تشکیلات مستقل؛ صورت‌ بندی نوین نیروی انقلابی در جهان معاصر

ابوذر غفاری

چرا در عصر هژمونی جهانی، تنها یک سازمان مستقل می‌تواند راه رهایی را بگشاید؟

جهان امروز تنها با سلطه‌ اقتصادی سرمایه‌داری جهانی تعریف نمی‌شود؛ آنچه بیش از هر چیز ویژگی دوران ماست، گسترش هژمونی نظام مسلط بر تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی، فرهنگی، رسانه‌ای و سیاسی است. این هژمونی تنها از طریق دولت‌ها و نهادهای رسمی اعمال نمی‌شود، بلکه شبکه‌ای پیچیده از رسانه‌ها، مراکز قدرت، جریان‌های سیاسی و حتی بخشی از نیروهایی که خود را «اپوزیسیون» معرفی می‌کنند، در بازتولید و حفظ آن نقش دارند. این شبکه و جریان‌های وابسته به آن، افکار عمومی و حتی شیوه اعتراض کردن را نیز مدیریت می‌کنند.  در نتیجه بسیاری از اعتراض‌ها، پیش از آن‌که به نیرویی برای تغییر بنیادین تبدیل شوند، در همان چارچوبی هدایت می‌شوند که قرار بود آن را به چالش بکشند. یعنی که که اعتراض‌ها تخلیه می‌شوند، اما ساختارهای اصلی قدرت دست‌نخورده باقی می‌مانند.

در برابر این وضعیت، «تشکیلات مستقل» تنها یک ضرورت تشکیلاتی نیست؛ بلکه شرط اساسی حفظ استقلال یک جنبش است. استقلال واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که یک جنبش، مشروعیت، توان و استمرار خود را از مردم و نیروی سازمان‌ یافته خویش بگیرد، نه از حمایت قدرت‌های خارجی یا مراکز نفوذ سیاسی و مالی. چنین تشکیلاتی، اراده جمعی مردم را به نیرویی ماندگار و اثرگذار تبدیل می‌کند و مانع از آن می‌شود که مبارزه به ابزاری در خدمت منافع دیگران بدل گردد.

به همین دلیل، تاریخ مبارزات آزادی ‌خواهانه نشان می ‌دهد که عنصر تعیین ‌کننده، صرفاً حقانیت یک آرمان نیست؛ بلکه وجود سازمانی است که بتواند آن آرمان را حفظ، هدایت و در برابر فشارها و توطئه‌ها از آن نگاهبانی کند. بدون چنین سازمانی، حتی گسترده‌ترین خیزش‌های مردمی نیز در معرض فرسایش، پراکندگی و شکست قرار می‌گیرند.

در جهان معاصر، که حتی مقاومت و اعتراض نیز گاه به نمایش‌های رسانه‌ای و پروژه‌های سیاسی قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شوند، تشکیلات مستقل بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. این تشکیلات، ضامن تداوم مبارزه، حفظ هویت سیاسی و تبدیل خواست آزادی به یک برنامه عملی برای تغییر است. از همین رو، تشکیلات مستقل را باید صورت‌ بندی نوین نیروی انقلابی در جهان امروز دانست؛ نیرویی که بر آگاهی، سازمان، انضباط، فداکاری و اتکای کامل به مردم استوار است.

در این چارچوب، حضور سازمان ‌یافته هواداران مجاهدین در کشورهای مختلف، فعالیت کانون‌های شورشی در داخل ایران و آمادگی یگان‌های ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، جلوه‌های یک تشکیلات مستقل و ریشه‌ دار است که طی بیش از شش دهه، با وجود سنگین‌ترین سرکوب‌ها، استقلال و انسجام خود را حفظ کرده است. استمرار چنین سازمانی، بیش از هر چیز، بیانگر اتکای آن به نیروی انسانی، آرمان مشترک و سازمان‌یافتگی درونی است.

از این منظر، معیار پیشرو بودن یک جنبش را نباید در شعارهای پرطنین یا ادعاهای انقلابی جست‌وجو کرد. معیار واقعی، برخورداری از تشکیلاتی مستقل، منسجم و استوار است؛ تشکیلاتی که بتواند اراده مردم را به قدرتی سازمان‌یافته تبدیل کند و راه آزادی و دگرگونی بنیادین جامعه را بگشاید. در نهایت

آنچه یک جنبش را به آلترناتیوی واقعی برای آینده تبدیل می‌کند، نه صرفاً آرمان‌های بزرگ، بلکه توانایی آن در حفظ استقلال، انسجام وتکیه بر نیروی مردم است.

تجربه تاریخ نشان می‌دهد که بدون سازمانی مستقل، هیچ جنبش آزادی‌ خواهی به پیروزی پایدار دست نخواهد یافت.