ایران؛ راهی میان نفی استبداد وانتخاب آزادی

محمود نیشابوری

ایران امروز در یکی از حساس ‌ترین وسرنوشت‌ سازترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ سرزمینی که مردمش سال‌هاست هزینه سنگین استبداد، سرکوب، فقر، تبعیض وبی‌عدالتی را می‌پردازند. در یک سوی این واقعیت تلخ، اعدام و زندان و سرکوب سیاسی قرار دارد و در سوی دیگر، فشار اقتصادی، فساد، غارت منابع ملی و فرسایش امید اجتماعی.

در چنین شرایطی، مسئله ایران دیگر تنها تغییر یک دولت یا جابه‌جایی چند چهره سیاسی نیست. مسئله، پایان دادن به چرخه ‌ای است که در آن قدرت، به جای مردم، بر مردم حکومت کرده است.

زنان ایران در خط مقدم این رنج ودر عین حال در خط مقدم مقاومت ایستاده‌اند. زنی که برای ابتدایی ‌ترین حقوق خود مبارزه می‌کند، دانشجویی که صدای اعتراضش را خاموش نمی‌کند، کارگری که برای نان وکرامت انسانی خود به خیابان می‌آید وخانواده‌ای که عزیز خود را در زندان یا پای چوبه دار از دست می‌دهد، همگی یک پرسش مشترک دارند:‍

آیا ایران می‌تواند روزی کشوری باشد که در آن انسان از ترس حکومت نکند، بلکه حکومت از رأی و اراده انسان مشروعیت بگیرد؟

پاسخ به این پرسش، به نظر من، در بازگشت به گذشته یا در آویختن به یک قدرت خارجی نیست.

ایران نه به شاه نیاز دارد ونه به شیخ؛ نه به استبداد سلطنتی و نه به استبداد مذهبی. آینده ایران باید متعلق به مردم ایران باشد.

از همین منظر، نفی کامل هر دو تجربه استبدادی شاه وشیخ، برای من به معنای نفی تاریخ ومردم ایران نیست؛ بلکه به معنای نفی حکومت‌هایی است که حق تعیین سرنوشت مردم را ازآنان سلب کرده‌اند. ایران فردا باید بر پایه رأی آزاد مردم، کثرت‌گرایی، حقوق بشر وبرابری شهروندان بنا شود.

اما در این میان، یک نکته اساسی وجود دارد: نفی گذشته به تنهایی کافی نیست. جامعه ‌ای که می‌خواهد از استبداد عبور کند، به یک چشم‌انداز روشن برای فردای خود نیاز دارد.

طرحی برای فردای ایران

طرح ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی، ‍ چارچوبی برای چنین آینده‌ای ارائه می‌کند: جمهوری مبتنی بر رأی آزاد مردم، آزادی بیان واحزاب واجتماعات، لغو حکم اعدام، جدایی دین و دولت، برابری کامل زنان و مردان، قوه قضائیه مستقل، رفع تبعیض، فرصت‌های برابر اقتصادی، حفاظت از محیط‌ زیست و ایرانی غیراتمی و صلح جو.

اهمیت این اصول درآن است که آزادی را فقط به تغییر حاکمان محدود نمی‌کند. آزادی باید در زندگی روزمره مردم معنا پیدا کند؛ در آزادی بیان، در حق انتخاب پوشش، در برابری زن ومرد، در حق تشکیل حزب وتشکل، در استقلال دادگاه و در پایان دادن به مجازات اعدام

جامعه‌ ای که در آن انسان حق دفاع از خود را نداشته باشد، دادگاه مستقل نداشته باشد وجان انسان به حکم قدرت سیاسی گرفته شود، نمی‌تواند جامعه‌ای آزاد باشد.

از این رو، ایران بدون اعدام تنها یک شعار نیست؛ معیاری است برای سنجش میزان فاصله یک حکومت با کرامت انسانی.

همچنین برابری زنان تنها یک بند در یک برنامه سیاسی نیست. زنان نیمی از جامعه ایران هستند وبدون مشارکت برابر آنان درعرصه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، سخن گفتن از دموکراسی کامل نخواهد بود. طرح ۱۰ ماده‌ای نیز بر برابری کامل زنان و مردان و حق انتخاب آزادانه آنان در عرصه‌های گوناگون زندگی تأکید دارد.

ایران را نباید به قدرت‌های خارجی سپرد

اما یک اصل دیگر نیز برای آینده ایران حیاتی است.: استقلال

ایران آزاد نباید دست نیاز خود را به سوی قدرت‌های خارجی دراز کند تا سرنوشتش را آنان تعیین کنند. هیچ کشور خارجی، هر اندازه قدرتمند، نمی‌ تواند جای مردم ایران را بگیرد.

تغییر پایدار زمانی معنا دارد که از اراده مردم ایران سرچشمه بگیرد وهزینه و مسئولیت ساختن ایران آینده نیز بر دوش خود ایرانیان باشد.

ایران باید برپای خود بایستد؛ با سرمایه انسانی خود، با کارگران و کشاورزان و دانشجویان و زنان و جوانانش، با ایرانیان داخل و خارج کشور و با استقلال سیاسی و اقتصادی.

این استقلال البته به معنای انزوا نیست. ایران آینده می‌تواند با جهان رابطه‌ ای سازنده، برابر ومسالمت‌آمیز داشته باشد؛ اما رابطه با جهان باید بر اساس منافع ملی، احترام متقابل و انتخاب آزادانه مردم ایران باشد.

مسئله فقط سرنگونی نیست؛ مسئله ساختن است

یکی از بزرگ‌ترین خطرها برای آینده ایران این است که جامعه تنها بر «نه» گفتن متوقف بماند.

نه به استبداد، نه به سرکوب، نه به اعدام، نه به تبعیض ونه به غارتگری، آغاز راه است؛ اما کافی نیست.

پس از آن باید گفت:

آری به آزادی.

آری به جمهوری مبتنی بر رأی مردم.

آری به برابری زن و مرد.

آری به عدالت.

آری به استقلال قضایی.

آری به جدایی دین از دولت.

آری به ایران غیراتمی و صلح‌ جو.

آری به اقتصادی که ثروت ملی را برای رفاه مردم به کار گیرد، نه برای منافع گروه‌های قدرت.

این همان نقطه‌ ای است که «مقاومت» باید از یک نیروی مخالف حکومت به یک نیروی مسئول در برابر آینده مردم تبدیل شود؛ آینده‌ای که در آن هیچ گروهی حق ندارد خود را صاحب همیشگی قدرت بداند.

طرح ۱۰ ماده‌ای نیز بر انتقال حاکمیت به مردم وبرگزاری انتخابات آزاد و تشکیل مجلس مؤسسان تأکید کرده است.

امید ایران، خود مردم ایران‌اند

امروز شاید بسیاری از ایرانیان خسته باشند. شاید سال‌ها سرکوب، فقر، مهاجرت، فساد وناامیدی، باور به آینده را دشوار کرده باشد.

اما تاریخ ملت‌ها نشان داده است که امید همیشه ازدل آسان‌ ترین روزها زاده 

نمی ‌شود؛ گاهی درست در تاریک ‌ترین شب‌هاست که انسان تصمیم می ‌گیرد چراغی روشن کند.

ایران ثروت اصلی خود را در نفت وگاز ومعادن خلاصه نمی‌ کند. بزرگ‌ ترین سرمایه ایران، مردم آن هستند؛ مردمی که با وجود همه فشارها هنوز رؤیای آزادی را زنده نگه داشته ‌اند.

از این رو، راه آینده نه بازگشت به گذشته است ونه انتظار برای یک ناجی خارجی.

راه آینده، مردم ایران‌اند.

مردمی که باید بتوانند بدون ترس رأی بدهند، آزادانه سخن بگویند، آزادانه انتخاب کنند، از حقوق برابر برخوردار باشند وحکومت خود را خودشان تعیین کنند.

اگر قرار است چرخه استبداد برای همیشه شکسته شود، ایران باید از «حاکمیت فرد» به «حاکمیت مردم» عبور کند.

واگر قرار است مقاومت مردم به آزادی منتهی شود، آن آزادی باید در نهایت به انتخاب خود مردم احترام بگذارد.

سخن آخر

ایران آینده را نمی‌توان با حسرت گذشته ساخت ونمی‌ توان با ترس از آینده از حرکت بازداشت.

شاه وشیخ، هردو باید به تاریخ سپرده شوند؛ نه برای فراموش کردن گذشته، بلکه برای آنکه استبداد در هیچ شکل تازه‌ ای دوباره متولد نشود.

ایران آینده باید کشوری باشد که درآن هیچ مادری از اعدام فرزندش نترسد؛ هیچ زنی به دلیل زن بودن از حقوقش محروم نشود؛ هیچ روزنامه‌ نگاری به جرم حقیقت‌ گویی زندانی نشود؛ هیچ شهروندی به خاطر عقیده، دین، قومیت یا گرایش سیاسی خود تحقیر نشود و هیچ قدرتی نتواند خود را بالاتر از رأی مردم قرار دهد.

طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، با تأکید بر همین اصول، خود را به‌ عنوان یک برنامه برای ایران آزاد وجمهوری مبتنی بر رأی مردم معرفی می‌کند.

آینده ایران اما در نهایت باید با رأی خود ایرانیان تعیین شود.

نه شاه، نه شیخ؛ نه وابستگی، نه استبداد.

آری به ایران آزاد، دموکراتیک، کثرت‌گرا، مستقل و غیراتمی.

ایران می‌تواند دوباره روی پای خود بایستد؛ اگر مردمش باور کنند که آینده را نه قدرت‌ها، بلکه خود آنان می‌سازند.