ابوذر غفاری
جنگ برای نظام «ولایت فقیه» تنها یک بحران خارجی نیست؛ فرصتی است برای تشدید سرکوب در داخل. درست در روزهایی که افکار عمومی درگیر اخبار جنگ است، ماشین اعدام با سرعت بیشتری به کار میافتد. این همزمانی تصادفی نیست، بلکه بخشی از راهبرد این نظام منفور است که بقای خود را در ایجاد رعب ووحشت جستوجو میکند.
اعتراف روزنامه اطلاعات در درخواست از رئیس قوه قضاییه برای «تعطیلی موقت اعدامها» خود گویای این واقعیت است. وقتی رسانهای وابسته به حاکمیت هشدار میدهد که «وقت برای تعزیر و اعدام بسیار است» و «افزایش آمار اعدام را نباید نشانه قدرت دانست»، در حقیقت از نگرانی عمیق نظام نسبت به بازتاب اجتماعی این سیاست پرده برمیدارد. اگر اعدام نشانه اقتدار بود، نیازی به چنین هشداری وجود نداشت.
واقعیت آن است که این نظام درمانده بیش از هر چیز از جامعهای بیم دارد که زیر فشار فقر، فساد، تبعیض و بیعدالتی، خواهان تغییر است. جنگ شاید برای مدتی اخبار را تغییر دهد، فضای سیاسی جامعه را امنیتی کند، مشکلات اقتصادی را توجیه کند و یا تمرکز افکار عمومی را بر مشکلات داخلی کاهش دهد، اما نمیتواند سفرههای خالی را پر کند، فساد ساختاری را پنهان سازد یا مطالبه آزادی و عدالت را از حافظه مردم پاک کند. به همین دلیل، همزمان با جنگ، ابزار قدیمی حکومت یعنی اعدام نیز فعال تر میشود تا با ایجاد هراس، مانع گسترش اعتراضها گردد.
اما تجربه تاریخ نشان داده است که حکومتها با تکیه بر سرکوب، تنها میتوانند زمان بخرند، نه مشروعیت. همانگونه که جنگها سرانجام پایان مییابند، مطالبات مردم برای آزادی، عدالت، رفاه و پاسخگویی نیز باقی میماند. از این رو، جنگ شاید برای حاکمیت یک فرصت موقت باشد، اما اعدام نیز نخواهد توانست بحران عمیق مشروعیت ونارضایتی اجتماعی را درمان کند.
در نهایت، جنگ واعدام دو ستون بقای این نظام فرسودهاند؛ اما ستونهایی که زیر بار بحرانهای انباشته، کارایی خود را از دست داده و دیر یا زود فرو میریزند و سرانجام به ضد خود تبدیل میشوند؛ یعنی بهجای تضمین بقا، روند فرسایش و فروپاشی نظام را شتاب میبخشند.



















