این واقعیت که دموکراتهای سوئد و دموکراتهای مسیحی از رضا پهلوی برای حضور در پارلمان سوئد دعوت میکنند، نشان از جهل، بیمسئولیتی و فرصتطلبی محض دارد. این یک اشتباه معمولی نیست. این یک فاجعه سیاسی عظیم است.
این وضعیت در لفافه کلماتی مانند «افتخار» جلوه داده شده است، اما درعمل، نمایشی شرمآور است. دستاورد اصلی رضا پهلوی این است که او فرزند دیکتاتوری است که توسط مردم ایران سرنگون شد. در طول سالها، او به دلیل همدستی با سپاه پاسداران و تغییر مداوم رویه مورد انتقاد قرار گرفته است. علاوه بر این، او در موارد متعددی به جای متحد کردن و حفظ اتحادهای ایرانی، به تجزیه آنها کمک کرده است. دادن تریبون به این چهره تبعیدی که فاقد مشروعیت دموکراتیک است، در مجلس نه تنها غیرواقعی است، بلکه عمیقاً بیهوده است. این شیوه به تبلیغات تعلق دارد، نه به مجلس.
ابتکار عمل نیما غلامعلی پور، مگنوس برنتسون و آرین کاراپت نشان دهنده حیرت انگیز فقدان قضاوت است. آنها یا پیامدهای سیاسی را درک نمیکنند، یا درک میکنند و به هر حال به کار خود ادامه میدهند. مورد دوم بدتر است.
این سیاست خارجی نیست. این یک ترفند روابط عمومی است. تلاشی بیارزش برای نشان دادن یک موضع ایدئولوژیک بدون مسئولیت پذیری در قبال عواقب آن. نتیجه این است که سوئد را در نگاه جهان خارج ساده لوح، تفرقه افکن و سبک سر جلوه میدهد.
استفاده از پارلمان به این شکل بیاحترامی است و ارزش این نهاد را از بین میبرد.
بنابراین، پارلمان سوئد باید فوراً از برگزاری این رویداد خودداری کند. برگزاری آن انتخابی فعالانه برای سیاستهای غیرمسئولانه خواهد بود. حداقل چیزی که میتوان درخواست کرد این است که این رویداد لغو شود، یا اگر نه، به مکان دیگری منتقل شود.
این ابتکار و دعوت نه تنها شایسته انتقاد است، بلکه باید بدون هیچ قید و شرطی محکوم شود.



















