چهار دهه جنایت و کشتار در جامعه، پیامد اجتماعی خود را دارد، دیگر ترسی از جنایت و مجازات نیست

گزارشهای دریافتی از داخل ایران نشان میدهد که به واقع راهی برای جوانان در ایران نمانده است. تعداد زیادی نخبه و تحصیلکرده و انهایی که توانایی مالی داشتند کشور را ترک. کرده اند. تعداد زیادی هم جوانانی داریم که هیچ امید و شغل و اینده ای برای خود نمیبینند یا باید بسیجی و سپاهی و مزدور بشوند و درس شکنجه گری و قاتلی را بخوانند و در زندانها انرا اجرا کنند تا شاید بتوانی زندگی روزمره خود را تامین کنند و یا باید به دزدی و قتل و جنایت دست بزنند و یا بدامن مواد مخدر بیفتند که در این صورت هرلحظه باید با مرگ و تحقیر و کشته شدن دست و پنجه نرم کنند . ایا راه دیگری هم هست؟ بله حتما، تکامل از میان اجبارات راه خود را باز میکند و به پیش میرود.

در هفته گذشته یک قتل فجیع را در جامعه دیدیم. یک جوان اهوازی همسر زیر سن خود را میکشد و سرش را هم میبرد و در خیابانهای اهواز میچرخاند. چطور ممکن است فردی به چنین درجه ای از شقاوت و بیرحمی رسیده باشد؟ باید ازجنس همان جلادها و شکنجه گر ها باشد یا از جنس همان افرادی که در قیام ابان ماه برروی جوانان معترض گلوله شلیک کردند و انها را کشتند و یا کور کردند. انها هیچ گناهی بجز اعتراض به خواسته های خود نداشتند. چه میگفتند؟ بنزین را گران نکنید، ما پول نداریم. در خوش بینانه تصور وی جوانی است که تمامی عمر خود را تحت اموزش و تربیت رژیم اخوندی بوده است و حالا. در مقابل مشکلات خود به شیوه اخوندی میخواهد تصمیم خود را بگیرد و انرا حل کند.

۴۰سال شکنجه و کشتار تاثیر. خود را در جامعه ما به نمایش گذاشته شده است. در جامعه اخوندی کلمه مجرم معنا و مفهوم خود را از دست داده است. از طرفی به فردی میگویند بزن و بکش و دزدی کن از طرف دیگر بستگی به اینکه کجای قدرت قرار گرفته ای و چه تصفیه حسابی را برای تو در نظر گرفته اند مجازات میشوی. به رئیسی نگاه کنید شش سال تحصیلات یک کوله بار از جرم و. جنایت و ادم کشی حالا سرانجامش شده است رئیس جمهور کشور بزرگ ما. به جنایتکاران دیگر نگاه کنید همگی ازاد و راحت زندگی خود را میکنند و معلمان اگاهی که در خیابان به حداقل معیشت خود اعتراض میکنند در زندان هستند در زیر شکنجه و بازجویی و اعتراف و اقرار.

به جوانانی نگاه کنید که مثلا جشن و پارتی گرفته و یا مجلس دوستان دورهمی داشته و هیچ تفریحی هم ندارد دستگیر میشود و در خیابانها به جرم خود ساخته اخوندی بعنوان ارازل و اوباش در خیابانها به گردش در میاید و تحقیر میشود. جرمش گاهی خال کوبی، مشروب خوردن و یا جوک برای اخوندها دراوردن است.

بله جامعه به نقطه ای رسیده است که دیگر ترسی از اجرای مجازات برای کسی باقی نگذاشته است. هیچ کس از رفتاری که در جامعه میکند پشیمان نیست و یا نا اگاهانه انجام نمیدهد. همه نتیجه جرم را هر چه باشد قبول میکنند و به ان افتخار هم میکنند. در تمامی جنایتهایی که در کشور رخ میدهد یک وجه مشترک دارد، هیچکس دیگر از عواقب کارش نمیترسد و به ان افتخار هم میکند. دیگر نه ترسی از مجازات است و نه پشیمانی . این همان نقطه ای است که اخوندهای جنایتکار، ایران عزیزمان را به این نقطه رسانده اند.

امروز بوسه زدن به طناب دار عنوان ترانه ها و شعرهای مردمی است.

به نوشته خبر فوری، یک کارشناسان علوم اجتماعی و جرم‌شناس رژیم میگوید:” اجرای مجازات وقتی اثرگذار است، که مجرم از کرده خود نادم و پشیمان شده باشد، ولی اکنون با مجرمانی مواجهیم که با افتخار از اعمال مجرمانه‌شان نظیر قتل یاد می‌کنند و ایستادگی مقابل پلیس را مایه بزرگی‌شان می‌دانند.بدون تردید، تسریع در مجازات اینگونه مجرمان نه فقط دردی را دوا نمی‌کند، بلکه سبب جری شدن سایر مجرمان هم می‌شود؛ لذا در وهله نخست باید به آسیب‌شناسی اینگونه رفتارها بپردازیم و سپس در اندیشه اشد مجازات مجرمان باشیم.

باید به این سوال پاسخ دا د آنان از کجا آمده‌اند؟ چهار دهه تحت آموزش مستقیم نظام آموزشی و رسانه‌ای رسمی کشور بوده‌اند و در یک محیط اقتصادی و اجتماعی خاصی زندگی می‌کنند، کارشان به جایی رسیده که اصولا درک و مساله‌ای به نام مرگ ندارند.”

بله اما همیشه تکامل از میان بن بستها راه خود را باز میکند و به پیش میرود. راستی چه باید کرد.جوانی که توان خارج شدن از کشور را نداشته است و یا به خاطر عشق به وطن برای ساختن میهن خود مانده و اماده است چه باید بکند. ؟ ایا باید مواظب فرد خود باشد. راه خوشبختی و تضمین در کجاست؟ مردم ایران باید این درس بزرگ را بعد از ۴۰سال گرفته باشند و انتخاب کنند. یا روزانه با چنین جنایتها و قتل ها و مصیبت ها مواجه شوند و یا برخیزند و با این رژیم که مسبب همه این بدبختی ها است بجنگند. با عزت و افتخار کشته شوند وزندگی میلیونها هموطن خود را نجات بدهند. باور کنید که راهی بجز سرنگونی این رژیم باقی نمانده است بقیه راهها سراب است یا باید همدست و همکار جنایتکاران بود و یا باید با انها جنگید و سرنگونشان کرد.

بله راه شرافتمندانه که تا به بعد به ان میشود افتخار کرد پیوستن به شورشگران مردم ایران است. با یکدیگر متمرکز شوید هر کمکی که میتوانید بکنید و دست در دست هم بگذارید تا از اختاپوس اخوندی از ضحاک. خامنه ای، خود و مردم ایران را نجات بدهید و باور داشته باشید که میتوانید هم خود و هم میهن را ازاد میکنید. پیروزی از ان شماست. این وعده حق و تکامل است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: