ابوذر غفاری
بایستگی عبور از چرخه تکرار
نگاهی به تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که ساختار قدرت، بارها در قالبهای متفاوت بازتولید شده است. با وجود تغییر ظاهری حکومتها، یک ویژگی همواره ثابت باقی مانده:
تمرکز قدرت در بالا وحذف نقش واقعی مردم. این الگو، جامعه را در چرخهای از تکرار وبنبست گرفتار کرده است.
ایران امروز در آستانه یک انتخاب ساده نیست؛ در برابر یک تعیین تکلیف تاریخی ایستاده است. دیگر زمان بازی با واژهها وپنهان شدن پشت تحلیلهای خنثی گذشته است. مسئله روشن ترازهمیشه است: ادامه چرخه فرسوده قدرت، یا شکستن آن برای همیشه.
یک قرن و نیم است که سرنوشت این سرزمین میان دو قطب در نوسان بوده؛ دو جریانی که هرچند در ظاهر متضادند، اما درعمل دو روی یک سکهاند: تمرکز قدرت، حذف مردم، و بازتولید وابستگی. نتیجه چه بوده؟ عقبماندگی، سرکوب، و انباشت بحران.
امروز هم همان بازی در حال تکرار است. همان دوگانههای فریبنده، همان قطب بندیهای ساختگی، همان تلاش برای کشاندن مردم به انتخابی که از پیش باخته است. اما واقعیت این است که هیچکدام از این دو مسیر، آیندهای برای ایران ندارند.
یکی از مهمترین موانع عبور از این وضعیت، تحمیل یک دوگانه کاذب به جامعه است؛ دوگانهای که مردم را ناگزیر میکند میان گزینههایی انتخاب کنند که هردو، دربنیان، مشابهاند. این نوع قطب بندی، نه تنها راهحل نیست، بلکه خود بخشی از مسئله است؛ زیرا امکان شکل گیری گزینههای واقعی را ازبین میبرد.
ایران از این بنبست با موشک وجنگ عبور نمیکند؛ با جابهجایی چهرهها هم عبور نمیکند. راه عبور، از دل یک انتخاب آگاهانه میگذرد. نه بازگشت به گذشته، نه تسلیم دربرابروضع موجود.
آنچه تعیینکننده است، شکل گیری یک نیروی مستقل، آگاه ومتکی به مردم است؛ جریانی که نه وابسته باشد، نه تکرار گذشته، ونه اسیربازی قدرت. بدون چنین نیرویی، هر تغییری فقط بازچینی همان ساختار قبلی خواهد بود.
بزرگ ترین فریب، امید بستن به “بدِ کمتر” است. تاریخ نشان داده هر بار که مردم به این دام افتادهاند، نتیجه فقط تاخیر در یک بحران بزرگ تر بوده است. زمان آن رسیده که این چرخه شکسته شود.
جمعبندی
ایران در نقطهای حساس از تاریخ خود قرار دارد. ادامه مسیرهای گذشته، به معنای تداوم چرخه بحران است. در مقابل، شکل گیری یک آلترناتیو واقعی ومستقل، میتواند افق تازهای بگشاید. این انتخاب، بیش از هر چیز، به سطح آگاهی وتصمیم جامعه وابسته است؛ تصمیمی که آینده کشوررا رقم خواهد زد.
امروز، بیش از هر زمان، نیاز به شفافیت است:
یا ادامه مسیرهای شکست خورده، یا انتخاب راهی نو برپایه اراده مردم.
این لحظه، لحظه تعارف نیست. لحظه تصمیم است.
وآینده، نه در حرف، بلکه در همین انتخاب ساخته خواهد شد.



















