محمود نیشابوری
ایران امروز در نقطهای ایستاده است که دیگر هیچ واژهای نمیتواند عمق فاجعه را پنهان کند. طنابهای دار که هر سپیدهدم در گوشهای از این سرزمین برافراشته میشود، فقط جان یک انسان را نمیگیرد؛ نفس یک ملت را میبرد. اعدام، به ابزار روزمره حکومتی تبدیل شده که جز با خون نمیتواند بماند.
در کنار آن، جامعهای را میبینیم که از درون پوسیده است؛ از بیکاری جوانان تحصیلکرده تا اعتیاد و فقر و کودکان کار و فروش کلیه برای نان شب. این نارساییها تصادفی نیست، محصول مستقیم حکومتی است که ثروت ملی را به غارت برده است.
زن ایرانی، که باید نماد زندگی وپیشرو بودن باشد، در زیر سایه سرکوب سیستماتیک و تحقیر قانونی له میشود. اجحاف علیه زنان، فقط حجاب اجباری نیست؛ نفی هویت نیمی از جامعهای است که میخواهد آزاد باشد وسرنوشت خود را بسازد.
ودر راس این ویرانه، سران غارتگر ایستادهاند. از خزانه خالی تا نفت فروخته شده به بهای حمایت از تروریسم و پروژههای اتمی ضد ایرانی که جز انزوا و تحریم برای مردم نداشته است. دزدی در این نظام، یک فساد نیست، خود نظام است.
در چنین شرایطی، تجربه به ما آموخت که مردم ایران دیگر فریب دور باطل را نخواهند خورد. نه بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی شاه، و نه ماندن در جهنم ولایت شیخ، پاسخ درد امروز نیست. هر دو، دو روی یک سکه استبدادند. تنها امید واقعی، نفی کامل هر دو است.

و از همینجاست که باید با صراحت گفت: فرصت طلبانی که دستی در آتش ندارند، اما با وقاحت تمام روبروی سازمان و مقاومتی میایستند که سرشتش با خون بهترین فرزندان این میهن عجین شده است، نه آلترناتیو، که مانع آزادیاند. جریانی که پنجاه سال ایستادگی، شکنجه، اعدام وتبعید را به جان خریده، اما هرگز زانو نزده، شایسته رهبری این انقلاب است.
در میان همه تاریکیها، یک افق روشن، یک طرح مدون ویک شانس واقعی وجود دارد: طرح ده مادهای خانم مریم رجوی.
چرا این طرح، یگانه شانس ایران است؟
چون بر سه أصل خدشه ناپذیر بنا شده که هیچ جریان دیگر حاضر به پذیرش صادقانه آن نیست .

این مقاومت، دستش را به سوی هیچ قدرت خارجی دراز نکرده است. استقلال مالی و سیاسی آن، ضامن استقلال فردای ایران است. نه به دنبال ارباب خارجی است ونه به دنبال قیم. دولتی ضد اتمی وضد اعد ام در دنیایی که رژیم ایران را با بمب اتم وطناب دار
میشناسند، این طرح میگوید ایران فردا نه سلاح اتمی میخواهد ونه حتی یک اعدام. ایرانی که الگوی صلح باشد، نه کانون جنگ وترور.
آزادی و برابری واقعی از جدایی دین و دولت، تا خودمختاری ملیتها، تا برابری کامل زن و مرد در همه عرصهها، تا آزادی بیان و احزاب و لغو کامل سانسور و تفتیش عقاید. جمهوریای بر پایه آرای مردم، نه وراثت شاه ونه ولایت فقیه.
این انقلاب، انقلاب زنان است. انقلابی که نامش با خون هزاران زن و مرد شورشی گره خورده، نمیتواند به چیزی کمتر از یک رهبری زنانه و انقلابی رضایت دهد که خود دههها پرچمدار مقاومت علیه زن ستیزی بوده است.
ایران فردا، نه با لابیهای خارجی ساخته میشود، نه با قرض گرفتن از این وآن، بلکه روی پای مردم خود میایستد. مردمی که تشنه آزادیاند وبهای آن را هر روز میپردازند.
آری، تنها راه رهایی، نفی کامل شاه وشیخ وهمه جریانهای حاشیه نشین فرصت طلب است وآری گفتن قاطع به تنها آلترناتیو سازمان یافته، مستقل وخون بار؛ مقاومتی که با طرح ده مادهای خانم رجوی، نقشه راه ایران آزاد و دموکراتیک فردا را روشن کرده است.



















