تنهایی پر شکوه… (۱)

محمود نیشابوری

تقدیم به زندانیان مقاوم، مریم اکبری منفرد وزینب جلالیان برای «تنهایی پر شکوهشان» در زندانهای اهریمنان زمان

«به امید روزهای روشن! ای زمان یا تو را نخواهم زیست، یا تو را به زیبایی خواهم آراست»

« ازصحبتهای، زینب جلالیان»

…از همان صدر مشروطه که سازمان های زنان را در ایران شکل دادند ودر امر مشروطه خواهی ایران مشارکت کردند تا امروز، زنان همواره در صحنه ی مبارزات اجتماعی وسیاسی مشارکت داشته اند. همین مشارکت مستقل درصحنه نیزهیچ گاه مورد قبول حاکمان مستبد حاکم- شیخ وشاه- بر ایران نبوده است و هر بار به روشی سرکوبگرایانه با آن ها برخورد شده است. مستبدان مردسالار ایرانی همواره تلاش کرده اند تا زنان را ازعرصه ی فعالیت حذف کنند ویا آن ها را عناصری منقاد و مورد نفوذ خود بشمارند که اگر حضور دارند، مطیع قدرت سیاسی و مبلغ و ستایش گر او باشند. اگر هم جز این باشد، سزای زن نافرمان داغ بود وزندان وبرخورد امنیتی وبگیر وببند.همین بوده وهست که عبارت زن زندانی سیاسی را دراذهان پدیدار کرده است. زنانی که برسنت استقلال ومبارزه خود برای حقوق انسانی همه ملت ایران پا فشرده اند وبه بند حاکمان مستبد درایران در   آمده اند. زنان ترقی خواه، مجاهد ومبارز.

زنان پیشتاز:
صدیقی کسمائی به همراه شوکت روستا در ۱۳۱۵ به سبب برخی فعالیت های ترقی خواهانه ای که البته، رنگ و بوی چپ گرایانه داشت و مقبول دستگاه حاکم در آن روزگار نبود، به زندان افتاده بودند. حبسی که به روایتی چهار سال وبه روایتی تا ۱۳۲۰ وخروج رضا شاه از ایران ادامه پیدا کرد. این دو نام، جمیله صدیقی کسمائی وشوکت روستا را می توان اولین زنان زندانی سیاسی در ایران دانست. تاریخ آغاز بازداشت وحبسشان، ۱۳۱۵ است. یعنی ۸۸ سال است که زنان به سبب فعالیت های سیاسی خود در ایران پسا مشروطه، توسط رژیم های استبدادی حاکم بر ایران مورد تعقیب وبرخورد وبازداشت وحبس قرار می گیرند. از زمان پهلوی اول تا امروز، گویی سنت حضور زن زندانی سیاسی در بند ادامه پیدا کرده است وزنان فعال سیاسی به خار چشم مستبدان حاکم بر ایران بدل شده اند. هزاران زن ومرد مجاهد بر طناب دار بو سه زدند. هزاران زندانی سیاسی زن ومرد در زندانند، سرکوب وشکنجه وآزار می شوند.
این سنت سرکوب زنان فعال سیاسی در تاریخ ادامه پیدا کرد. از زنان ملی تا چپ و مذهبی و غیرمذهبی در زمان پهلوی دوم تا انقلاب بهمن ۵۷ و سرکوب زنان مجاهد و مبارز به بهانه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، این روند تاریخی زندانی شدن زنان به دلایل سیاسی در ایران ادامه دارد.بلی از دختر بچگان ملیشیای مجاهد تا مادران مجاهد حماسه های پر شکوهی بنا کردند و افتخار آفریدند…

زینب جلالیان

 اگر بخواهیم قدیمی ترین زن فعال سیاسی که امروز در بند است را نام ببریم، این نام کسی نیست جز زینب جلالیان. زندانی سیاسی کرد ایرانی که در سال ۱۳۸۶، هفده سال پیش از نوشتن این متن، بازداشت شد ودر سال ۱۳۸۸ به اتهام «خروج غیرقانونی از کشور» به یک سال حبس تعزیری وبه اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر ودیوان عالی کشور تأیید، اما سپس به حبس ابد تقلیل یافت.

 زندانی سیاسی زنی که در زمان بازداشت به شیوه هایی چون شلاق زدن به کف پا، مشت به شکم، کوبیدن سر به دیوار وتهدید به تجاوز، مورد آزار وشکنجه قرارگرفت وحال ۱۷ سال است بدون مرخصی، هم چنان در بند است. او که بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در کنار زندانیان عادی محبوس است، در سال های زندان به بیماری ناخنک چشم هم مبتلا شده که این بیماری موجب کاهش بینایی او شده و با وجود داشتن مشکلات پزشکی متعدد دیگر از جمله بیماری های کلیوی و گوارشی، از رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده است. «زینب جلالیان»، زندانی سیاسی کُرد محکوم به حبس ابد در پیامی از زندان مرکزی یزد، درباره وضعیت نامساعد سلامتی خود اطلاع رسانی کرده و گفته که تحت فشار است تا «توبه نامه» امضا کند.
بر اساس این پیام، ماموران اطلاعات و مسئولان زندان یزد، هر از گاهی او را تحت فشار قرار می دهند که چنان چه توبه نامه امضا کند، به او مرخصی داده خواهد شد و به او گفته می شود که اگر اعتراف کند عضو «گروهک تروریستی» بوده و «پشیمان» است، آزاد خواهد شد.
خانم جلالیان گفته است: «دلیلی ندارد بعد از این همه سال چیزی که شما می خواهید را انجام بدهم. من به شما اعتماد ندارم. شما دروغگویید و ناصادق.»
او تاکید کرده که مسئولان سازمان زندان ها از سال ۱۳۸۸ به دنبال گرفتن توبه از او هستند و بارها تهدید شده که در زندان، «زنده به گور» خواهد شد.
زینب جلالیان که از سال ۱۳۸۶، بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر می برد، تاکید کرده است که در زندان «آزادتر» است اگر «قرار است بیرون از زندان حقیرانه زندگی کند.»
او افزوده که امضای این توبه نامه، «از مرگ برایش سخت تر» است و چنانچه آن را امضا کند، «اسیرتر» خواهد بود.
زینب جلالیان گفته است که اگر «اصول انسانی» را زیر پا بگذارد، دیگر نمی تواند «در روی خودش نگاه کند.»
او تاکید کرده است: «الان می توانم خودم را در آینه نگاه کنم و بگویم درود بر تو دختر، ولی اون زمان فقط خودم را لعنت خواهم کرد.»
خانم جلالیان که تنها زندانی سیاسی زن محکوم به حبس ابد است، خطاب به مسئولان قوه قضاییه  و نهادهای امنیتی افزوده است: «من با امضای آن توبه نامه ای که شما می خواهید دیگر چطور می توانم در روی پدران و مادرانی که پاره تن شان را از ایشان گرفتید نگاه کنم…من هرگز اسیر نیستم. تا پای جانم ایستادم تا شما را به اسارت خودم درآوردم.»
خانم جلالیان در پایان نیز گفته است: «به امید روزهای روشن! ای زمان یا تو را نخواهم زیست، یا تو را به زیبایی خواهم آراست…»
زینب جلالیان، قدیمی ترین زندانی سیاسی زن در ایران است که در هفدهمین سال از حکم حبس ابد خود بدون رعایت اصل تفکیک جرایم درزندان یزد به سر می برد.
او پس از بازداشت برای ماه ها در سلول انفرادی و تحت شکنجه قرار داشت تا علیه خود اعتراف کند. در اثر این شکنجه ها او که فقط ۴۲ سال دارد، با مشکلات عدیده جسمی روبرو است.