سروده ای به یاد حماسه سازان ۵ مهر

ابوذر غفاری

«پنجره باز»

در شب‌های بسته و خیابان‌های خفه

نسلی از دل ترس، نور برداشت

پنجم مهر، قلب‌ها در دست‌هایمان می‌تپید

و نفس‌ها، سرود آزادی را زمزمه می‌کرد

من در میان جمع، صدای «نه» را شنیدم

صدای شجاعانی که می‌دانستند

مرگ هم، نمی‌تواند دستان پر امید را ببندد

هر گام، زخمی تازه بود

هر نگاه، شعله‌ ای در شب

وحتی وقتی که سایه‌ها برما چیره شد

دل‌هایمان، پنجره‌ای باز بودند

به سوی فردا، به سوی آزادی

ایستادگی، در خون وشور نهفته بود

و نام‌ها، در باد می‌رقصیدند

نسلی که با ایمان، تابوی قدرت را شکست

وبه ما یاد داد که حتی در تاریکی،

نور را می‌توان لمس کرد