ساری شده است و امروز خاموش کردن صدای مردم ایران امکان پذیر نیست. اینرا بیشتر از هر کس شکنجه گران و بازجو ها و تیرخلاص زنها فهمیده اند.

بوزینه بازیهای احمدی نژاد هم هم نشان از پایان فاز سرنگونی این رژیم است. پاسدار نجات، فرمانده قرارگاه ثارالله و باصطلاح مسئول امنیتی شهر تهران روز سوم خرداد با مراجعه به منزل احمدی نژاد ضمن اعلام رد صلاحیت وی از او . خواستار سکوت و همراهی شده است و در نهایت وی را تهدید کرده است و گفته: تمایلی به بازداشت حامیان شما که افرادی حزب اللهی و انقلابی هستند، نیستم.!!!! اتش در خیمه خامنه ای تا نزدیکی ریش او پیش رفته است باشد که بزودی، ریش و ریشه ارتجاع و دجالگری توسط جوانان قهرمان ایران، از میهن اسیرمان کنده شود

به گزارش سایت دولت بهار، متقابلا  احمدی‌نژاد مطالبی را به شرح زیر به صورت شفاهی و مکتوب به اطلاع پاسدار نجات رساند:
امروز به معنای واقعی، اوضاع کشور خراب است.
وضعیت اقتصادی، فاجعه بار و وضعیت اجتماعی، در آستانه فروپاشی و شرایط فرهنگی، به لحاظ از هم گسیختگی، غیرقابل وصف است.
وضعیت امنیتی نیز به گونه ای است که جریان نفوذ در اعماق کشور ضربات سنگین وارد می‌کند. هم ضعف هست و هم خیانت.
امروز اگر مشارکت پایین باشد که با وضع فعلی قطعی است، آثار داخلی و بین المللی گسترده درپی دارد، به طوری که زمین خواهیم خورد و دیگر نمی شود دوباره بلند شد.
عده ای به جد، دنبال رد صلاحیت من هستند.
چرا باید مرا رد کنند؟ چنین حقی را هیچ کس ندارد ومن این عمل ناحق را هرگز نه تایید و نه در برابر آن سکوت می‌کنم.

اصل مردم هستند، چرا این واقعیت را نمی  بینند.
با فاصله گرفتن از مردم نمی توان آنها را دور زد.
اگر هستیم با مردم هستیم وگرنه نمی توانیم بمانیم. در این هیچ تردیدی نیست.
مردم از من انتظار ندارند که ظلم را بپذیرم و سکوت کنم.
چطور می‌توانم تماشاگر نابودی انقلاب و نظام باشم و سکوت کنم؟
چرا باید خودم را در این سیاست ها و در مسیر فروپاشی شریک کنم؟
من طاقت عذاب چنین گناه عظیمی را ندارم.
چطور می‌توانم این ها را ببینم و سکوت کنم و تازه از من می‌خواهند با آنها همراهی هم بکنم!
من نمی توانم بدبختی مردم را ببینم و سکوت کنم. مردم مسائلی را به بنده می‌گویند که آدم شرم می‌کند! جامعه در حد انفجار است.
مردم هر روز مقابل خانه بنده حضور پیدا می‌کنند، طومار می‌نویسند، تلفن می‌زنند، نامه می‌دهند، پیام می‌فرستند، نذر و دعا می‌کنند و مرا به مقدسات قسم می‌دهند و اصرار می‌کنند که در انتخابات شرکت کنم.
مرا به خاطر اینکه شاید کنار بروم تهدید به لعن می‌کنند و مرتبا می‌گویند اگر ما را دوست داری باید به میدان بیایی و تا آخر بمانی!
می گویند اگر نظام را دوست داری بازهم باید در میدان بمانی، چون اگر کناره بگیری ، ما در انتخابات شرکت نمی کنیم.
انتخابات فقط حق مردم است
نادیده گرفتن حق مردم گناه بسیار بزرگ و نابخشودنی است.
عقوبتش هم سخت است. خیلی زود هم در همین دنیا و هم در روز قیامت.
من چرا باید رد شوم؟ به چه گناهی؟ آیا به سزای ایستادگی پای ارزش ها و آرمانهای انقلاب؟!

کسانی که می‌خواهند مرا رد کنند، خودشان جواب ملت را بدهند.
آیا از من انتظار دارند به خاطر رد صلاحیت خودم، برای آنها هورا بکشم؟
من آمدم تا به عهدی که با خدا، پیامبر(ص)، امام زمان(ع)، انقلاب و مردم دارم وفا کنم.
بنده رفیق نیمه راه مردم نیستم که در میانه راه عهد خودم را بشکنم.


اگر نمی آمدم خلاف مردانگی بود ولی حالا برگشتن از میانه راه، یک ناجوانمردی آشکار و بزرگ است.
این از احمدی نژاد به دور است که مردم را در میانه راه تنها بگذارد.
همانطور که در صحبت های روز ثبت نام گفتم، تا آخر پای کار مردم و انقلاب هستم و ذره ای از آن کوتاه نخواهم آمد و همانطور که به آنها قول دادم، در صورت رد صلاحیت از هیچ نامزدی حمایت نخواهم کرد و تا پای جان خواهم ایستاد و دلیل رد صلاحیت و مسئولیت عواقب آن را از عوامل رد صلاحیت، آشکارا و علنی مطالبه خواهم کرد.
من همانطور که روز ثبت نام گفتم تجمعات و حرکت های اعتراضی را به خاطر رد صلاحیت تایید نمی کنم.
بارها پس از آن سخنرانی نیز این مطلب را صراحتا گفته ام و بازهم خواهم گفت.

من همواره به سوگندهای خود، وفادار و به حفظ کیان اسلام، انقلاب، نظام، مردم و کشور عزیزم همواره پایبند و متعهد بوده و خواهم ماند.
بنده برای نجات کشور و تغییر وضع زندگی مردم آمده ام.

به مدد مهندسی انتخابات در سالهای 92 و 96 قدرت را برای دو دوره در دست گرفتند .

آنان به طور معنا داری تلاش می‌کنند تا بنده را به عنوان اپوزیسون نظام، برانداز و … معرفی نمایند و انتقادات مطرح شده از سوی بنده را ساختار شکنانه و به قصد سرنگونی نظام معرفی نمایند.
اینگونه توطئه ها در تاریخ، همواره به دست بازی خوردگان محقق شده است، که امید می‌رود در پرتو هدایت اهالی انقلاب بی نتیجه بماند.
و اما سخنی با شما:
من در دوران دولت های نهم و دهم کمک های بسیاری به سپاه از جهات مختلف انجام دادم و بارها به خاطر این کار از سوی گروههای سیاسی و مخالفین داخل و خارج شماتت شدم.

من همیشه به فکر بچه های سپاه بودم. حتی وقتی شب عید، اطلاعات سپاه پول برای پرداخت حقوق پرسنل نداشت، به آنها پول رساندم.


اما به جایش آقای بقایی که زحمت این کار را کشیده بود به اتهام واهی حیف و میل بیت المال دستگیر و محکوم می‌کنند و بلایی سرش می‌آورند که روزانه دهها قرص اعصاب می‌خورد و نمی تواند تعادلش را در راه رفتن حفظ کند و از انجام امور شخصی و خانوادگی خود ناتوان است.


و برادر دیگرم آقای مشایی را آنقدر تحت فشار قرار دادند که امروز در نقطه نامعلومی در شمال کشور خود را از جامعه کنار کشیده و به تنهایی زندگی می‌کند.


دولت فعلی در حال چپاول اموال ملت است اما برخوردی صورت نمی گیرد، ببینید با دو تن از اطرافیان من چه کردند! یکی را روانه بیمارستان اعصاب یعنی تیمارستان کرده اند و دیگری را هم مجبور ساخته اند از ما جدا شده و گوشه عزلت برگزیند!


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: