افسانه اسکویی
مردم ایران بیش از یک قرن است که تحت سرکوب داخلی و دخالتهای قدرتهای خارجی قرار داشتهاند. رویدادهای تاریخی، از قحطی ۱۲۹۶-۱۲۹۸ تا کودتای ۱۲۹۹ که رضا خان (رضا شاه) را به قدرت رساند، وکودتای ۱۳۳۲ علیه دکتر مصدق، نشان میدهد که قدرت همیشه بین سلطنت، نهادهای مذهبی و بازیگران خارجی تقسیم شده و هزینهٔ اصلی آن را مردم پرداختهاند.
در آستانهٔ انقلاب ۱۳۵۷ نیز، کنفرانس گوادلوپ به یکی از نقاط بحث برانگیز تاریخ معاصر بدل شد؛ جایی که رهبران چهار قدرت غربی ازجمله آمریکا، فرانسه، آلمان وانگلیس دربارهٔ بحران ایران تصمیم به خروج شاه وآمدن خمینی گرفتند.
در قیام ژانویه، بسیاری از مخالفان کشته شدند ودر کیسههای سیاه نگهداری میشدند، که این نشان دهندهٔ بی رحمی رژیم است. خشونت سرکوبگرانه همیشه ادامه داشته است وسنت سرکوب هنوز ادامه دارد.
با وجود این، نیروی مقاومت سازمان یافته شکل گرفته است: سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) وشورای ملی مقاومت ایران (NCRI) که نمایندهٔ امکان واقعی برای ایران آزاد ودمکراتیک هستند.
در روزهای اخیر چند نفر اعدام شدهاند: شش نفر از اعضای مجاهدین خلق ودیگران از شرکت کنندگان در قیام دیماه، شامل نوجوانان حتی ۱۸ ساله. چند نفر دیگر هنوز در خطر اعدام هستند.
همزمان، جنگ وتهدید آمریکا واسرائیل علیه ایران، جنبشهای انقلابی داخلی را خاموش یا به سکوت کشانده است، ومبارزهٔ مردم برای آزادی وتغییر را دشوارتر کرده است.
آیندهٔ مردم ایران تنها زمانی تضمین میشود که سرنوشت شان توسط خودشان تعیین شود – نه توسط قدرتهای خارجی یا رژیم سرکوبگر. مقاومت سازمان یافته، حافظه تاریخی وارادهٔ آزادی، کلید ساختن ایرانی آزاد است.
به گفته احمدعلی انصاری، یکی از نزدیکان رضا پهلوی، رضا پهلوی ماهانه ۱۵۰ هزار دلار از سازمان CIA دریافت میکرده است. اوهرگز جنایات پدربزرگش در کشتار مشروطه خواهان، وجنایات پدرش توسط ساواک در اعدام وشکنجه زندانیان سیاسی را محکوم نکرد و با سپاه پاسداران همکاری نزدیک داشته است. چگونه میتوانیم این را به عنوان یک انتخاب استعماری دیگر برای مردم ایران در نظر نگیریم؟



















