ابوذر غفاری
مقدمه
در جهان امروز، بسیاری باور دارند که دوره کنونی تاریک ترین فصل تاریخ مدرن است؛ نه به دلیل کمبود امکانات مادی یا پیشرفتهای فناورانه، بلکه به دلیل فروریختن بنیانهای انسانی، فرهنگی، هنری، ادبی و به ویژه بنیان های اخلاقی و غیره.
این سقوط و افول اخلاقی، نه تصادفی، بلکه دقیقا نتیجه مستقیم مهندسی ذهن و فرهنگ توسط نظام مسلط جهانی است، نظامی که برای تثبیت سلطه خود، با پروپاگاندای شیادانه و دروغین، هر ارزش واقعی را بیاعتبار و هر ابزار رهایی را به ناحق «خطرناک» و “تابو” جلوه میدهد.
آری، اگرچه جهان امروز پر از ابزار پیشرفته، شبکههای ارتباطی و شعارهای پرزرق و برق درباره آزادی و حقوق بشر است. اما در بطن این همه جلوهگری، یک چیز بسیار مهم، اساسی و تعیین کننده از دست رفته است: معنا و اراده برای زیستن آزادانه و انتخاب آزادانه.
واقعیت این است که در پس پرده همه ظاهرسازی ها، آزادی خواهی ها و دموکراسی نمایی های دروغین و گول زننده، طبقات حاکم و شبکه جهانی سلطه با تمام قوا و با دقت و بیرحمی و به طرزی مرموزانه، ستون ها و پایه های اصلی آزادی انسان را هدف گرفتهاند و میکوشند آنها را به جرم تبدیل نموده و از آن ها “لولو خرخره” بسازند. در رأس این ارزشها که به طرزی هدفمندانه تحریفشده اند، دو پدیده و دو مقوله اساسی قرار دارند:
۱-آرمانگرایی و ایدئولوژی و نگرش فلسفی-اعتقادی هدفمند – همان نیرویی که آینده را میسازد، به مثابه موتور محرک تحولات اجتماعی عمل می کند، بر خلاف تصویرسازی منفی و کاذب امروزه، نیروی اصلی تغییرات عظیم و بزرگ تاریخی بوده، کارآ ترین و کارسازترین اهرم ریشه ای برای برقراری آزادی و دموکراسی و نیز مبنای اصلی پیشرفت، ترقی و رفاه در جامعه بوده و هست و در عین حال حقیقتی است که به جرم حق خواهی به غایت مظلوم واقع شده و این زخمی است که تاریخ بر دل حقیقت نهاده. هر کجا که حقیقت در پای قدرت ها یا روایت های مسلط ذبح و قربانی شده آرمان گرایی ضرورت پیدا کرده است. در یک کلام آرمان گرایی یک نیروی سازنده و بالنده است و نه، آن طور که به عمد نمایانده می شود، یک نیروی مخرب و ویرانگر، یک راه حل حقیقی است و نه یک رادع و مانع، راه گشا هست و نه راه بند، بن بست شکن است و نه بن بست ساز.
۲-حق دفاع و مقاومت مشروع برای ملل تحت ستم، حتی در شکل مسلحانه – آخرین سپر ملل و انسانها در برابر ظلم و یگانه طریق و روش نهایی خلق ها برای دستیابی به آزادی، رهایی و دموکراسی در مقابل سلطه مطلق و بی رحمانه استبداد و دیکتاتوری. این حق قانونی و مسلم اما به حاشیه رانده شده، به فریادی خاموش در غوغای بی عدالتی و به مظلوم ترین صدای عدالت تبدیل شده.

تابو کردن این دو مقوله چه نفعی برای نظام سلطه جهانی دارد؟
پاسخ به چرایی این سوال در این نهفته است که سیستم جهانی امروز بر دو اصل بنا شده: مصرفگرایی بیفکر و اطاعت بیچونوچرا.
آرمانگرایی، موجب آگاه شدن مردم میگردد، آن ها را از مصرف گرایی کور بیرون میکشد و مقاومت نیز اطاعت اجباری را در هم میشکند.
این دو، همچون امواج بیداری بخش علیه ساختار ناعادلانه قدرت نظام جهانی عمل میکنند. قدرتهای مسلط به خوبی میدانند که وقتی مردم آرمان و اراده مقاومت را با هم داشته باشند، هیچ ارتش، رسانه یا بانک جهانی نمیتواند آنها را برای همیشه در زنجیر نگاه دارد.
مردمی که آرمان خود را از دست بدهند، به سرعت متزلزل، ناامید و افسرده می شوند، در مقابل سختی ها ومشکلات سر خم می کنند، به وضوح جعل و تحریف حقایق را باور می کنند، به سادگی با تخفیفهای فروشگاهها ها فریب میخورند و…
و مردمی که حق مقاومت را از دست بدهند به راحتی تن به تسلیم، خفت و خواری می دهند و سرانجام حتی توان و اجازه اعتراض کلامی هم نخواهند داشت.
برای درک این مفهوم و این واقعیت بهتر است ابتدا نگاهی هرچند مختصر به معنا و مضمون حقیقی و اصیل دو مقوله فوق بیندازیم:
تعریف کلی و علمی آرمان گرایی:

آرمانگرایی یک نگرش یا مکتب فکری است که بر اهمیت ایدهها، ارزشها و اهداف عالی (آرمانها) در زندگی فردی و اجتماعی تأکید میکند.
در معنای اخلاقی و اجتماعی، آرمانگرایی به گرایشی گفته میشود که بر تحقق ارزشهای والای انسانی مانند عدالت، حقیقت و آزادی تأکید میکند.
تعریف کلی و علمی حق دفاع و مقاومت مشروع مسلحانه:
دفاع و مقاومت مشروع مسلحانه عبارت است از:
بهکارگیری سازمان یافته و هدفمند ابزارهای قهرآمیز و تسلیحاتی توسط فرد، گروه یا جمعیتی که در برابر تجاوز، اشغال سرزمین، استعمار، سلطه خارجی، یا نقض شدید و نظاممند حقوق بنیادین آنان صورت میگیرد؛ بهگونهای که این اقدام، در چارچوب اصول حقوق بینالملل و هنجارهای اخلاقی قابل توجیه بوده و بهعنوان آخرین راهحل برای دفع تهدید وجودی یا استیفای حق تعیین سرنوشت بهکار گرفته شود.
مقاومت مشروع مسلحانه بر خلاف اقدامات تروریستی، نه علیه غیرنظامیان بیگناه بلکه علیه نیروهای متجاوز و ساختارهای نظامی ـ حکومتی ناقض حقوق عمل میکند.
هدف نهایی آن دفع تجاوز، آزادسازی سرزمین، و تحقق حق تعیین سرنوشت است، نه کسب منافع شخصی یا فرقهای.
به بیان علمی، دفاع و مقاومت مشروع مسلحانه یک کنش حقوقی ـ سیاسی است که در شرایط استثنایی، بهعنوان آخرین ابزار مشروع برای مقابله با تجاوز یا سلب آزادی یک ملت به رسمیت شناخته میشود. این مفهوم بر توازن میان حق مقاومت و تعهد به رعایت حقوق بشردوستانه استوار است.
این حق مشروع و قانونی در اسناد متعدد سازمان ملل متحد از جمله در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل و نیز در قطعنامه های شماره ۳۲۱۴ و ۳۵۳۵ مجمع عمومی ملل متحد به روشنی و صراحت به رسمیت شناخته شده است.
پس درواقع معنا ومفهوم ساده داشتن آرمان و آرمان گرایی این است که اولا برای هر انسان، گروه، جامعه و هر ملتی داشتن هدف ضروری است و ثانیا این هدف باید در راستای ارزش های والای انسانی باشد.
و معنای روشن و صریح حق دفاع و مقاومت مشروع مسلحانه هم این است که وقتی سرزمینی اشغال شده، ملتی مورد تجاوز واقع شده اند و یا حق و حقوق ابتدایی یک ملت توسط حکومتی مستبد و دیکتاتور سلب شده و همه راه های اعتراضی و مسالمت آمیز هم امتحان و آزمایش شده و بی نتیجه مانده، پس بر اساس همه موازین انسانی، اخلاقی و بر مبنای قوانین بین المللی حق دفاع مسلحانه نه تنها مجاز، قانونی و مشروع می باشد بلکه ضروری و الزام آور هم می گردد و عدم پایبندی و اقدام به آن مترادف عمل نکردن به وظایف و مسئولیت های انسانی، اخلاقی و وجدانی است.
حالا سوالات اصلی این ها هستند که آیا داشتن هدف آن هم یک هدف والای انسانی گناه، جرم و یا چیز بدی است؟
و آیا در هیچ زمینه ای می شود بدون هدفمندی و داشتن هدف معین گام درست و تکاملی به پیش برداشت؟
آیا حق خواهی و مقابل ستمگر و دیکتاتور ایستادن و از آزادی و دمکراسی دفاع کردن و مقاومت در برابر سرکوب، آن هم وقتی که همه درها و راه ها بسته شده، خشونت، گناه و جرم است؟ و…. و
برای پاسخ به این سوالات و روشن شدن بیشتر مطلب فوق به موشکافی بیشتر این موضوع و جوانب دیگری از دو مقوله بالا می پردازیم:
آرمانگرایی یا ایدهآلیسم فلسفی دارای سابقه طولانی است؛ از سقراط و افلاطون تا فیلسوفان معاصر همچون کانت یا مارکس. این نگرش رأی به ایجاد جامعهای بهتر میدهد که در آن ارزشهای انسانی، اخلاقی و فرهنگی محقق شود. در عصر کنونی، با فساد، ریاکاری و فقدان اعتماد اجتماعی، این ایدهآلیسم گاه بهعنوان تابو یا شعار تخطئه میشود، در حالی که همان آرمانها بهعنوان زیربنایی برای نقد اجتماعی، بازسازی اخلاقی و عبور از بنبستهای سیاسی اهمیت دارند.
آرمان گرایی تنها یک مفهوم سیاسی نیست بلکه ریشهای عمیق در روان و فرهنگ بشری دارد.

. موتور تغییردرهر مقیاس است
نقش آرمان گرایی در زمینه های فردی، اجتماعی و ملی:
در زندگی فردی: انسان بیآرمان مثل کشتی بیقطب نماست؛ ممکن است حرکت کند، ولی بیجهت و فرسوده. آرمان، هدف زندگی را مشخص و از روزمرگی پوچ جلوگیری میکند. دانشمندان، هنرمندان، مخترعان، قهرمانان اخلاقی و همه کسانی که جهان را تغییر دادند، ابتدا یک تصویر بزرگ و آرمانی در ذهن داشتند.
در زندگی جمعی و ملی: هیچ انقلاب، اصلاحات جدی یا جهش تمدنی بدون یک آرمان مشترک رخ نداده است. انقلاب فرانسه، جنبش لغو بردهداری، مبارزات ضد استعماری و جنبش های آزادیبخش همه بر شانه آرمانگرایی ایستادهاند.
پس با اطمینان می توان گفت که آرمان مثل اکسیژن است؛ وقتی حذف شود، انسان و جامعه بیصدا خفه میشوند.
کارکرد اصلی آرمان گرایی:
ترسیم تصویر جامعهای عادلانه و آزاد.
ایجاد همبستگی فکری و روحی میان افراد.
مقاومت در برابر ابتذال و نسبیگرایی اخلاقی که سلطهگران ترویج میکنند.
چرا آرمان گرایی هدف حمله نظام سلطه جهانی است؟
زیرا نظام سلطه میداند که انسان بیآرمان، تسلیمپذیر، منفعل و مصرفگرای بیآزار است. برای همین آرمانگرایی را با برچسبهایی چون «ایدئولوژی خطرناک»، «افراطیگری» یا «غیرعملی بودن» تخریب میکند.
نقش و کارکرد حق دفاع و مقاومت مشروع
حق مقاومت، بهویژه در شکل مسلحانه، ضامن نهایی بقای آزادی است. تاریخ نشان میدهد که قدرتهای ستمگر، هیچگاه با نصیحت یا خواهش، سلطه خود را کنار نگذاشتهاند. مقاومت فعال—گاه مسالمتآمیز، و گاه مسلحانه—تنها اهرم واقعی بازدارندگی و رهایی بوده است.
کارکرد اصلی دفاع و مقاومت مشروع:
ممانعت از تثبیت سلطه دیکتاتور و اشغالگر.
ایجاد هزینه سیاسی و نظامی برای متجاوز.
حفظ کرامت و هویت ملی در برابر نابودی تدریجی.
چرا حق دفاع و مقاومت مشروع هدف حمله نظام سلطه جهانی است؟
چون اگر این حق به رسمیت شناخته و اجرا شود، معادلات قدرت جهانی به هم میریزد. به همین دلیل، قدرتهای بزرگ تلاش میکنند آن را «تروریسم» یا «خشونت کور» بنامند، در حالی که تاریخ و حقوق بینالملل مشروعیت آن را تأیید کردهاند.
مکانیسمهای طرد و تخریب این دو پدیده توسط نظام مسلط:
سیستم حاکم بر جهان، با استفاده از ابزارهای زیر، این دو ستون آزادی را تضعیف و بیاعتبار میکند:
برچسبگذاری منفی: استفاده از واژههایی مانند «افراطی»، «خشونتطلب»، «ایدئولوژیک»، «تروریست» برای جدا کردن این پدیدهها از وجدان عمومی.
مهندسی رسانهای: روایتسازی یکجانبه که مقاومت را جرم و تسلیم را فضیلت معرفی میکند.
تقطیع تاریخی: پنهان کردن نمونههای موفق مقاومت مسلحانه و تمرکز بر شکستها برای ایجاد یأس.
قانونگذاری گزینشی: تفسیر محدود قوانین بینالملل به نفع دولتها و علیه ملتهای بیدولت یا اشغالشده.
ضرورت حیاتی این دو پدیده:
اگر آرمانگرایی حذف شود، جامعه به تودهای منفعل و بیهدف تبدیل میشود که در بهترین حالت به اصلاحات سطحی رضایت میدهد.
اگر حق مقاومت مشروع سلب شود، سلطهگران بدون هیچ ترسی به چپاول، سرکوب و نابودی فرهنگی ادامه میدهند. حق مقاومت مشروع در حقیقت بهعنوان بیمهنامه بقا و عزت است و نه یک جرم.
به بیان ساده تر، آرمانگرایی جهت را مشخص میکند، و مقاومت مشروع مسیر را باز میکند.
بدون یکی، دیگری بیثمر میماند. بین این دو پدیده یک رابطه دیالکتیکی متقابل و ارگانیک و تنگاتنگ وجود دارد.
نتیجهگیری:
امروز بیش از هر زمان دیگری، بازسازی اعتبار این دو ستون، پیششرط هر حرکت رهاییبخش و حتی هر اقدام و عملکرد انسانی و اخلاقی است. این وظیفه فقط حقوقی یا فلسفی نیست، بلکه یک مسئولیت تاریخی و وجودی است که به بود و نبود اصالت و هویت بشر مرتبط می باشد.
همانطور که تجربه الجزایر، ویتنام، اریتره و برخی کشورهای دیگر نشان می دهد، ترکیب آرمان روشن با اراده مقاومت فعال با نیروی فعال و محرکه عظیمی که ایجاد می کند میتواند حتی بزرگترین امپراتوریها را به عقبنشینی وادارد. می تواند دیواره ضخیم، کثیف و آلوده دروغ، تحریف، فریب و شیطان سازی را در هم بشکند و نیست و نابود کند.
درست برخلاف تصور به غایت اشتباه القاء شده توسط نظام کنونی مسلط بر جهان، انسان و جامعه بدون برخورداری از آرمان و مقاومت هویت و ماهیت حقیقی خود را از دست خواهند داد.
بی آرمانی و بی هدفی = نیهیلیسم و پوچی گرایی
هر چقدر هم که به آن رنگ و لعاب مدرنیزه داده شود.
تاریخ و زمان بهترین و عادل ترین قاضی است و بی شک آینده درخشان انسان ها به این مسئله بیشتر و بهتر گواهی خواهد داد. بشر چشم به افق روشن آگاهی دوخته و شعله های فروزان آگاهی و بیداری آحاد بشری ویروس های کشنده و مرگبار جعل، تحریف و دروغ پردازی را پودر و خاکستر خواهد نمود. در این تردیدی نیست.



















