درس‌هایی از پیام مسعود رجوی: أصل مبارزه یا تمرکز بر حواشی؟

ابوذر غفاری

مقدمه

این مقاله نگاهی کوتاه به بخش‌هایی از پیام مسئول شورای ملی مقاومت آقای مسعود رجوی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ دارد که بر مقاومت و فداکاری زنان مجاهد و اهمیت تمرکز بر اصل مبارزه تأکید کرده است. هدف این نوشته بازخوانی و بازنمایی نکات کلیدی این پیام است:

آزادی در انتخاب پوشش زیرمجموعه آزادی‌های بنیادین است.

آزادی انتخاب پوشش، یکی از پایه‌های آزادی فردی است. اما تقلیل دادن تمام هویت یک زن به روسری یا بی‌روسری، ظلمی آشکار به جایگاه زن در مبارزه اجتماعی است. ارزش زن را نه به نوع پوشش او، بلکه ایستادگی، انتخاب وعملش تعیین می‌کند.
نه روسری داشتن معیار آزادی، آزادگی وآزادی خواهی است ونه بی‌روسری بودن. زن آزاد کسی است که بتواند انتخاب کند. کسی که مجبور به روسری یا مجبور به بی‌روسری بودن شود، در هر دو حالت آزادی‌اش سلب شده است. روسری داشتن اجباری وبی‌روسری بودن اجباری، هر دو ابزار دیکتاتوری و ارتجاع‌اند.
زنی که سال‌ها در زندان زیر شکنجه مقاومت کرده، در میدان جنگ جان داده، یا در برابر ارتجاع ایستاده، ارزشش با روسری یا بی‌روسری تعیین نمی‌شود.

واما در مورد زنان مجاهد:

۱. ارزش واقعی زنان مجاهد فراتر از ظاهر

زنان مجاهد ومبارز، چه با روسری وچه بدون آن، سال‌ها در زندان‌ها و میدان‌های نبرد مقاومت کرده‌اند، جان خود را فدای آزادی کرده‌اند. سخت ترین شکنجه ها ورذیلانه ترین آزار واذیت ها را تحمل و ده‌ها حمله و محاصره را تاب آورده‌اند. ارزش این مقاومت‌ها و فداکاری‌ها به هیچ‌وجه با ظاهر یا نوع پوشش سنجیده نمی‌شود.

اصول علمی دیالکتیکی به ما می‌آموزد که دو فرم یا ظاهر مشابه، الزاماً محتوا ومضمون یکسان ندارند. بنابراین شباهت ظاهری پوشش زنان مجاهد با زنان وابسته به رژیم ولایت‌ فقیه، دلیل نمی‌شود که ارزش، فکر وعمل آن‌ها یکسان باشد.

۲. أصل مبارزه وآزادی اولویت دارد

تمرکز بر روسری زنان مجاهد از سوی برخی تحلیل گران وافراد باعث شده که عظمت وارزش فداکاری‌ها، ایستادگی‌ها وسال‌ها رزم بی‌وقفه آنان نادیده گرفته شود. عده ای همیشه برای مسائل جزئی، غوغا بپا می کنند ومسائل اصلی را فراموش می‌کنند.

آلبرت انیشتین می گوید: «هرگز اجازه ندهید جزئیات، شما را از دیدن تصویر بزرگ باز دارد.»

این گفته نشان می‌دهد که تمرکز بر جزئیات ظاهری، ما را از درک حقیقت وارزش واقعی پدیده ها، موضوعات وافراد باز می‌دارد.

مسأله‌ محوری و دعوای اصلی امروز ایران، دعوای پوشش نیست؛ دعوای آزادی و سرنگونی است.
هر کسی که اصل مبارزه با استبداد را ببیند، می‌فهمد که آزادی پوشش فقط بخشی از یک آزادی 

بزرگ ‌تر است: آزادی مردم ایران از استبداد.

در همین راستا، مهم‌ترین معیار سنجش زنان مجاهد، مبارزه با ارتجاع واستبداد وایستادگی انسانی است، نه نوع پوشش آن‌ها.

بله، دعوای واقعی، نبردی است میان آزادی واستبداد. رژیم ولایت ‌فقیه بارها کوشیده است با حاشیه ‌سازی بر سر حجاب، افکارعمومی را ازاصل مسأله که همانا سرنگونی دیکتاتوری است منحرف کند و متاسفانه عده ای از کسانی که خود را اپوزیسیون این رژیم می دانند، نیز خواسته و ناخواسته به آن دامن می زنند.

وقتی بحث بر سر روسری زنان مجاهد داغ می‌شود، عملاً توجه از جنایت‌ها، قتل‌عام‌ها و خیانت‌های این رژیم برداشته می‌شود. در حالی که واقعیت این است: زنان مجاهد، چه با روسری وچه بی‌روسری، ستون‌های ایستادگی در برابر ولایت ‌فقیه واولین مدافعان واقعی آزادی زنان بوده‌اند.

۳. ظاهر وماهیت؛ حجاب یا بی‌حجابی معیار ارزش نیست

همان طور که فوقا اشاره شد براساس دیدگاه علمی، شباهت ظاهری میان دو پدیده، دوگروه یا دو فرد، دلیل بر یکسان بودن ماهیت یا ارزش‌هایشان نیست.

به قول سعدی:
«صورت زیبای ظاهرهیچ نیست، ای برادر سیرت زیبا بیار.»

زنان مجاهد ممکن است روسری داشته باشند، اما این انتخاب بر اساس اراده آزاد ومبارزه انسانی آن‌ها انجام می‌شود. ظاهر مشابه با گروه‌های دیگر، هرگز نشان‌دهنده شباهت در فکر، ارزش یا عمل نیست.

از سوی دیگر، حجاب و روسری زنان مجاهد فقط یک موضوع فردی نیست، بلکه نماد ایدئولوژیک و سیاسی است. برداشتن آن در شرایط کنونی، حتی با نیت آزادی، به نفع رژیم و تبلیغاتش تمام می‌شود. آنچه که اهمیت دارد انسجام، ثبات فکری ومقاومت واقعی است. هر اقدام زودهنگام، قدرت پیام مقاومت را تضعیف وفرضت تبلیغاتی را به رژیم می‌دهد.

زنان مجاهد سال‌ها در برابر خمینی وخامنه‌ای جنگیده‌اند. ایراد گرفتن از پوشش آن‌ها، نادیده گرفتن خون شهدا، سال‌های مقاومت وصدها فداکاری آنان است.

حتی در حیطه فردی نمی‌توان گفت که صرفاً به دلیل بی‌حجابی، یک فرد لزوماً روشنفکر، مترقی یا انسانی بهتر است. حجاب یا بی ‌حجابی هرگز معیار سنجش انسانیت، ارزش اخلاقی یا میزان مبارزه سیاسی نیست.
در نتیجه، قضاوت براساس پوشش، سطحی و نادرست است؛ شناخت واقعی یک فرد نیازمند مشاهده و تعامل با فکر، اخلاق و رفتار اوست.

آنچه اهمیت دارد آزادی خواهی، مبارزه کردن، خرد ورزی، انتخاب وعمل انسانی است، نه ظاهر یا نوع پوشش افراد.

به قول سیمین بهبهانی:
«بگذار زن بگوید، بپوشد یا برکند، آزادی است معیار، نه روسری ونه تن.»

یعنی که أصل ارزش انسانی وآزادی، در درون ودر عمل است، نه در ظاهر و جزئیات فرعی.

۴. نتیجه‌گیری

۱. ارزش زنان مجاهد نه با روسری و بی‌روسری، بلکه با مقاومت، فداکاری و انتخاب آزاد آن‌ها سنجیده می‌شود.
۲. شباهت ظاهری با دیگر گروه‌ها دلیل بر یکسانی ماهیت ومضمون نیست.
۳. تمرکز بر جزئیات ظاهری باعث می‌شود أصل مبارزه وآزادی فراموش شود.
۴. آموزه‌های علمی، فلسفی وادبی نیز همواره بر این نکته تأکید دارند که أصل موضوع همیشه بر فرع اولویت دارد.

مسأله‌ محوری در ایران، دعوای پوشش نیست. دعوای واقعی، نبردی است میان آزادی واستبداد.

زنان مجاهد با هر انتخاب پوششی، ستون‌های مقاومت در برابر استبداد هستند ومعیار سنجش واقعی آنان عمل وانتخاب انسانی‌شان است، نه ظاهر وپوشش.

مهدی اخوان ثالث:
«آزادی‌ام چو عشق، چون آفتاب روشن است، نه در گرو حصار، نه بسته در نقاب.»

در شرایط فعلی، روسری زنان مجاهد نه یک محدودیت فردی، بلکه یک تصمیم استراتژیک، ایدئولوژیک وسیاسی است که به نفع مقاومت وعلیه رژیم عمل می‌کند.هر اقدام زودهنگام برای برداشتن آن، حتی با هدف آزادی، در واقع به نفع رژیم و قدرت تبلیغاتی آن خواهد بود.

ایراد گرفتن وبرجسته کردن پوشش زنان مجاهد، نادیده گرفتن جوهر فداکاری‌هایشان است. دعوای اصلی امروزایران، دعوای آزادی است، نه دعوای روسری.
چه با روسری، چه بی‌روسری، ملت ایران با انقلاب دموکراتیک نوین، آزادی را به دست خواهد آورد.