ابوذر غفاری
آنان که چشم به بیگانه می دوزند، تاریخ را تکرار میکنند؛ آنان که بر نیروی سازمان یافته مردم تکیه میکنند، تاریخ را میسازند.
تاریخ، بزرگ ترین آموزگار ملتهاست؛ اما تنها برای آنان که گوش شنوا واراده عمل دارند. یکی از روشن ترین درسهای آن این است که هیچ ملت در بندی، آزادی را از آسمان سیاست قدرتهای خارجی دریافت نکرده وهیچ کشوری استقلال، دموکراسی وکرامت انسانی را به ملتی هدیه نداده است. آزادی، دستاورد ایمان، آگاهی، سازمان یافتگی، فداکاری وپایداری مردمی است که مسئولیت رهایی خویش را خود بر دوش گرفتهاند.
تحولات ماههای اخیر نیز بار دیگر این حقیقت را به روشنی آشکار ساخت. آنان که چشم به جنگ، مذاکره یا تصمیم قدرتهای خارجی دوخته بودند، دریافتند که دولتها نه برای آزادی ملتها، بلکه برای تأمین منافع خویش وارد میدان میشوند. انتظار اینکه جنگ، فشار خارجی یا توافق قدرت های جهانی بتواند آزادی را برای ایران به ارمغان آورد، سرابی بیش نیست؛ سرابی که اراده ملی را فرسوده، جامعه را به انفعال میکشاند وآن را از مسیر واقعی تغییر دور میسازد.
چنین انتظاری، به جای تقویت اراده ملی، جامعه را به انفعال میکشاند، مسئولیت تاریخی را از دوش شهروندان برمیدارد وانرژی لازم برای ایجاد تغییر را فرسوده میکند.
تجربه تاریخ گواهی میدهد که هیچ دیکتاتوری با انتظار فرو نریخته است. استبداد تنها زمانی عقب مینشیند که در برابر خود ملتی آگاه، متحد، متشکل وآماده پرداخت بهای آزادی را ببیند؛ ملتی که بتواند امید را به عمل، اعتراض را به مقاومت ومقاومت را به نیرویی سازمان یافته برای دگرگونی تبدیل کند.
امروز نیز بزرگ ترین سرمایه مردم ایران، نه تصمیم قدرت های بیرونی، بلکه اراده ملی، ظرفیت عظیم اجتماعی ومقاومت سازمان یافتهای است که میتواند معادلات استبداد را برهم زند وراه آزادی را هموار سازد. آینده این سرزمین نه در پایتختهای جهان، بلکه دردستان فرزندان آن رقم خواهد خورد؛ در دستان مردمی که به نیروی خود ایمان دارند، هزینه آزادی را میپذیرند وبا همبستگی وتشکیلات، آیندهای آزاد را بنا میکنند.
تاریخ، آینده را به تماشاگران نمیبخشد؛ آن را به ملتهایی می سپارد که برمی خیزند، سازمان مییابند، بهای آزادی را میپردازند وسرنوشت خویش را با دستان خود می نویسند. این، ماندگارترین درس تاریخ وتنها راه پیروزی ملت ایران است.



















