ابوذر غفاری
مقاله اول: درآمدی بر نقد سلطنت طلبان وپادشاهی خواهان – مقدمه مجموعه مقالات
سلطنت طلبان وپادشاهی خواهان در سالهای اخیرتلاش کردهاند با تحریف تاریخ ونوستالژی سازی، چهره واقعیت را معکوس جلوه داده وبا آمارسازی و تبلیغات کاذب و خودساخته، خود را آلترناتیو آیندهٔ ایران جا بزنند. آنچه که آن ها ارائه می کنند نه روایت علمی وواقعی از تاریخ، بلکه تصویری مجازی ووارونه از گذشته است. بوقچیهایشان به طورمستمرچند موضوع گزینشی را دربوق و کرنا میکنند و رسانههای همراهشان به دکانهایی برای حراج و مزایده «نوستالژی قلابی» بدل شده وبه مثابه ویترینهای پر زرق و برق جهت فروش تصاویری جعلی از دوران پهلوی عمل میکنند. رسانههایی که خود را درظاهر صدای اپوزیسیون نشان میدهند اما درواقع مبدلهایی برای بازتولید نوستالژی قلابی هستند که کالا (یعنی تصویر سازی مطلوب از گذشته) را بسته بندی وعرضه میکنند. محتوای این بسته بندی اغلب ناقص، گزینشی وفاقد استدلال تاریخی واجتماعی است. در نتیجه، آنچه به عنوان «حقیقت تاریخی» پخش میشود، در بسیاری موارد کاریکاتوری مضحک ویک بعدی از واقعیت است ونه تحلیلی مستند و انتقادی.
گرچه سلطنت طلبان وپادشاهی خواهان میکوشند میان خود مرزبکشند، اما دربنیاد تفاوتی ندارند: هر دو جریان درعمل به دنبال بازتولید یک نظام موروثی و استبدادیاند که تاریخ معاصر ایران بهای سنگین آن را پرداخته است. این مجموعه تلاش دارد هردو طیف را با اتکاء به دادههای تاریخی واصول دموکراسی بررسی کند.
به هر حال اصلی ترین ویژگی بارز این هر دو جریان، بیگانگی با علوم اقتصاد سیاسی است. اگر هم در موارد معدودی سراغ آن میروند، نسخهای تحریف شده وخاص خودشان را عرضه میکنند تا
ناکارآمدی گذشته را توجیه کنند. همزمان با این کاستی معرفتی، چند تاکتیک رایج درگفتمان این ها همواره موج میزند:
وارونه نمایی واقعیات، بازنمایی اغراقآمیز و”سفید شویی تاریخ”
سفید شویی تاریخ یعنی گزینشی برگزیدن وقایع، حذف عامدانه مقاطع منفی وساختن روایت اسطورهای از گذشته، عملی که چهره تاریخی دورهها را اعوجاج میدهد وهر تحلیل انتقادی را ناممکن میسازد. این شیوه تنها تحریف تاریخ نیست، بلکه ابزاری سیاسی برای مشروعیت سازی است. چرا که اگر بتوان گذشته را به گونه ای بازسازی کرد که همه چیز مثبت جلوه کند، آسان تر میتوان بازگشت به همان الگوها را تبلیغ کرد.
در غلغله وهیاهوی این وارونه گوییها، حذف سرکوبها، سانسور دستاوردهای مردم، بزک کردن استبداد وشکنجه واعدام به عنوان «ثبات» یا «پیشرفت» جزء شگردهای ثابت ودائمی این جریان کهنه گرا ومتعفن تاریخی است.
پیامد این آمیخته ومعجون «نوستالژی سازی قلابی + کم دانشی نظری + رسانه پراکنی نمایشی» به وضوح سیاسی است ورقابت بر سر روایت، تا حد زیادی جای رقابت بر سردیدگاهها وبرنامه های عملی را گرفته است. بنابراین رویا رویی با این جریان، یک تقابل سیاسی وصرفاً یک بحث تاریخی ونظری ساده نیست؛ این یک «جدال سهمگین میان حقیقت وتوهم» است. جدالی که ابعاد اخلاقی، معرفتی، فرهنگی وعملی دارد وپیامدهای آن برای آینده جامعه ایرانی تعیین کننده خواهد بود. این مجموعه میکوشد با اتکا به منطق، مستندات تاریخی ومعیارهای دموکراسی نشان دهد که سلطنت طلبان وپادشاهیخواهان نه راه حلی برای آینده ایراناند ونه صدایی برای آزادی.آنچه ارائه میدهند چیزی جز بازتولید استبداد به بهای فریب افکارعمومی نیست.
باید از همین ابتدا روشن نمود که پرداختن به همه زوایا وادعاهای این طیف در چارچوب یک مقاله امکانپذیر نیست. مباحث مربوط به تاریخ، اقتصاد، جامعه شناسی سیاسی، روابط خارجی وفرهنگ سیاسی که سلطنت طلبان به شیوهای گزینشی ومغرضانه به آنها ارجاع میدهند، آنقدر گسترده وچندوجهیاند که دستکم مجموعه چند کتاب فصل بندیشده را میطلبند. بنابراین رویکرد این نوشته «پکیج مقالات پی درپی، مرتبط به هم وموضوع محور» خواهد بود: هر مقاله یک موضوع ویک ستون مشخص را بررسی خواهد کرد ودرنهایت این مجموعه مقالات تصویری منسجم ومستند از واقعیت ارائه خواهند داد.
در سلسله مقالات آتی وپیش رو، محور به محور به تمامی ادعاهای این جریان پرداخته خواهد شد؛ از ادعای آزادی دردوران پهلوی و مدرنیزه سازی تا برداشتهای نژاد پرستانه شان از هویت ایرانی، از تحریفات تاریخی تا کارکردهای مخربشان در جنبشهای اعتراضی امروز. هدف آن است که با رویکردی منطقی، علمی ومستند نشان داده شود چرا بازگشت به سلطنت نه تنها راه حل نیست، بلکه تداوم بن بست تاریخی استبداد است.
سخن پایانی:
دراین نوشته تنها به مقدمه این مجموعه مقالات اشاره گردید ودرمقالات بعدی، یک به یک به ادعاهای این جریان پرداخته خواهد شد. مقاله دوم ونخستین گام درراستای بحث فوق، بررسی ادعای پرسر وصدای آنها درباره «مدرنیزاسیون وپیشرفتهای صنعتی واقتصادی» در دوره پهلوی خواهد بود.
این مقدمه آغاز راه است: خوانندهٔ هوشمند باید بداند آنچه پیش روست، هدفش روشن ساختن حقیقت در برابرتوهم ساختگی است. این مجموعه میخواهد هم صدا باشد با مطالبه عمومی برای استقلال فکری، شفافیت تاریخی وتقدم منافع مردم ایران برهرنوع بازگشت افسارگسیخته به گذشته بسته ودیکتاتوری.
رویکرد این مجموعه مقالات وهر آنچه در پی این مقدمه خواهد آمد، بر پایه مستندات، منطق انتقادی وتکیه برمنابع معتبرخواهد بود. هدف صرفاً تخریب تبلیغات رقیب نیست؛ هدف اصلی نمایاندن سازو کارهای اشتباه، نشان دادن هزینههای بازگشت به آن الگوها وارائه بدیلهایی مبتنی برآزادی، دموکراسی ونهادسازی است. این مجموعه قصد دارد آن ادعاها را «از منظر تاریخ، منطق سیاسی ومنافع عمومی» واکاوی کند.



















