خبر استعفای ناگهانی محمدجواد ظریف، آن هم از طریق شبکه اجتماعی، نقل محافل خبری و تحلیلی ایران و حتی دنیا شد. از همان لحظه انتشار پست استعفا توسط ظریف، در کنار تحلیلها و و تفسیرها در باب این ماجرا (که البته بسیار مهم بود)، یک خط تبلیغی توسط خبرنگاران و فعالان سیاسی جریان اصلاحات و حامی دولت به راه افتاد که ظریف به واسطه فشار «دولت موازی» و حذف نمادین خود از جلسه دیدار با دکتر بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، استعفا کرده است.
اعلام استعفای ظریف
اما با گذشت ساعاتی از ماجرا، اخبار تکمیلی از دلایل استعفا و البته درز پیدا کردن بخشهایی از نامه استعفای ظریف به روحانی، معلوم شد که ماجرا به دلخوری وزیر خارجه از عدم هماهنگی رئیس دفتر رئیس جمهور و نهاد تشریفات ریاست جمهوری برمی گردد.
کم کم اخبار دیگری در شبکههای اجتماعی و رسانهها از از درون دولت و وزارت خارجه بیرون آمد که حکایت از نقشآفرینی محمود واعظی (رئیس دفتر رئیس جمهور) در این ماجرا داشت. در بخشی از نامه استعفای ظریف خطاب به حسن روحانی که به رسانهها درز داده شد، آمده بود:
“اگر جنابعالی که در هر زمان که اراده میفرمائید بدون توجه به ملاقاتهای داخلی و خارجی و متن سخنرانیهای عمومی بنده (حقیر فدوی) را احضار میکنید، ذرهای برای اعتبار وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در صحنه بین المللی ارزش قائل بودید، میتوانستید پس از ورود آقای بشار اسد (به فرض عدم اطلاع قبلی شما) به دفترتان دستور میدادید که بنده را بدون اعلام دلیل، احضار کنند و سپس از ملاقات عکس و فیلم تهیه میکردید.
انتشار این نامه، محاسبان را به هم ریخت، گرچه آنها در دستیابی به برخی اهداف خود، از جمله مخدوش کردن دستاوردهای بزرگ جهانی سفر رئیس جمهور سوریه به تهران (بعد از ۶ سال نبرد با ائتلاف بینالمللی تروریسم تکفیری با حمایت تمام عیار نظام سلطه) موفق بودند و پاس گل اساسی به رسانههای ضدانقلاب و بازوهای رسانهای صهیونیستی و سعودی دادند تا همزمان با این رویداد «نمادین» از پیروزی سیاست خارجی با اتکاء به مقاومت، روی «شکاف» و «گسل» در نظام مانور تبلیغاتی بدهند.
اینکه بشار اسد به خاطر ملاحظات امنیتی خلاف عرف بینالملل و بدون پیشخبر وارد ایران شود طبیعی است و اگر همین ملاحظه باعث شود تا تشریفات وزارت خارجه و دولت درگیر مسئله نشود نیز طبیعی است. در سفر رأسهای دولتها به تهران معمولاً وزیر ایرانی که رئیس کمیسیون مشترک دو کشور است به فرودگاه میرود تا امر استقبال را انجام دهد و سپس رئیسجمهور یا معاون اول استقبال رسمی مینمایند. عدم اجرای این پروتکل درباره سفر ویژه اسد و همراهی سردار سلیمانی با وی نیز کاملاً طبیعی است. یعنی هم ملاحظات امنیتی رعایت شد، هم از گسترش پیشخبر جلوگیری شد و هم یک شخصیت ملی اسد را همراهی کرد.
اما آنچه دولتیها بعد از استعفا به افکار عمومی گفتند میتواند پردهبرداری از سناریویی باشد که کثیف مینماید. دولتیها با انتشار عکس سهگانه اسد- روحانی- سلیمانی (با کت و شلوار) درصدد این بودند تا القا کنند وزیر خارجه ما سلیمانی است و بیعملی خود در مسائل منطقه و حسادت ناشی از توفیقات منطقهای را وارونهسازی و روانه افکار عمومی نمایند.
به عقیده گنجی، اینکه چرا تیم تشریفات دولت و دفتر رئیس جمهور، وزیر خارجه را از دیدار رهبر انقلاب و رئیس جمهور با رئیس جمهور سوریه آگاه نکردند، نشان از یک طراحی پیچیده با اهداف ناصواب سیاسی دارد.
به نظر میرسد، که محمدجواد ظریف قربانی یک طراحی پیچیده و شیطنتآمیز شد که چند هدف برای آن متصور بود: یک، عصبانی کردن و رنجاندن او با علم به اینکه ظریف به لحاظ شخصیتی انسانی بسیار حساس است؛ دوم، سوق دادن ظریف، به واسطه این رنجش به سمت اقدامات دفعی که در این مورد استعفا مد نظر بود که محقق شد؛ سوم، تحتالشعاع قرار دادن سفر به شدت «نمادین» و پیروزمندانه بشار اسد به ایران که نماد برجستةی پیروزی خط مقاومت در سیاست خارجی بود؛ چهارم، تعمیق و تشدید دوقطبی ظریف-قاسم سلیمانی؛ پنجم، ریختن آتش تهیه رسانهای (به ویژه با استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی) با هدف زدن همزمان بشار اسد و سردار قاسم سلیمانی به واسطهی استعفای ظریف.
مشرق نیوز



















