چهارروزازجنگ گذشته است. حالا می‌شود با فاصله‌ ای کوتاه اما روشن ‌تر به «آن شب» بازگشت

اقتباس ازایکس نوشته: امین باقری

شبی که روایت رسمی از «لوله ‌پلیکا» به «پیچیده‌ ترین عملیات» تغییر کرد. آن زمان  پرسش این بود که چرا چنین حمله‌ای صورت گرفت؟ مگر می‌شود با ۲۵۰ نفر (در چند لایه) به قلب رژیم با ۸۰۰۰ محافظ حمله کرد؟ یک عده به دنبال عکس و فیلم بودند! یک عده هم مثل همیشه گذشتند و گذاشتند تا بعدا تحلیل کنند.

اما امروز پرسش عوض شده است: اگر ساختار رأس قدرت پیش از ورود بازیگران خارجی فرو می‌ریخت، آیا اساسا این جنگ رخ می‌داد؟ امیدوارم گمان نکنید که #مجاهدین_خلق_ایران خطر جنگ را حس نمی‌کردند و اتفاقی «آن شب» را برگزیدند.

مسئله دفاع از مقاومت مسلحانه سازمان‌یافته است. مسئله فهم منطق پیش ‌دستانه است. مسئله شرمسار نبودن در مقابل خلق و تاریخ در مقام انسان مسئول(مجاهد خلق) است.

وقتی خطر جنگ خارجی درحال نزدیک‌شدن است، هر نیرویی که خود را بازیگر داخلی بداند، با یک انتخاب تاریخی مواجه می‌شود: یا صبر کند تا بمب‌های بیرونی تصمیم بگیرند، یا تلاش کند معادله را پیش از بین‌المللی‌شدن تغییر دهد. حالا، با دیدن آنچه بر سرزیرساخت‌ها وشهرها می‌آید، ساده ‌لوحی است اگر نپرسیم آن اقدام چه محاسبه ‌ای پشت خود داشت.

اگررأس تصمیم‌گیری حذف می‌شد، شاید بهانه‌ی اصلی برای حمله خارجی فرو می‌ریخت. شاید هم نه؛ تاریخ با اگر نوشته نمی‌شود. اما این را می‌توان گفت: اکنون جنگ آغاز شده و هزینه‌اش را مردم می‌دهند، یک مورد ۱۵۰ دختر‌بچه مینابی. زیرساخت‌ها می‌سوزد، آینده تعلیق می‌شود، و ما باز همان ملتیم که هم چوب را می‌خوریم، هم پیاز را، و هم هزینه را می‌پردازیم.

تراژدی دقیقا همین‌جاست: وقتی سیاست داخلی نتواند مسئله قدرت را حل کند، سیاست خارجی آن را با بمب حل می‌کند. «آن شب» تلاش شد پاسخ درداخل داده شود. امروز پاسخ از بیرون تحمیل می‌شود. تفاوت این دو، فقط در محل انفجار نیست؛ در میزان اختیار یک ملت بر سرنوشت خود است.

شاید نتیجه آن اقدام هرچه می‌بود، امروز با قطعیت نمی‌دانیم. اما یک چیز روشن است: جنگی که اکنون جریان دارد، پایانش نامعلوم است. و هرچه دیرترتکلیف قدرت درداخل روشن شود، بیشتردیگران برای ما تصمیم خواهند گرفت.

وقتی بحران به این سطح می‌رسد، نقد صرف کافی نیست. لحظه، لحظه‌ی تعیین تکلیف سیاسی است.

راه برون رفت، مسیر «سوم» است. راه‌ حل خانم مریم رجوی، اعلام صریح بدیل سیاسی. اعلام دولت موقت جمهوری دموکراتیک از سوی شورای ملی مقاومت ایران. این مسیر، نه وعده‌ی معجزه می‌دهد و نه انکار هزینه‌هاست. اما یک تفاوت اساسی دارد: مسئولیت‌ پذیری.درلحظه‌ای که همه‌ چیز معلق است، شجاعت اعلام دولت موقت یعنی پذیرفتن بار رهبری، ارائه افق اداره، وشکستن وضعیت بی‌صاحبی سیاسی. درتاریخ، لحظاتی بوده که بدون چنین اعلامی، انقلاب‌ها درخلأ بلعیده شده‌اند. دولت موقت، نه به ‌معنای ثبات فوری، بلکه به ‌معنای جهت‌دادن به آشوب است.

مسئله امروزایران، فقط جنگ یا صلح نیست. مسئله این است که کدام نیروی سیاسی می‌خواهد مسئولیت خروج از این گرداب را بپذیرد. عدد سازی و حمایت از بمباران( راه‌ حل شاه‌ پرستان)، یا معامله پشت درهای بسته( باقی‌مانده رژیم موجود) یا  درمقابل هر دو، اعلام بدیل سیاسی، یعنی پایان دادن به انتظار، پایان دادن به تعلیق، و بازگرداندن سیاست به میدان تصمیم.

در لحظات بحرانی، تاریخ منتظر نمی‌ماند. یا کسی مسئولیت را به‌عهده می‌گیرد، یا بحران، خود تصمیم می‌گیرد.