رژیم های شاهنشیخی عملکرد استعماردرخاورمیانه

افسانه اسکویی

ایران، سرزمینی با پیشینه ‌ای درخشان از فرهنگ، مقاومت وحرکت‌های آزادی‌ خواهانه، در دوران معاصر گرفتار ساختار دوگانه شد؛ ساختاری که با دو شاخهٔ به ظاهر متضاد، اما در باطن هم‌ ریشه، به حیات خود ادامه داده است: شاه وشیخ. 

شاه وشیخ، با ظاهری متضاد اما عملکرد مکمل، در طول قرن گذشته ابزارهای اصلی استعمار برای کنترل، سرکوب وبهره‌کشی از مردم ایران بوده‌اند.

آغاز انحراف: از مشروطه تا متمم شیخ

انقلاب مشروطه نخستین خیزش مدرن مردم ایران برای دستیابی به آزادی، دمکراسی وحکومت قانون بود.

 قانون اساسی اولیه، بر اساس أصل لائیسیته وجدایی دین از دولت تدوین شد وافق روشنی را گشود. اما این دستاورد بزرگ تنها یک سال پس از مرگ مظفرالدین شاه ازمسیر خود منحرف شد.

در دوره محمدعلی‌شاه وبا فشار ونفوذ شیخ فضل‌الله نوری، متمم قانون اساسی تدوین شد که با افزودن أصل نظارت فقها بر قوانین، عملاً لائیسیته را کنار گذاشت وپایه های نخستین پیوند میان دین و دولت در تاریخ معاصر ایران را بنا نهاد.

از آن پس، ساختار سیاسی ایران همواره در دیکتاتوری دو قطب شاه وشیخ وابسته وارتجاعی باقی ماند.

کودتاهای استعمار وتثبیت سلطه

سه کودتای بزرگ در تاریخ معاصر ایران، با حمایت مستقیم استعمار خارجی، این ساختار وابسته را مستحكم ‌تر کردند:

کودتای ۱۲۹۹ با حمایت انگلیس، قدرت را به رضاخان سپرد؛ مهره‌ای نظامی ووابسته که با سرکوب آزادی‌ خواهان، شاهنشاهی پهلوی را بنیان گذاشت.

کودتای ۱۳۳۲ با دخالت مستقیم سازمان‌ های اطلاعاتی آمریکا وانگلیس، دولت ملی مصدق را سرنگون کرد ومحمدرضا شاه را به قدرت بازگرداند.

کودتای ۱۳۵۷ حمایت وبرنامه استعمار خمینی را بر موج آنچه که می رفت انقلاب مردم باشد، سوار کرد. درواقع استعمار، در کنفرانس گوادلوپ شیخ را جانشین شاه کرد. 

دوگانه ‌ای که منطقه را در چنگ خود دارد

ساختار ”شاه وشیخ” فقط مختص ایران نیست. در منطقه خاورمیانه نیز، استعمار برای حفظ نفوذ خود، از دیکتاتوری های گوناگون وهمچنین جریان های مذهبی افراطی حمایت کرده است.

در افغانستان: ابتدا پادشاهی ‌های وابسته شکل گرفتند، سپس با دخالت خارجی، گروه هایی مانند طالبان پرورش یافتند که خود ساخته وهدایت‌ شده توسط قدرت‌های خارجی بودند.

در پاکستان: بارها ارتش وساختار مذهبی، با دخالت های مستقیم آمریکا وانگلیس در قدرت تغییر

 داده شدند.

در سوریه بشاراسد: نمونه‌ ای دیگر از سیاست‌ های استعمعاری، در راستای منافع ژئوپلتیک غرب دنبال شده بود.

این دوگانه‌ ”شاه یا شیخ”، ابزاری است که استعمار هر زمان بخواهد، با یک کودتا، یا یک جنگ نیابتی یا یک توافق پشت‌ پرده، یکی از آنها را فعال می‌کند.

 راه رهایی ایران

راه حل سوم: مقاومت مردمی، نه بازگشت به شاه ونه تسلیم به شیخ بلکه تهاجم برای سرنگونی شیخ بدست مردم ایران .

در برابر ساختار پوسیده دوگانه شاه وشیخ، یک گزینهٔ واقعی وانسانی قد برافراشته است:

مقاومت سازمان‌ یافتهٔ مردم ایران.

شورای ملی مقاومت ایران تنها نیرویی است که با برنامه ‌ای روشن، تجربه‌ ای طولانی، واتکایی به مردم، راه سوم را مطرح کرده است:
نه بازگشت به سلطنت ونه ادامهٔ ولایت فقیه، بلکه ایرانی آزاد، سکولار، دمکراتیک ومستقل.

خانم مریم رجوی رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت دربرنامهٔ ۱۰ ماده‌ای، جدایی دین از دولت، لغو اعدام، آزادی بیان وعقیده، انتخابات آزاد وچند حزبی، احترام به اقوام واقلیت‌ها را تضمین می‌کند.

کانون‌های شورشی در داخل ایران، جوانان ودلیرانی هستند که در دل سرکوب وتاریکی، پرچم مبارزه را برافراشته ‌اند وشعلهٔ امید را زنده نگه داشته‌ اند.

راه حل سوم

خانم مریم رجوی در برابر دو راه دروغین ”جنگ” یا ”مماشات”، راه سوم را پیشنهاد کرده است:

نه جنگ، نه مماشات بلکه به رسمیت شناختن مقاومت مردم ایران

 راه‌ حل سوم، کلید رهایی نه فقط برای ایران، بلکه برای منطقه‌ ای است که هنوزدرچنگال ساختار های دیکتاتوری وارتجاعی واستعماری وقدرت‌های پوشالی گرفتار است.

امروز، مسئولیت تاریخی ما بازخوانی این گذشته، آگاهی از نقش استعمار، وایستادن در کنار مقاومت وراه حل سوم برای آزادی واستقلال ایران وصلح در خاورمیانه است.
تا درخت پوسیده‌ شاه وشیخ ازریشه برکنده شود ودرایران درخت آزادی وعدالت بروید.

در پایان، شایسته است در مسیر راهی که در پیش داریم، یادی کنیم از زنده‌ یاد احمد کسروی که با دردمندی چنین هشدار داد:

”بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند؛
تیره ‌بخت‌ تر از آن، ملتی که علاقه‌ مند به دانستن تاریخ خود نباشد؛
وشوربخت ‌تر از همه، ملتی است که تاریخ خویش را به ریشخند گیرد.”

باشد که از این آینه عبرت، چراغی برای راه فردا بسازیم.