محمود نیشابوری
پیوند با نبض جامعه
ماندگاری هیچ جنبش سیاسی تصادفی نیست. تاریخ گواه است که تنها جریانهایی از طوفانها عبور میکنند که ریشه در رنج، امید واراده مردم داشته باشند. هرگاه آرمان یک سازمان با خواست عمومی گره خورده، تودهها خود به نیروی محرکهی آن بدل شدهاند. از این منظر، تجربهی سازمان مجاهدین خلق ایران را میتوان تلاشی چنددههای برای پاسخدادن به یک پرسش کلیدی دانست: چگونه میتوان آرمان آزادی را از شعار به نیروی اجتماعی بدل کرد؟
زنان؛ شکستن سقف شیشهای مبارزه
در سالهای ملتهب پس از ۱۳۵۷، زمانی که موج تازهای از محدودیتهای قانونی واجتماعی بر زنان تحمیل شد، نخستین جرقههای یک مقاومت متفاوت زده شد. زنان مجاهد نه در حاشیه، که در متن این رویارویی ایستادند. دفاع از حق انتخاب پوشش، حق اشتغال برابر وحضور در عرصهی عمومی، آنان را از همان ابتدا نه «حامی» که «صاحب» مبارزه معرفی کرد. این تمایز، نقش زن را از موضوع شعار به محور استراتژی تغییر داد.
از حضور نمادین تا فرماندهی میدانی
نقطهی عطف، ورود رسمی و گسترده زنان به ارتش آزادیبخش ملی ایران بود. اینجا دیگر بحث از سهمیه ونماد نبود؛ زنان فرماندهی یگان، مسئول عملیات وطراح تاکتیک شدند. تجربهی قرارگاه اشرف نشان داد که «توان رزم» و «قدرت تصمیمگیری» را نمیتوان جنسیتی کرد. وقتی یک زن در خط مقدم، مسئول جان صدها رزمنده میشود، کلیشههای تاریخی دربارهی ظرفیت زنان فرو میریزد.
میدان، دانشگاه صلاحیتسازی
آنچه این حضور را به بلوغ رساند، «مسئولیت واقعی» بود. زنان در مجاهدین، مدیریت لجستیک جنگ، دیپلماسی در اروپا وآمریکا، ادارهی شبکههای رسانهای وهدایت تشکیلات پیچیده را تجربه کردند. این چرخهی «اعتماد ← مسئولیت ← صلاحیت» باعث شد نسلی از زنان مدیر تربیت شود که امروز بدنهی اصلی رهبری سازمان را شکل میدهند. الگویی که نشان داد برابری با صدور بیانیه محقق نمیشود، با سپردن کار محقق میشود.
شورای مرکزی: نهادینهکردن برابری
انتخاب گستردهی زنان در شورای مرکزی، یک پیام ساختاری داشت: برابری در این سازمان تزئینی نیست، معماری قدرت است. وقتی اکثریت یک نهاد تصمیمگیر کلان را زنان تشکیل میدهند، دیگر نمیتوان از «مشارکت» حرف زد؛ باید از «رهبری» حرف زد. این ساختار، پاسخ عملی مجاهدین به این نقد تاریخی بود که جنبشهای سیاسی ایران، زنان را فقط برای بسیج میخواهند، نه برای حکومت.
نقش محوری مریم رجوی
از نگاه مقاومت، شخصیت های بین المللی، پارلمانتر ها و شخصیتهای سیاسی ارو پایی، آمریکایی و… و خیل عظیمی ازایرانیان ضد رژیم و خواهای دمکراسی ـ شتابگرفتن این روند بدون استراتژی مریم رجوی قابل تصور نبود. سه محور در دیدگاه او برجسته است: اول، «برابری» را از یک حق اخلاقی به یک ضرورت تشکیلاتی تبدیل کرد؛ دوم، با طرح «هژمونی زنان» مسئولیت پذیری را به سطحی فراتر از برابری عددی برد؛ سوم، با ارائه «طرح ۱۰مادهای برای ایران آینده» برابری جنسیتی را در قلب برنامه سیاسی آلترناتیو نشاند. هوادارانش معتقدند این نگاه، بنبست سنتی «رهبری مردانه» را در اپوزیسیون ایران شکست.
« «نه شیخ، نه شاه؛ فرمول نفی استبداد
شعار محوری «نه شیخ، نه شاه» در ادبیات هواداران مجاهدین، صرفاً سلبی نیست. نفی استبداد دینی وسلطنتی، مقدمهای است برای اثبات یک مدل ایجابی: جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت، انتخابات آزاد، وبرابری کامل زن ومرد. در این چشمانداز، توسعهی ایران نه با اتکا به فرد یا ایدئولوژی، که با مشارکت برابر همه شهروندان، زن ومرد، ممکن میشود.
سرمایهی نمادین: یاد شهیدان
هیچ جنبشی بدون هزینه بقا نمییابد. هزاران جانباخته در اعدامهای دهه ۶۰، عملیاتها، وحملات به قرارگاهها، به روایت هواداران سازمان، پشتوانهی اخلاقی این مسیرند. برای آنان، نامهایی چون اشرف رجوی یا هزاران شهید والامقام زن و مرد مجاهد، فقط خاطره نیست؛ استدلالی است برای اینکه قیمت آزادی را پیشاپیش پرداختهاند. این سرمایهی نمادین، همبستگی درونی را حفظ وخط سازش را مسدود میکند.
فرجام سخن: پیوند، نه پیرو
راز بقای هر آلترناتیو سیاسی را باید در نسبت آن با جامعه جست. از منظر بین المللی وداخلی، آنچه این سازمان را پس از ۶ دهه سرپا نگه داشته، سه عامل درهمتنیده است: ۱. تبدیل «زن» به سوژه فعال رهبری، نه ابژه شعار ۲. گرهزدن سرنوشت تشکیلاتی به آرمانهای ملموس مردم مثل آزادی وعدالت ۳. ارائه تصویری از آینده که در آن قدرت نه موروثی است نه ایدئولوژیک، بلکه انتخابی است.
آنان باوردارند که تنها پیوند ارگانیک با تودهها میتواند استبداد را عقب براند وسرنگون کند ایران را به دموکراسی، برابری وحاکمیت ملی برساند.
ایران با انقلاب مریم رجوی وبا طیف عظیمی از هواداران داخلی وخارجی ایرانیان آزادی خواه، اشرفیان واشرف نشان های همیشه در صحنه حاضر به یراق برای ایرانی آزاد و آباد هستند.
نه شاه نه شیخ
همه با هم هم صدا و همنوا در تظاهرات ۱۰۰ هزار نفره حامیان مقاومت بار دیکر اثبات گر راه و منش انقلابی مجاهدین و رهبری مسعود و مریم خواهیم بود
مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر



















