همدستی شاه وشیخ؛ وقتی با مماشات، مقاومت را خواستند زمین گیر کنند

محمود نیشابوری

‍ مقدمه: رقص شمشیر و عبا در سایه‌ سکوت

تاریخ معاصر ما بارها شاهد بوده که قدرت سیاسی واقتدار مذهبی، به‌ جای تقابل، دست در دست هم گذاشته اند. نه برای ایستادن مقابل دشمن بیرونی، که برای خاموش کردن صدای اعتراض درونی. «شاه وشیخ» دو روی یک سکه شدند: یکی با تاج، دیگری با عمامه. هدف مشترک؟ لغو تظاهرات مقاومت وتثبیت سیاست مماشات.

‍ نقض پیمان با مردم: از وعده تا خیانت

شاه در روزگار بحران، سوگند خورد که صدای ملت را بشنود. شیخ نیز از منبر فریاد زد که «ظلم را بر نمی‌تابیم». اما وقتی پای منافع به میان آمد، هر دو پیمان ‌شکنی کردند. اکنون ‍مقاومت سر فراز وسرشته بخون است که با نفی هر گونه دیکتاتور وسیاست مماشات بر خلاف خلف وعده شاه وشیخکان ریا کار صدای مردم وخواسته آنها مد نظرشان هست. به عنوان یک وظیفه…

نقض اول: بستن دهان خیابان 

تظاهرات مقاومت که قرار بود فشار بردیکتاتور را بیشتر کند، «مخل امنیت» خوانده شد. شاه با سرنیزه، شیخ با فتوا. یکی حکومت نظامی اعلام کرد، دیگری «حفظ نظام» را اوجب واجبات دانست. نتیجه: خیابان‌ها باید خالی می‌ شد، ومیدان برای مذاکره پشت پرده باز می‌ماند. گویا سیاست مماشات الگو برداری از شیخ وشاه کرده اند با لغو تظاهرات مسالمت آمیز مقاومت که نهایتاٌ پس مانده های شاه وشیخ را راضی کردند.

نقض دوم: قداست ‌بخشی به عقب ‌نشینی

سیاست مماشات نیاز به توجیه داشت. شاه آن را «عقلانیت سیاسی» نامید. شیخ، «تقیه» و«مصلحت». مقاومت که دیروز جهاد بود، امروز «تند روی» شد. کلمات عوض شدند تا شکست، پیروزی جلوه کند.

‍   سازوکارهمراهی: چطورتیغ و تسبیح یکی شدند؟

مقاومت، هزینه این معامله شدند

‍ میدان آزادی تا میدان های پاریس

علی‌رغم تمام محدودیت‌ها، هواداران پُرشور مقاومت کوتاه نیامدند. وقتی میدان اصلی شهر با تانک بسته شد، سه میدان فرعی شعله کشید. وقتی شیخ از بلندگوها «حرمت تظاهر» گفت، جوانان با دست‌ نوشته های «مقاومت واجب است» به خیابان آمدند.

در تهران، تبریز، مشهد واهواز، حلقه‌های کوچک اما مصمم شکل گرفت. وصدای این مقاومت از مرزها هم گذشت. در پاریس، میدانهای اصلی ‍ شاهد تجمع ایرانیان تبعیدی و دانشجویان بود؛ کسانی که ممنوعیت داخلی را به سخره گرفتند و فریاد زدند: «نه به مماشات». پلاکاردها به دو زبان بود، اما درد یکی بود.

حکومت نظامی بود، ولی شعار بر دیوار بود. تکفیر بود، ولی خون غیرت می‌جوشید. زنان با چادر سیاه، پیرمردها با عصا، دانشجویان با کتاب، آمدند تا بگویند: ”مماشات شما را نمی ‌پذیریم”.

دستگیرشان کردند، اما عکس‌هایشان دست‌ به ‌دست شد. بلندگوهارا گرفتند، اما زمزمه‌ها سرود شد. شاه وشیخ فهمیدند خاموش‌کردن خیابان به این سادگی نیست؛ چون هر بار که یک تجمع را لغو کردند، دو تجمع خود جوش متولد شد؛ از میدان انقلاب تا جای جای پاریس.

‍. سیاست مماشات: مُسکنی به نام مصلحت

مماشات همیشه با لبخند می‌آید. می‌گوید «جنگ به ‌صلاح نیست»، «فعلاً مدارا کنیم». اما تاریخ نشان داد هر بار که مقاومت به نام مصلحت تعطیل شد، صورت‌ حسابش را نسل بعد پرداخت.

مماشات شاه وشیخ سه خروجی داشت:

 مردم فهمیدند شعارها تا لب مرز منافع است. نیروی اجتماعی که باید در صحنه می‌ماند، خواستند خانه ‌نشین کنند. طرف مقابل دید که فشار خیابانی نیست، پس امتیاز بیشتری خواست.

‍. زخم‌های به ‌جا‌ مانده

لغو تظاهرات مقاومت، فقط لغو یک راهپیمایی نبود. لغو حق «نه گفتن» بود. وقتی شاه با چکمه وشیخ با استخاره آمدند تا مردم را از خیابان به خانه بفرستند، پیامی روشن مخابره شد: تصمیم جای دیگری گرفته می‌شود.

نتیجه؟ جامعه‌ای که بین «ترس از حکومت» و «ترس از تکفیر» گیر کرد. نسلی که آموخت فریادش نه قانونی است، نه شرعی. اما همان نسل، در همان محدودیت، از تهران تا پاریس ثابت کرد که می‌شود ایستاد…

‍. پایان ‌بندی: درس تلخ تاریخ

شاه رفت، شیخ ماند، یا شیخ رفت وشاه آمد؛ صورت‌ها عوض می‌شوند. اما فرمول «همراهی برای سرکوب مقاومت و توجیه مماشات» هربار تکرار شده.

زیبایی تاریخ در این نیست که همیشه قهرمان دارد. زیبایی ‌اش در این است که دروغ‌ها بالاخره رنگ می ‌بازند. نقض پیمان می‌ماند، همراهی برای سکوت می‌ماند، ومردم می‌مانند. مردمی که حتی زیر سنگین‌ ترین محدودیت، در چندین میدان شهر، از آزادی تا میدان های پاریس، آتش مقاومت را روشن نگه داشتند تا روزی دوباره خیابان را پس بگیرند برای آزادی ایران زمین.

سازوکار همراهی: چطور تیغ وتسبیح یکی شدند؟

همدستی شاه وشیخ یک اتفاق نبود. یک سازوکار بود. سازوکاری که در سه مرحله عمل کرد:

‍. جرم‌انگاری اعتراض

اول باید مقاومت را از «حق» به «جرم» تبدیل می‌کردند. شاه با قانون حکومت نظامی، هر تجمعی را «اغتشاش» نامید. شیخ با دستگاه فقاهتی خودش، برچسب «محارب» و «مفسد فی‌الارض» زد. تظاهرات مسالمت‌آمیز مقاومت، یک ‌شبه شد تهدید امنیت ملی وامنیت شرع. وقتی صورت‌ مسئله را عوض کنی، سرکوبش مشروع می‌شود.

‍. جایگزینی: مذاکره به‌جای مبارزه

مرحله دوم، بستن راه مقاومت وباز کردن راه مماشات بود. شاه پشت پرده با بیگان نشست تا بقای تاج را تضمین کند. شیخ هم «نرمش قهرمانانه» را تئوریزه کرد. هر دو به مردم گفتند: «هزینه مبارزه زیاد است، عقل حکم می‌کند کوتاه بیاییم». غافل از اینکه کوتاه‌ آمدن در برابر دیکتاتور، فقط اشتهایش را برای سرکوب بیشتر می‌کند.

‍. تطهیر عقب‌ نشینی با قداست و مصلحت

مرحله آخر، رنگ‌ زدن به تسلیم بود. دربار، عقب‌ نشینی را «تدبیرملوکانه» خواند. منبر، آن را «حفظ بیضه اسلام» نامید. رسانه‌های وابسته هم شروع کردند به تخریب آلترناتیو. مقاومت را «خشونت ‌طلب»، «جنگ ‌طلب» و «مانع صلح» معرفی کردند تا سیاست مماشات، تنها راه نجات جلوه کند. نتیجه؟ پس‌مانده‌های شاه وشیخ به هم لبخند زدند ومردم تاوانش را با خون و خفقان دادند.

بن‌بست مماشات، راهگشایی مقاومت

امروز نتیجه آن همدستی تاریخی روشن است: نه شاه ماند، نه شیخ مشروعیت دارد. سیاست مماشات فقط عمر دیکتاتوری مذهبی را طولانی کرد ورنج مردم را بیشتر. تظاهرات کهکشان‌ وارمردم ایران در دهه‌ های گذشته، مخصوصا قیام‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ ثابت کرد که جامعه ایران این معامله را نمی‌ پذیرد. مردم شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» دادند. یعنی نفی هر دو روی سکه استبداد.

در برابر این بن‌ بست، یک آلترناتیو ایستاده که از روز اول گفت نه به شاه، نه به شیخ. مقاومتی که با خون سرشته شد اما سر فرود نیاورد. تظاهراتش را لغو نکرد، شعارش را عوض نکرد، و پیمانش با مردم را نشکست.

افق روشن: طرح ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی برای ایران آزاد

راه خروج از این چرخه شوم «دیکتاتوری-مماشات-دیکتاتوری»، همان طرحی است که سال‌هاست شورای ملی مقاومت ایران ارائه داده. 

طرح ۱۰ ماده‌ای خانم رجوی رجوی ‍ نقشه راه ایران آزاد فرداست و نقطه مقابل تمام خیانت‌های شاه و شیخ.

شاه و شیخ با همدستی‌ شان خواستند مقاومت را زمین ‌گیر کنند و تظاهرات را لغوکنند. سیاست مماشات هم سوخت‌ رسان این خیانت شد. اما امروز، کهکشان تظاهرات مردم ایران و طرح ۱۰ ماده‌ای، نشان می‌دهد که آن معادله شکسته است.

ایران آزاد می‌شود، نه با تاج وتسبیح، نه با مذاکره پشت پرده، بلکه با ایستادگی بر سر پیمان با مردم با مقاومت. با جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت.

این است پاسخ به خلف وعده شاه وشیخکان ریاکار. این است وظیفه‌ ای که مقاومت، به‌ خون ‌تپیده و سربلند، بر دوش گرفته است وخانم رجوی راهگشای این مسیر پر افتخار بوده و هست.

قرار بود در یک میدان ویک مسیر تظاهرات باشد. هواداران و آزادیخواهان در چندین میدان تظاهرات پر شوری کردند. این نشان از عزم راسخ مقاومت سرخ فام می کند که نه به شاه ونه به شیخ ونه به مماشات…