از ویرانی تا توهم نجات؛ راهی که به بن‌ بست می‌رسد

ابوذر غفاری

نقد میانبُرهای خطرناک در سیاست

در لحظات بحرانی تاریخ، آنچه بیش از هر چیز اهمیت می ‌یابد، نوع نگاه ما به “راه نجات” است. آیا رهایی از دل جامعه می‌ جوشد یا از بیرون تحمیل می‌شود؟

تنش‌ها و درگیری‌های اخیر میان آمریکا و اسرائیل با رژیم حاکم بر ایران، بیش ازهر زمان دیگری پاسخ به این پرسش را به طرزی عینی و ملموس، روشن ساخته است.

این جنگ ویرانگر تا همین الآن به وضوح نادرستی وغلط بودن این توهم خطرناک را ثابت نمود که جنگ می‌تواند راه ‌حل باشد وگویی می‌توان از دل آتش وویرانی، آزادی وثبات بیرون کشید. توهمی پوچ وپوشالی که هزینه گریزان وبیگانه پرستان به آن دامن زده و می زنند و قیمت آن را هم به سنگین ترین وجه مردم ستمدیده ما پرداخت می‌کنند.

تجربه وواقعیت‌های میدانی به خوبی نشان می دهد که جنگ، پیش از هر نتیجه سیاسی، با نابودی زیرساخت‌ها، فروپاشی اقتصادی ومهم‌ترازهمه، با تلفات انسانی سنگین همراه است. آنچه بر جای می‌ماند، نه یک جامعه آزاد، بلکه مردمی زخمی، پراکنده وخسته است که باید سال‌ها هزینه بازسازی آنچه از دست رفته را بپردازند.

در کنار این، امید بستن به قدرت‌های خارجی نیز خطایی است که بارها تکرار شده است. در نظام بین‌الملل، هیچ کشوری نقش ناجی ندارد؛ هر قدرتی در پی منافع خود است. حتی اگر مداخله‌ای با شعارهای جذاب آغاز شود، در عمل اغلب به افزایش وابستگی، تضعیف حاکمیت ملی وتعمیق شکاف‌های اجتماعی می‌انجامد. تجربه‌های مشابه در نقاط مختلف جهان، این واقعیت را بارها تأیید کرده‌اند.

پیوند جنگ ‌طلبی با اتکای به بیگانه، زمانی خطرناک ‌تر می‌شود که با یأس وخشم اجتماعی همراه گردد. در چنین فضایی، راه‌حل‌های سریع ومیان‌بُر، از جنگ گرفته تا تکیه بر نیروی خارجی یا بازگشت ناگهانی یک ساختار سیاسی، به‌اشتباه جذاب به نظر می‌رسند. اما این مسیرها، به‌جای حل ریشه‌ای مشکلات، آن‌ها را پیچیده‌ تر وعمیق‌تر می‌کنند.

حقیقت این است که مسئله اصلی، نه تغییر ناگهانی قدرت، بلکه توانایی یک جامعه در ساختن نهادهای پایدار، پاسخگو و برآمده از اراده مردم است. بدون چنین بنیانی، هرتغییری حتی اگر با هزینه‌های سنگین جنگ همراه باشد، می‌تواند به بازتولید همان چرخه‌های استبداد وبی‌ثباتی منجر شود.

اصل بنیادین روشن است: سرنوشت هر کشور باید به دست مردم همان کشور و از مسیرهای آگاهانه و مسئولانه رقم بخورد. هیچ جنگی، هیچ قدرت خارجی وهیچ “ناجی”ای نمی‌تواند جایگزین بلوغ سیاسی یک ملت شود.

امروز، در سایه دود وآتش درگیری‌ها، این پرسش حیاتی‌تر از همیشه است: آیا به دنبال نجاتی از بیرون هستیم، یا ساختن آینده‌ای از درون؟ پاسخ به این پرسش، مرز میان واقع‌بینی وتوهمی است که بهای آن را نسل‌ها خواهند پرداخت.